بسم الله الرحمن الرحیم

پست ثابت مخصوص خبر ظهور

لطفا از پست های دیگر دیدن کنید

توی قنوت هر نماز ، قرار همه ی محبان حضرت مهدی برای خواندن دعای فرج به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان عج. (این دستور خود آقا در یکی از تشرفات است که به یکی از علما فرمودند.)

قوم بنی اسراییل با همین دعا کردن ها , ظهور و بعثت حضرت موسی را 170 سال به جلو انداختند . مگر ما چه از آن قوم کم داریم ؟

شیعیان کمی همت...... ظهور نزدیک است.



تاريخ : دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از هجرت به مدینه منوره و تشکیل نظام اسلامی، در آغازین روزهای حضورش در این شهر اقدام به ساختن مسجد نمود، تا پایگاه و محل گردهمایی و عبادت مسلمانان باشد.

مهاجرانی که از مکه معظمه به مدینه منوره هجرت کرده و فاقد خانه و مسکن بودند، همین مسجد را خوابگاه خویش قرار دادند. اما پس از مدتی پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را از خوابیدن و بیتوته کردن در مسجد به خاطر حفظ شئونات اسلامی و احترام به اماکن مقدس بازداشت و دستور داد تا برای خویش خانه هایی بسازند و از مسجد بیرون روند.

مهاجران، خانه هایی در اطراف مسجد ساختند ولی هر کدام از آنان، دری به مسجد گشودند، تا ضمن ابراز علاقه مندی به مسجد، در رفت آمد و آنان به مسجد آسان شود و برای درک نماز جماعت رسول خدا صلی الله علیه و آله توفیق بیشتری داشته باشند.از این وضعیت، مدت چندانی نگذشته بود که جبرئیل امین بر رسول خدا صلی الله علیه و آله فرود آمد و به آن حضرت وحی کرد که خداوند سبحان می خواهد مسجد پاک و نظیف بماند و رفت و آمد مسلمانان در آن، در حال پاکی و طهارت باشد، بدین جهت تمام درهایی که به آن گشوده شده است، باید بسته شوند، جز در خانه علی علیه السلام، که از این امر استثنا است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، معاذ بن جبل را مأموریت داد که این خبر را به مسلمانان برساند و بگوید درهای خود را به سوی مسجدالنبی علیه السلام ببندید.

معاذ بن جبل پیام رسول خدا صلی الله علیه و آله را به صحابه آن حضرت، از جمله ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمن عباس و حمزه ابلاغ کرد و همگی اطاعت کردند و درهای خود را بستند. برخی از آنان درصدد چانه زنی برآمده و برای خود امتیاز اندکی طلب می کردند.

روایت شده است که عمر بن خطاب پس از دریافت پیام رسول خدا صلی الله علیه و آله به نزد آن حضرت رفت و به وی عرض کرد: یا رسول الله! دع لی بقدر ما انظر الیک بعینی؛ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله!

من نیز به مانند دیگران در خانه ام را می بندم ولی از تو خواهش دارم که به اندازه دیدن چشم مرا معاف داری تا من از آن سوراخی تو را و داخل مسجد را بنگرم. پیامبر صلی الله علیه و آله از پذیرش درخواست عمر بن خطاب امتناع نمود و فرمان داد که کلاً باید بسته شود.تمام درهایی که به مسجد گشوده بودند، بسته شد. جز در خانه امام علی بن ابی طالب علیه السلام که پیامبر وی را از بستن در خانه اش استثنا نمود.

 

این امر بر برخی از صحابه کبار و ریش سفیدان همراه پیامبر صلی الله علیه و آله گران آمد و پشت سر آن حضرت گلایه و شکوه نمودند. این خبر به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رسید. پیامبر صلی الله علیه و آله روزی در مسجد مدینه برای آنان خطبه خواند و در ضمن آن فرمود:

"قد بلغنی ما قلتم فی سد الابواب، والله ما انا فعلت ذلک، ولکن الله فعله و ان الله اوحی الی موسی علیه السلام ان یتخذ بیتاً طهراً لا یجنب فیه، الا هو و هارون وابناه، یعنی لایجامع فیه غیرهم و ان الله اوحی الی ان اتخذ هذا البیت طهرا، لا ینکح فیه الاّ انا و علی و الحسن و الحسین و الله ما انا امرت بسد ابوابکم و لافتحت باب علی، بل الله امرنی به"؛

آن چه درباره بسته شدن درها گفتید، خبرش به من رسید. به خدا سوگند من آن را انجام ندادم، بلکه این فرمان الهی بود که از طریق من به شما ابلاغ گردید.

خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که خانه پاکی را برای عبادت و پرستش برگزیند و کسی در آن به جنابت نرسد مگر خود موسی علیه السلام و برادرش هارون علیه السلام و فرزندان هارون، یعنی غیر از آنان کسی در آن آمیزش انجام ندهد.

خدای سبحان به من نیز وحی فرستاد که این خانه مسجدالنبی را پاکیزه نگه دارم و کسی در آن نکاح انجام ندهد به حالت جنابت وارد نشود جز من، علی، حسن و حسین که از این فرمان مستثنا شدیم. به خدا سوگند من بسته شدن درهای شما را و باز بودن در خانه علی را فرمان ندادم، بلکه این خدای بزرگ بود، که به من چنین فرمانی داد.

به هر روی، تمام درها بسته شد جز در خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و در خانه علی علیه السلام و خداوند سبحان بار دیگر فضیلت و برتری علی علیه السلام را پس از پیامبر صلی الله علیه و آله بر تمامی خلایق، از جمله بر همه اصحاب و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله اثبات و آشکار نمود.(1)

 

مورخان و سیره نویسان، تاریخ دقیق این واقعه را بیان نکردند، مگر برخی از آنان، که آن را در نهم ذی حجه ذکر کرده و سال وقوع را متذکر نشدند.(2)

از برخی شواهد و قراین به دست می آید که این واقعه در نهم ذی حجّه سال دوّم قمری به وقوع پیوست.

پی نوشت و منابع

--------------------------------

1.نک: شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار علیهم السلام ابوحنیفه نعمان بن محمد تمیمی، ج 2، ص 180، حدیث 520؛ کشف الغمه علی بن عیسی اربلی، ج 1، ص 451.

2.وقایع الایام شیخ عباس قمی، ص 116.

 

منبع:farhangedefa.ir



تاريخ : پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤ | ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

امام صادق علیه السلام فرمود:«اولین کسی که دوباره به دنیا بر می گردد حسین بن علی علیه السلام و یاران او ، و یزید بن معاویه و یاران او هستند؛ سپس تک تک آنها را می کُشد.»

امام صادق علیه السلام فرمود:«اولین کسی که در رجعت باز می گردد، حسین بن علی علیه السلام است و چهل سال* در زمین می ماند تا این که به خاطر کهولت سن ، ابروهایش بر روی چشم هایش می ریزد.»

امام صادق علیه السلام فرمود:«اولین کسی که زمین شکافته می شود و به دنیا بر می گردد ، حسین بن علی علیه السلام است و رجعت یک امر عام نیست، بلکه مخصوص کسانی است ؛ تنها کسانی که کاملاً و صد در صد ایمان خالص دارند و یا کاملاً کافرند بر می گردند.»

منبع: قرآن مبین همراه با تفسیر البرهان

تفسیر آیه 4 تا 6 سوره اسراء

توضیح*: در اینکه اولین شخصی که به دنیا رجعت خواهند کرد ایشان خواهند بود اختلافی نیست و حضرت حسین بن علی علیه السلام نخستین شخص رجعت کننده به دنیا خواهند بود اما در اینکه امام حسین علیه السلام در زمان رجعت چند سال حکومت خواهند کرد روایات مختلفی وجود دارد... 



تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٤ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

امـام صـادق عـلیـه السـلام فـرمـود: خـداى عزوجل روز قیامت مانند پوزش به فقراء مؤ منین تـوجـه کـنـد و فـرمـاید: به عزت و جلالم سوگند که شما را در دنیا به واسطه خوارى شـمـا نـزد خـود فقیر نساختم ، امروز رفتار مرا با خود مى بینید، هر کس ‍ در دنیا به شما نیکى نموده ، دستش را بگیرید و به بهشتش در آورید.


مردى از فقرا گوید: پروردگارا؛ اهل دنیا با یکدیگر در دنیا مسابقه گذاشتند، با زنها نـزدیـکـى کـردند، جامه هاى نازک پوشیدند، خوراک خوردند، در کاخها نشستند، و مرکبهاى معروف و مشهور را سوار شدند، به من هم مثل آنچه به آنها دادى عطا فرما، خداى تبارک و تـعـالى مـى فـرمـایـد: بـراى تـو و هـر یـک از شـمـاسـت هـفـتـاد بـرابـر آنـچـه بـه اهل دنیا دادم از آغاز تا انجام دنیا.

اصول کافى ج : 3 ص : 361 روایة :9

اثر:ثقه الاسلام کلینی 



تاريخ : دوشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٤ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

ابن شهر آشوب و قطب راوندی روایت کرده اند:روزی حضرت امیرالمومنین علیه السلام محتاج به قرض شد. چادر حضرت فاطمه سلام الله علیها را به نزد مرد یهودی که نامش زید بود، رهن گذاشت؛ آن چادر از پشم بود.قدری از جو به قرض گرفت. پس یهودی آن چادر را به خانه برد و در حجره گذاشت.

چون شب شد ، زن یهودی به آن حجره در آمد. نوری از آن چادر ساطع دید، که تمام حجره را روشن کرده بود؛ چون زن آن حالت غریب را مشاهده کرد، به نزد شوهر خود رفت و آنچه دیده بود نقل کرد. پس یهودی پس از استماع آن حالت در تعجب شد! فراموش کرده بود که چادر حضرت فاطمه سلام الله علیها در آن خانه است. به سرعت شتافت و داخل آن حجره شد دید که شعاع چادر آن خورشید فلک عصمت است، که مانند بدر منیر خانه را روشن کرده است.

یهودی از مشاهده ی این حالت تعجبش زیاد شد! پس یهودی و زنش به خانه ی خویشان خود دویدند و هشتاد نفر از ایشان را حاضر گردانیدند.

از برکت شعاع چادر فاطمه سلام الله علیها ، همگی به نور اسلام منوّر گردیدند.

منتهی الآمال ج 1 ص 165

مولف:ثقة الاسلام  مرحوم حاج شیخ عباس قمی ره



تاريخ : شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤ | ٩:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
  •  امام سجاد علیه السلام:
  • «وَأَمّا حَقُّ المُستَنصِحِ فَإنَّ حَقَّهُ أَن تُؤَدِّىَ إلَیهِ النَّصیحَةَ عَلَى الحَقِّ الَّذى تَرى لَهُ أَنَّهُ یَحمِلُ وَیُخَرَّجُ المَخرَجَ الَّذى یَلینُ عَلى مَسامِعِهِ وَتُکَلِّمَهُ مِنَ الکَلامِ بِما یُطیقُهُ عَقلُهُ فَإنَّ لِکُلِّ عَقلٍ طَبَقَةٌ مِنَ الکَلامِ یَعرِفُهُ وَیَجتَنِبُهُ وَلیَکُن مَذهَبُکَ الرَّحمَةُ»
  • حقّ نصیحت خواه این است که به راه صحیحى که مى دانى مى پذیرد، راهنمائیش کنى و سخن در حدّ درک و فهم و عقلش بگویى که هر عقلى ظرفیت مخصوص خود را دارد و روش تو باید همراه با مهربانى و رحمت باشد.

تحف العقول، ص269



تاريخ : چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

متوکل، خلیفه ی عباسی برای اهانت به امام هادی علیه السلام ایشان را در خان الصعالیک، یعنی محله ی گدایان جای داده بود.

صالح بن سعید می گوید: بر حضرت ابوالحسن سوم، امام هادی علیه السلام وارد شدم.عرض کردم:«فدایت گردم، هدف بنی عباس در همه کار خاموش کردن نور شماست. در حق شما کوتاهی می کنند، تا به حدی که شما را در این کاروانسرای پست جای داده اند.»

امام هادی علیه السلام فرمود:«ای پسر سعید، معرفت تو در حق ما همین اندازه است؟» سپس با دست مبارک اشاره کرد و فرمود:«نگاه کن!» وقتی نگاه کردم، باغ های سرسبز با طراوت و شگفتی را دیدم که در میان آنها حوریان خوشبو و عطرآگین همچون لؤلؤ ، پرندگان، آهوان، جویبارهای جوشنده و... چنان که مرا مدهوش ساخت و چشم خیره ماند. آن گاه فرمود:«ما هرجا باشیم این ها برایمان آماده است و در کاروانسرای گدایان نخواهیم بود.»

منبع:سرنوشت انسان-بهشت و جهنم ص 34 و 35

مولف:مسعود عالی 



تاريخ : دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ | ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

-«مرا با دنیا چه کار؟مثل من و دنیا مثل سواری است که در روز گرمی درختی برایش بپا شده و او زیر درخت خواب کوتاهی نموده سپس کوچ کرده و درخت را واگذاشته است.»

-«خداوند من و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از یک نور آفریده است.»

-«من و علی قبل از خلقت آدم، نوری بودیم در پیشگاه خداوند، وقتی آدم آفریده شد ، آن نور در وجود او قرار گرفت و پیوسته آن نور یکی بود تا اینکه در صلب عبدالمطلب به صورت دو نور، از هم جدا شد ، نور نبوّت در من و خلافت در وجود علی علیه السلام قرار گرفت.»

-«من و کتاب خدا و اهل بیت من ، نخستین گروهی هستیم که در روز قیامت بر خدای عزیز جبار وارد می شویم و سپس امّت من. آنگاه من از آنها می پرسم که با کتاب خدا و اهل بیت من چه کردید؟»

-«من مزاح و شوخی می کنم ولی جز حق نمی گویم.»

-«من هرگز از نماز سیر نمی شوم.»

-«از خدا خواستم که حساب امّت مرا به من واگذارد تا پیش امّت های دیگر رسوا نشود، پس خدای عز و جل به من وحی کرد ای محمد نه، بلکه من حسابشان را می رسم و اگر گناهی از آنها سر زده از تو پوشیده می دارم که پیش تو نیز رسوا نشود.»

منبع:نرم افزار مبین/ مخصوص موبایل



تاريخ : شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤ | ٥:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

مـحـمد بن مسلم از یکى از دو امام باقر و صادق علیهماالسلام حدیث کند که فرمود: در مـیـزان (و تـرازوى اعـمـال در قـیـامـت ) چـیـزى سـنـگـیـن تـر از صـلوات بـر مـحـمـد و آل مـحـمـد نـیـسـت ، و هـمـانا مردى باشد که اعمالش را در میزان گذارند و سبک باشد، پس ثـواب صـلوات او در آید و آنرا در میزان نهد پس بسبب آن سنگین گردد و (بر کفه دیگر) بچربد.

اصول کافى جلد 4 صفحه : 252 روایة : 15

*************************

حـضـرت صـادق (ع ) فـرمـود: هـرگـاه یکى از شماها نماز بخواند و در نماز خود نام پـیـغـمبر (ص ) (و آل او) را نبرد، با این نماز بجز راه بهشت مى رود (یعنى این نماز او را بـه بـهشت نخواهد برد). و رسول خدا(ص ) فرمود: هر کس که من نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد به دوزخ رود، پس خدایش (از رحمت خود) دور کند. و فرمود (ص ): و هـر کـس کـه مـن نـزدش نام برده شوم و صلوات (فرستادن ) را بر من فراموش کند از راه بهشت به خطا رفته است .

اصول کافى جلد 4 صفحه : 253 روایة : 19

*************************

حـضـرت صادق علیه السلام فرمود: چون نام پیغمبر صلى اللّه علیه و آله برده شد بـسـیـار بر او صلوات بفرستید، زیرا هر کس یک صلوات بر پیغمبر صلى اللّه علیه و آله فـرسـتـد خداوند هزار بار در هزار صف از فرشته ها بر صلوات فرستد، و چیزى از مخلوقات خدا نماند جز اینکه بر این بنده صلوات فرستد براى آنکه خداوند و فرشتگان براى او صلوات فرستند، و هر کس در این فضیلت رغبت نکند پس او نادان و مغرور است ، و خدا و رسول و خاندانش از او بیزارند.

اصول کافى جلد 4 صفحه : 249 روایة : 6

*************************

ـ عـبـد السـلام بـن نعیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم : من وارد خانه (کـعـبـه ) شـدم و هـیـچ دعـائى بـخـاطـر نـداشـتـم جـز صـلوات بـر مـحـمـد و آل مـحـمـد؟ فرمود: آگاه باش که هیچ کس مانند تو (در فضیلت و ثواب ) از خانه بیرون نیامده است .

اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

اصول کافى جلد 4 صفحه : 252 روایة : 17

اثر:ثقةالاسلام کلینی



تاريخ : چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٤ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

در حدیقة الشیعه است: از معجزات حضرت علی بن الحسین علیه السلام آن است که در کشف الغمّه از شهاب زهری نقل نموده؛

عبد الملک مروان از شام به مدینه فرستاد که آن حضرت را به شام برند. آن حضرت را در غل و زنجیر کرده، از مدینه بردند و موکلان بر او گماشتند.من از موکّلان التماس کردم که رخصت سلام بدهند. چون به خدمتش رسیدم و او را با غُل و زنجیر دیدم ، گریستم و گفتم:«دوست می دارم که این غُل و زنجیر بر من باشد و شما را این آزار نباشد.»

تبسّم نموده ، فرمود:« ای زهری! تو را گمان آن است که مرا از این غل آزاری ست. نه چنین است.» دست و پا را از غل و زنجیر بیرون آورده و گفت:«چون شما را چنین چیزها پیش آید، عذاب خدا را به خاطر بگذرانید و از آن اندیشه کنید. تو را خاطر جمع باد، که من بیش از دو منزل ، با این جمع همراه نیستم.»

پس روز سوم دیدم که موکّلان سراسیمه به مدینه برگشتند. از پی آن حضرت می گردیدند و نشان نمی یافتند.می گفتند: در دور او نشسته بودیم، که به یکبار غل و زنجیر را دیدیم بر جای اوست و او پیدا نیست. پس من به شام رفتم و عبدالملک مروان را دیدم. از من احوال پرسید. آنچه دیده بودم، نقل کردم. گفت:"والله! که همان روز که پی او می گشتند، به خانه ی من آمد و به من خطاب نمود:«ما انا و انتَ؟» یعنی{تو را با من و مرا با تو چه کار است؟}  من گفتم:"دوست دارم که با من باشی."

فرمود:«من دوست ندارم که با تو باشم.»

سپس از پیش من بیرون رفت. به خدا قسم! چنان هیبتی از او به من رسید که چون به خلوت آمدم ، جامه ی خود را ملوَّث(آلوده) دیدم."

زهری گوید من گفتم:«علی بن الحسین علیه السلام به خدای خود مشغول است. به او گمان بد مبرید.»

گفت:"خوشا به حال کسی که که به شغل او مشغول است."

منبع:منتهی الآمال ج 2  ص 35

مولف: ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره) 



تاريخ : یکشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٤ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

درباره وجوه تشابه امام حسین علیه السلام با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف روایات متعددی وجود دارد و پژوهشگران در این باره تألیف های ارزشمندی دارند. این نوشتار نیز بر آن است که بخشی از پیوند عاشورای امام حسین علیه السلام و انتظار حضرت مهدی علیه السلام را باز گوید. پیوندی که رمز حیات شیعه و راز بقای آن است و به اعتقاد برخی صاحب نظران "عاشورا" انتظار برآورده نشده ی شیعه است و "انتظار" عاشورای برآورده شده ی شیعه.

زمانه:

زمانه ی امام حسین علیه السلام عصر بدعت ها و غفلت هاست. سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله ترک شده است و کسی چون یزید بر مسلمین حکومت می کند و تنها شیوه ی زنده ماندن اسلام این است که حسین و یارانش به قربانگاه بروند.

حضرت مهدی علیه السلام نیز وقتی قیام می کند مردم به عصر جاهلیت بازگشته اند و معارف قرآن و دین را تحریف کرده اند. زمانه ی حسین و مهدی علیهما السلام در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت مشابه یکدیگر است.

امام حسین علیه السلام در خطبه ی کوتاهی در مسیر کربلا می فرمایند:«به راستی این دنیا سخت دگرگون و نا آشنا شده ، خیر از آن رخت بسته و جز مقدار ناچیزی، همانند ته مانده ی ظرف و زندگی پستی چون چراگاهی ، از آن باقی نمانده. مگر نمی بینید کسی به حق رفتار نمی کند و از باطل دست نمی کشد. تا مومن ، به حق، مشتاق لقای خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم. مردم بندگان دنیا هستند ، دین لعابی است که تا زندگی روبراه است، به دور زبان می گردانند وچون دوران آزمایش رسد، دینداران کمیاب شوند.»

حضرت علی علیه السلام نیز درباره دوران ظهور می فرمایند:«وقتی مهدی علیه السلام قیام کند خواهش نفسانی را به هدایت آسمانی بازگرداند، و آن هنگامی است که – مردم – رستگاری را تابع هوی ساخته اند و رای آنان را پیرو قرآن کند و آن هنگامی است که قرآن را تابع رای خود کرده اند. پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از کتاب و سنّت مرده است زنده فرماید.»

«ای گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه ای که به چشم می کشند خالص می شوید، زیرا کسی که سرمه به چشم می کشد می داند سرمه کی وارد چشم می شود ولی نمی داند چه وقت از بین می رود. شما نیز (روزگاری خواهید داشت) که یک نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق می بیند، ولی شب از دین بیرون رفته است. و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولی صبح از دین خارج شده است.»

همچنین فضل بن یسار از حضرت صادق علیه السلام روایت نمود که فرمود:«هنگامی که قائم ما قیام می کند با مردم نادانی رو به رو می گردد که در نفهمی از جهال جاهلیت که پیغمبر با آنها مواجه بود ؛ بدترند.»

عرض کردم:«چطور؟»

فرمود:«وقتی پیغمبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد مردم بت هایی از سنگ و صخره ها و چوبهای تراشیده را پرستش می کردند و زمانی که قائم قیام می کند، همه ی مردم کتاب خدا(قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می کنند.»

ادامه دارد....

منبع:دانشنامه مهدویت

مهندس امین بشارت نیا 



تاريخ : جمعه ٧ فروردین ۱۳٩٤ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«خداوند که حمد و ستایش برای اوست ، دوستی علی و فاطمه و ذریه ی آن دو را بر همه ی انسانها عرضه داشت، اول کسانی که آن را پذیرفتند به عنوان رسل (رسولان) انتخاب شدند و پس از آنان کسانی که آن را پذیرفتند به عنوان شیعه برگزیده شدند و خداوند در بهشت همه ی آنان را جمع خواهد کرد.»

احقاق الحق ج 9 ص 191

********************

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«ملعون است ، ملعون است هرکس پس از من به دخترم فاطمه (سلام الله علیها) ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد.»

بحارالانوار ج 73 ص 354

********************

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه سلام الله علیها تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است ؛ به گونه ای که در طاعت خدا جدیّت دارد.»

بحارالانوار ج 43 ص46

مناقب ج3 ص 337

********************

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام زهره است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نورافشان فرقدان هستند.»

بحارالانوار ج 24 ص 74

معانی الاخبار ص 114

********************

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«... فاطمه علیهاالسلام حوریه ای است به صورت انسان که من هرگاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیهاالسلام را می بویم.»

التوحید شیخ صدوق  ص 117

منبع:نرم افزار مبین/ مخصوص موبایل



تاريخ : سه‌شنبه ٤ فروردین ۱۳٩٤ | ٩:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()