بسم الله الرحمن الرحیم

پست ثابت مخصوص خبر ظهور

لطفا از پست های دیگر دیدن کنید

در قنوت هر نماز ، قرار همه ی محبان حضرت مهدی برای خواندن دعای فرج به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان عج. (این دستور خود آقا در یکی از تشرفات است که به یکی از علما فرمودند.)

قوم بنی اسراییل با همین دعا کردن ها , ظهور و بعثت حضرت موسی را 170 سال به جلو انداختند . مگر ما چه از آن قوم کم داریم ؟

شیعیان کمی همت...... ظهور نزدیک است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ظهور حضرت مهدی عج


تاريخ : یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٥ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

(6) 18. امام صادق علیه السّلام فرمود: خداوند متعال هیچ بنده ‏اى را مورد محبت خود قرار نمى‏ دهد مگر اینکه مردم او را دشمن مى ‏دارند.

(7) 19. فرمود: خداوند مؤمن را چنان مبتلا مى‏ کند که گفتارش مورد قبول واقع نمى ‏شود و در هنگام مخاصمه با دشمن درباره او به عدالت رفتار نمى‏ گردد.

(8) 20. فرمود: خداوند متعال مؤمن را در دنیا در معرض هدف دشمن قرار داده، دشمن مى ‏تواند بر مؤمن مسلط شود و او را از پا درآورد، اما نمى ‏تواند بر دین او مسلط شود و این است معنى آیه شریفه: فَوَقاهُ اللَّهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

(9) 21. مفضل بن عمر گوید: مردى خدمت حضرت صادق علیه السّلام عرض کرد:

مردم قبل از ما عقیده داشتند که خداوند متعال هر گاه بنده ‏اى را دوست داشته باشد صدائى از آسمان بلند مى‏ شود که خداوند او را دوست مى‏ دارد شما هم او را دوست داشته باشید.

در این هنگام خداوند محبت او را در دل مردم مى‏ اندازد، هر گاه بنده مورد بغض خداوند قرار گیرد منادى از آسمان فریاد مى‏ زند که خداوند فلان بنده را دوست نمى ‏دارد، شما با او دوستى نکنید، در این جا مردم هم او را مورد بغض قرار مى‏ دهند.

راوى گوید: حضرت صادق علیه السّلام تکیه کرده بود، پس از شنیدن این سخن برخاست و در جاى خود قرار گرفت و فرمود: این چنین نیست بلکه خداوند هر گاه بنده ‏اى را دوست بدارد مردم نسبت به او فریفته مى ‏شوند و سخنانى در باره او مى‏ گویند که وى مأجور شده و مردم به گناه آلوده خواهند شد در اثر بدگوئى ‏ها که به او مى‏ کنند.

هر گاه بنده‏ اى را مورد بغض قرار دهد دوستى او را در دل مردم مى‏ اندازد تا در باره او سخن‏ هائى بگویند که خود او را به گناه آلوده کنند، مگر از حسین بن على و یحیى بن زکریا نزد خدا محبوب‏تر هست، ولى مردم آنها را دشمن گرفتند و کشتند.

(1) 22. فرمود: قبلا کسانى بودند و مانند شما به خدا و رسول ایمان داشتند، ولى کافران آن‏ها را گرفتند و دست و پاى آنان را قطع کردند و بر شاخه‏ هاى درخت مصلوب مى‏ نمودند و آن‏ها هم صبر مى ‏کردند.

(2) 23. امام صادق علیه السّلام فرمود: اگر در معرض آزمایش قرار گرفتید صبر کنید زیرا خداوند همواره مؤمنان را مبتلا مى‏ کند و بدانید که مؤمنان صابر بسیار کم هستند و کمترین افراد در محشر مؤمنین مى‏ باشند.

(3) 24. امام علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه: ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ‏ فرمود: به خداوند سوگند آنها با پیامبران جنگى نکردند و با دست و شمشیر خود آنها را نکشتند، بلکه اسرار آنان را شنیدند و پخش کردند. و در نتیجه پیامبران کشته شدند و یا به دست ستمگران گرفتار شدند، از این جهت آن مردم به عنوان قاتل و گناه‏کار معرفى شدند.

(1) 25. حضرت باقر علیه السّلام فرمود: مؤمن در زندگى خانواد‏گى مبتلا مى ‏گردد و همواره مورد اذیت و آزار یکى از خویشاوندان هست و اگر در خانواده کسى نبود او را رنج دهد از همسایه در عذاب خواهد بود.[1]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى‏ ص 266 الی 268

نویسنده: طبرسى، على بن حسن‏

مترجم: عطاردى قوچانى، عزیز الله‏



[1] طبرسى، على بن حسن، مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى - تهران، چاپ: اول، 1374ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : جمعه ٦ اسفند ۱۳٩٥ | ٥:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

120 [سوره ‏ى عصر] [آیه ‏ى 3- 2]

وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ[1]

(سوگند به عصر* که همانا انسان در زیان‏کارى است* مگر آنان‏ که ایمان آورده ‏اند و کارهاى نیک انجام داده و یک‏دیگر را به حق سفارش و به پایدارى توصیه کرده ‏اند.)

[296] ابن بابویه، قال: حدّثنا أحمد بن هارون الفامی‏[2] و جعفر بن محمّد بن مسرور و علیّ بن الحسین بن شاذویه المؤدّب رضی اللّه عنهم، قالوا: حدّثنا محمّد بن عبد اللّه بن جعفر بن جامع الحمیریّ، قال: حدّثنا أبی، عن محمّد بن الحسین بن زیاد الزّیّات‏[3]، عن محمّد بن سنان، عن المفضّل بن عمر، قال:

سألت الصّادق جعفر بن محمّد علیهما السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ، قال علیه السّلام:

«الْعَصْرِ عصر خروج القائم علیه السّلام، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ یعنی أعداءنا، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا [یعنی‏] بآیاتنا، وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ یعنی بمواساة الإخوان، وَ تَواصَوْا بِالْحَقِ‏ یعنی بالإمامة، وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ یعنی فی الفترة.»[4]

ابن بابویه گوید: احمد بن هارون فامى و جعفر بن محمّد بن مسرور و علىّ بن‏ الحسین بن شاذویه مؤدّب- که خداى از ایشان خشنود باد- حدیث‏مان دادند، گفتند: محمّد بن عبد اللّه بن جعفر بن جامع حمیرى حدیث‏مان داد، گفت: پدرم حدیث‏مان داد، از محمّد ابن الحسین بن زیاد زیّات، از محمّد بن سنان، از مفضّل بن عمر که گفت:

از امام صادق حضرت جعفر بن محمّد علیهما السّلام راجع به قول خداى- عزّ و جلّ-:

(سوگند به عصر* که همانا انسان در زیان‏کارى و خسران است) پرسیدم. آن حضرت فرمود:

« (سوگند به عصر)، عصر خروج حضرت قائم علیه السّلام است. (همانا انسان در زیان‏کارى و خسران است) یعنى، دشمنان ما (در زیان‏ اند)، (مگر آنان‏ که ایمان آوردند) [یعنى‏] (آنان‏ که) به آیات ما (ایمان آوردند). (و کارهاى نیک انجام دادند) یعنى، برابرى و یک‏رنگى با برادران دینى، (و یک‏دیگر را به حق سفارش کردند) یعنى، به امامت، (یک‏دیگر را به صبر و پاى‏دارى توصیه کردند) یعنى، در دوران فترت‏[5][6]

 

3. [سوره‏ ى مائده‏] [آیه‏ ى 4]

الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ ...[7]

(... امروز آنان که کفر ورزیده‏ اند، از دین شما (و از این‏که بتوانند بر آن آسیب رسانند) ناامید گشتند. پس شما از آنان بیمناک نباشید و از من بترسید.)

[3] العیّاشیّ: عن عمرو بن شمر، عن جابر، قال: قال أبو جعفر علیه السّلام فی هذه الآیة الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ، فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ‏:

«یوم یقوم القائم علیه السّلام یئس بنو أمیّة فهم الذین کفروا یئسوا من آل محمّد علیهم السّلام.»[8]

عیّاشى: از عمرو بن شمر، از جابر آورده که گفت: حضرت ابو جعفر امام باقر علیه السّلام درباره‏ ى این آیه: (امروز آنان که کفر ورزیده ‏اند از دین شما مأیوس شدند. پس شما از آنان بیمناک نباشید و از من بترسید) فرمود:

«روزى که امام قائم علیه السّلام قیام کند، بنى امیّه مأیوس شوند که آن‏هایند (کسانى که کافر شدند). (آنان) از آل محمّد علیهم السّلام نومید مى‏ شوند.»

 

4. [سوره ‏ى انفال‏] [آیه‏ ى 8]

یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ‏[9]

(و خدا مى‏ خواهد که حق را به ‏وسیله‏ ى کلماتش ثابت گرداند و کافران را از بیخ و بن برکند.)

[4] العیّاشیّ: عن جابر قال: سألت أبا جعفر علیه السّلام عن تفسیر هذه الآیة فی قول اللّه- عزّ و جلّ-: (یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ‏ قال:

أبو جعفر علیه السّلام:

«تفسیرها فی الباطن یرید اللّه فإنّه شی‏ء یریده و لم یفعله بعد، و أمّا قوله:

(یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ‏ فإنّه یعنی یحقّ حقّ آل محمّد.

و أمّا قوله: بِکَلِماتِهِ‏- قال:- کلماته فی الباطن، علیّ هو کلمة اللّه فی الباطن، و أمّا قوله: وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ‏ فهم بنو أمیّة، هم الکافرون یقطع اللّه دابرهم، و أمّا قوله: لِیُحِقَّ الْحَقَ‏ فإنّه یعنی لیحقّ حقّ آل محمّد علیهم السّلام حین یقوم القائم علیه السّلام.

و أمّا قوله: وَ یُبْطِلَ الْباطِلَ‏ یعنی القائم علیه السّلام، فإذا قام یبطل باطل بنی أمیّة و ذلک قوله: لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ‏.»[10]

عیّاشى به سند خود از جابر آورده که گفت: از حضرت ابو جعفر باقر علیه السّلام راجع‏ به تفسیر این آیه پرسیدم که خداى- عزّ و جلّ- فرموده است: (و خدا مى‏ خواهد که حق را به وسیله‏ ى کلماتش ثابت گرداند و ریشه‏ ى کافران را از بن برکند). حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمود:

«تفسیرش آن است که در باطن خدا چنین مى‏ خواهد؛ زیرا که این چیزى است که آن را مى ‏خواهد؛ ولى هنوز به انجام نرسانده است. این قول خداوند: (حق را به وسیله‏ ى کلماتش ثابت گرداند) منظور احقاق حقّ آل محمّد علیهم السلام است و این‏که فرموده:

(به وسیله ‏ى کلماتش)- (آن حضرت) فرمود:- کلمات او در باطن (مراد است) و على علیه السّلام همان کلمه‏ ى خداوند در باطن است و امّا قول خداوند: (و ریشه‏ ى کافران را از بیخ و بن برکند) اینان بنى ‏امیّه‏ اند، آن‏هایند کافران. خداوند دنباله‏ شان را قطع خواهد کرد.

این‏که فرمود: (تا حق را تحقّق بخشد) یعنى، حقّ آل محمّد علیهم السّلام را تحقّق بخشد، هنگامى که حضرت قائم علیه السّلام قیام مى‏ کند و امّا قول خداوند: (و باطل را محو و نابود سازد) یعنى، حضرت قائم علیه السّلام باطل مى‏ سازد که چون قیام کند، باطل بنى امیّه را از بین خواهد برد و این است معنى قول خداوند: (تا حق را پایدار و محقّق کند و باطل را محو و نابود سازد؛ هرچند مجرمان را ناخوش آید).»

 

5. [سوره‏ ى توبه‏] [آیه ‏ى 3]

وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ ...[11]

(و هشدارى است از خداوند و پیامبرش به مردم، در روز حجّ بزرگ ...)

[5] العیّاشیّ: عن جابر، عن [جعفر بن محمّد و][12] أبی جعفر علیهما السّلام فی قوله عزّ و جلّ: وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ قال:

«خروج القائم علیه السّلام‏ وَ أَذانٌ‏ دعوته إلى نفسه.»[13]

عیّاشى از جابر، از [حضرت جعفر بن محمّد و] حضرت ابو جعفر باقر علیه السّلام راجع به قول خداى- عزّ و جلّ-: (و هشدارى است از خداوند و پیامبرش به مردم، در روز حجّ بزرگ ...) آورده است که فرمودند:

« (روز حجّ بزرگ) خروج حضرت قائم علیه السّلام (و بانگ هشدار) دعوت آن حضرت به خویش است.»[14]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: سیماى حضرت مهدى( علیه السلام) در قرآن‏ ص 522 و 529 و 531و 532

پدیدآور: بحرانى، هاشم بن سلیمان‏

مترجم: حائرى قزوینى، مهدى‏[8]

نرم افزار قرآنی جامع تفاسیر نور



[1] ( 1). عصر( 103): 2- 4.

[2] ( 2). در مأخذ: القاضی.

[3] ( 3). در مأخذ: أبی الخطّاب الدّقّاق.

[4] ( 4). کمال الدّین 2: 656[ باب 58، ح 1].

[5] ( 1). مراد زمان غیبت است که باورها سست مى‏شود[ و این پیش‏گویى عجیب، خود نشان حقّانیّت امر است‏].

[6] بحرانى، هاشم بن سلیمان، سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، 1جلد، نشر آفاق - ایران - تهران، چاپ: 5، 1384 ه.ش.

[7] ( 1). مائده( 5): 4.

[8] ( 2). تفسیر العیّاشی 1: 292[ مائده، ح 19].

[9] ( 1). انفال( 8): 8.

[10] ( 2). تفسیر العیّاشی 2: 50[ انفال، ح 24].

[11] ( 1). توبه( 9): 3.

[12] ( 2).[ در مأخذ به همین ترتیب چاپ شده است.]

[13] ( 3). تفسیر العیّاشی 2: 76[ برائة، ح 15].

[14] بحرانى، هاشم بن سلیمان، سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، 1جلد، نشر آفاق - ایران - تهران، چاپ: 5، 1384 ه.ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نشانه های ظهور امام زمان عج , احادیث و روایات معصومین


تاريخ : پنجشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٥ | ٥:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

(9) 1. امام محمد باقر علیه السّلام فرمود: گذشت از آنچه در دست مردم است بیشتر از سخاوت نفس و بذل مال مى ‏باشد.

(10) 2. رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله فرمود: بهشت منزل سخاوتمندان است.

(11) 3. امام صادق علیه السّلام فرمود: سخى کریم آن است که مال خود را در راه حق صرف کند.

(1) 4. فرمود: سخاوت آن است که انسان خود را از حرام نگهدارد و هر گاه به حلالى دست یافت خوشحال مى‏ شود که آن را در راه خدا انفاق کند.

(2) 5. فرمود: هر بنده ‏اى که خلقش نیکو باشد و دست او بازگردد، در ضمانت خداوند مى‏ باشد و خداوند او را داخل بهشت مى‏ گرداند.

(3) 6. امام باقر علیه السّلام فرمود: جوان غرق در شهوات ولى سخى بهتر است از پیرمرد عابد بخیل.

(4) 7. امام صادق علیه السّلام فرمود: سخاوت آن است حقى که خداوند در مالت واجب کرده بیرون کنى و در راهش خرج نمائى.

(5) 8. رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: سخاوت درختى است در بهشت که شاخه ‏هاى آن در زمین آویزان است. هر کس به شاخه ‏اى از آن آویزان شود به طرف بهشت کشانده مى‏ گردد.

(6) 9. امام صادق علیه السّلام فرمود: ابراهیم علیه السّلام پدر همه مهمان‏ نوازها بود هر شبى که مهمان نداشت از خانه بیرون مى ‏شد و دنبال مهمان مى‏ رفت یکى از شب‏ ها وقتى که به خانه برگشت دید مردى و یا کسى مانند مردى در آنجا هست. فرمود: اى بنده خدا به اجازه چه کسى وارد این خانه شده‏ اى. گفت: من به اذن صاحب خانه وارد شده ‏ام.

ابراهیم صلوات اللَّه علیه از موضوع مطلع شد و خدا را حمد کرد، او گفت: خداوند مرا به طرف یکى از بندگان خود که او را خلیل خود گرفته فرستاد، گفت: بفرمائید آن خلیل کیست که تا من او را خدمت کنم. گفت: آن خلیل خودت هستى. گفت: چرا. گفت: براى اینکه از کسى چیزى نخواستى.

(7) 10. امام کاظم علیه السّلام فرمود: چه قدر زشت است از مردى چیزى بخواهند و او بگوید: نه.

(8) 11. مردى از حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام پرسید در حالى که آن حضرت طواف مى‏کرد جواد کیست؟

فرمود: این سخن شما دو معنى دارد، اگر مقصودت مخلوق است در این جا جواد به کسى گویند که واجبات خدا را اداء کند، اما اگر از خالق سؤال مى‏کنى او جواد است. اگر بدهد و جواد است اگر ندهد زیرا اگر او بدهد مى ‏دهد آنچه را که مال تو نیست، و اگر ندهد نمى ‏دهد آنچه را که تعلق به تو ندارد.[1]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى‏ ص 214 الی 216

نویسنده: طبرسى، على بن حسن‏

مترجم: عطاردى قوچانى، عزیز الله‏



[1] طبرسى، على بن حسن، مشکاة الأنوار / ترجمه عطاردى - تهران، چاپ: اول، 1374ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٥ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 1- حدیث کردند ما را ... از ابو بصیر که گفت پرسیدم از حضرت صادق علیه السّلام چرا خداوند عذاب را برگردانید از قوم حضرت یونس (و ایشان را عذاب نکرد) با اینکه عذاب نزدیک سر ایشان رسیده بود، و با امت‏ هاى دیگر این کار را نفرمود (مانند قوم نوح و قوم لوط و قوم عاد امت حضرت هود و قوم ثمود امت حضرت صالح).

فرمود براى آن که در علم الهى بود که از ایشان برطرف خواهد کرد به واسطه توبه (حقیقى و واقعى) نمودن آنها، و این قضیه را به حضرت یونس علیه السلام خبر نداد، زیرا می خواست که یونس را فارغ البال گرداند براى بندگى و عبادت خود در شکم ماهى و بدین سبب او را مستوجب ثواب و کرامت (و درجات عالیه) گرداند.

2- حدیث کردند ما را ... از حضرت صادق علیه السّلام که می فرمود: خداوند برطرف نکرد عذاب را از قومى که بر سر ایشان هم رسیده باشد مگر از قوم حضرت یونس.

گفتند: آیا نزدیک سر ایشان رسیده بود.؟

فرمود: آرى آنقدر نزدیک شده بود که می توانستند دست به آن برسانند.

گفتند پس چرا خداوند بر سر آنان فرود نیاورد؟

فرمود: زیرا در علم مکنون الهى بود که آنها توبه خواهند کرد و عذاب را از ایشان باز خواهد داشت، و این مطلب را به کسى خبر نداده بود (زیرا جزو علوم مکنونه الهى است).[1]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: علل الشرائع / ترجمه مسترحمى‏ ص 177 و 178

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

تاریخ وفات مؤلف: 381 ق‏

مترجم: مسترحمى، هدایت الله‏



[1] ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع / ترجمه مسترحمى - تهران، چاپ: ششم، 1366ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : دوشنبه ٢ اسفند ۱۳٩٥ | ٦:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

✍...علامه مجلسی رضوان الله تعالی علیه در کتاب مرأه العقول در باره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها می‌نویسد:

 

محَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ إِنَّ فَاطِمَهَ علیها السلام صِدِّیقَهٌ شَهِیدَهٌ .  الحدیث الثانی صحیح…

 

ثم إن هذا الخبر یدل على أن فاطمه صلوات الله علیها کانت شهیده و هو من المتواترات و کان سبب ذلک أنهم لما غصبوا الخلافه و بایعهم أکثر الناس بعثوا إلى أمیر المؤمنین علیه السلام لیحضر للبیعه، فأبى فبعث عمر بنار لیحرق على أهل البیت بیتهم و أرادوا الدخول علیه قهرا، فمنعتهم فاطمه عند الباب فضرب قنفذ غلام عمر الباب على بطن فاطمه علیها السلام فکسر جنبیها و أسقطت لذلک جنینا کان سماه رسول الله صلى الله علیه و آله محسنا، فمرضت لذلک و توفیت صلوات الله علیها فی ذلک المرض

 

از امام کاظم علیه السلام نقل شده است که فاطمه علیها السلام ،‌ صدیقه و شهیده بود . این حدیث صحیح است .

 

این روایت دلالت می‌کند که فاطمه که صلوات خدا بر او باد، شهیده بوده است و این مسأله از متواترات است. سبب شهادت آن حضرت این بوده است که وقتی آن‌ها خلافت را غصب کردند و اکثر مردم با آن‌ها بیعت کردند، به دنبال امیرمؤمنان علیه السلام فرستادند تا او برای بیعت بیاوردند. آن حضرت امتناع کرد . پس عمر را به همراه آتش فرستاد تا خانه را بر سر اهل بیت علیهم السلام به آتش بکشد.

 

آن‌ها می‌خواستند به زور وارد خانه شوند که فاطمه که نزدیک در بود، مانع آنان شد؛ پس قنفذ غلام عمر در خانه به شکم فاطمه علیها السلام زد. در این اثر این ضربه پهلوی آن حضرت شکست و جنینش که رسول خدا صلی الله علیه وآله آن را محسن نامیده بود، سقط شد. به همین خاطر بیمار شد و از همین بیماری نیز از دنیا رفت.

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

مرآه العقول ، ج۵، ص۳۱۵ ـ ۳۱۸


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : یکشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٥ | ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
حَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ قَالَ حَدَّثَنِی حَمْزَةُ بْنُ حُمْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا هَمَّ أَحَدُکُمْ بِخَیْرٍ فَلَا یُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ الْعَبْدَ رُبَّمَا صَلَّى الصَّلَاةَ أَوْ صَامَ الْیَوْمَ فَیُقَالُ لَهُ اعْمَلْ مَا شِئْتَ بَعْدَهَا فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ
اصول کافى ج : 3 ص : 211 روایة :1
ترجمه روایت شریفه :
امام صادق (ع ) مى فرمود: هرگاه یکى از شما آهنگ کار خیرى کند، نباید تاءخیرش اندازد، زیرا بنده گاهى نماز میخواند یا روزه میگیرد و باو گفته میشود، پس از این هر چه خواهى بـکـن ، کـه خدا ترا آمرزید (یعنى گناهان گذشته ات آمرزیده شد، در آینده مواظب باش و ببین چه خواهى کرد).


شرح :
مـقـصـود از ایـن روایت اینست که : عبادتی که موجب آمرزش بنده و تقرب کاملش بجانب حق مـتعال می شود از او مستور و پوشیده است ، و نمی داند چگونه عملى است ، از این رو باید نسبت بـهـر کـار خیر و عمل نیکى که تصمیم گرفت فورى اقدام کند و تاءخیر نیندازد، که مبادا آن عـمـل مـوجب آمرزشش باشد و از او فوت شود، چنانکه پیغمبر (صلی الله علیه و آله ) فرماید: ان لربکم فـى ایـام دهـرکـم نـفـحات ، الا فتعرضوا لها (((براى پروردگار شما در دوران عمرتان نسیم هاى رحمتى است ))) بهوش باشید و خود را درمعرض آنها در آورید))).

عـَنـْهُ عـَنْ عـَلِیِّ بـْنِ الْحـَکـَمِ عـَنْ أَبـِی جـَمِیلَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع افْتَتِحُوا نَهَارَکُمْ بـِخـَیْرٍ وَ أَمْلُوا عَلَى حَفَظَتِکُمْ فِى أَوَّلِهِ خَیْراً وَ فِى آخِرِهِ خَیْراً یُغْفَرْ لَکُمْ مَا بَیْنَ ذَلِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ
اصول کافى ج : 3 ص : 212 روایة :2 
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (علیه السلام ) فـرمـود: روز خـود را بـه کـار خـیـر آغـاز کـنـیـد، و در اول و آخـر روز بـرفـرشـتـگـان گـمـاشـتـه خـود نـیـکـى امـلا کـنـیـد (تـا در اول و آخـر روزنـامـه عـمـل شـمـا نـیکى نوشته شود) و در آن میان براى شما آمرزش باشد انشاء الله .

 

عـَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَیْرٍ عَنْ مُرَازِمِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ أَبِى یَقُولُ إِذَا هَمَمْتَ بِخَیْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِى مَا یَحْدُثُ
اصول کافى ج : 3 ص : 212 روایة :3
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (علیه السلام) فـرمود: پدرم می فرمود: چون اراده کار خیرى کردى بشتاب ، زیرا نمی دانى چه پیش می آید.

 

عـَلِیُّ بـْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ مِنَ الْخَیْرِ مَا یُعَجَّلُ
اصول کافى ج : 3 ص : 212 روایة :4
ترجمه روایت شریفه :
رسول خدا (صلی الله علیه و آله ) فرمود: همانا خدا کارهاى خیر زود انجام شده را دوست دارد.

 

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بـَشـِیرِ بْنِ یَسَارٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَرَدْتَ شَیْئاً مِنَ الْخَیْرِ فَلَا تُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ الْعـَبْدَ یَصُومُ الْیَوْمَ الْحَارَّ یُرِیدُ مَا عِنْدَ اللَّهِ فَیُعْتِقُهُ اللَّهُ بِهِ مِنَ النَّارِ وَ لَا تَسْتَقِلَّ مَا یُتَقَرَّبُ بِهِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَوْ شِقَّ تَمْرَةٍ
اصول کافى ج : 3 ص : 212 روایة :5
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (علیه السلام ) فـرمـود: چـون اراده کـار خـیـرى کردى تاءخیرش مینداز، زیرا بنده بقصد ثواب خدا در روز گرمى روزه می گیرد، و همان سبب می شود که خدا او را از آتش دوزخ می رهاند، و چـیـزى را کـه مـایـه تـقـرب بـخـداى عزوجل است کوچک مشمار، اگر چه پاره اى خرمائى باشد (که آنرا در راه خدا دهى ).

 

عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ هَمَّ بـِخـَیـْرٍ فـَلْیـُعـَجِّلْهُ وَ لَا یـُؤَخِّرْهُ فـَإِنَّ الْعـَبـْدَ رُبَّمَا عَمِلَ الْعَمَلَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَدْ غَفَرْتُ لَکَ وَ لَا أَکْتُبُ عَلَیْکَ شَیْئاً أَبَداً وَ مَنْ هَمَّ بِسَیِّئَةٍ فَلَا یَعْمَلْهَا فَإِنَّهُ رُبَّمـَا عـَمِلَ الْعَبْدُ السَّیِّئَةَ فَیَرَاهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَیَقُولُ لَا وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى لَا أَغْفِرُ لَکَ بَعْدَهَا أَبَداً
اصول کافى ج : 3 ص : 212 روایة :6
ترجمه روایت شریفه :
و فـرمـود: هـر کـه آهـنـگ خـیرى کند، باید عجله کند و تاءخیرش نیندازد، زیرا بنده گاهى عـمـلى انجام می دهد که خداى تبارک و تعالى میفرماید: ترا آمرزیدم و دیگر چیزى علیه تو نـمـی ـنـویـسـم ، و هر که آهنگ گناهى کند، آن را انجام ندهد، زیرا گاهى بنده گناهى می کند و خداى سبحان او را می بیند و می فرماید: نه ، بعزت و جلالم سوگند که ترا پس از این هرگز نیامرزم .

 

عـَلِیٌّ عـَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا هَمَمْتَ بـِشـَیْءٍ مـِنَ الْخـَیـْرِ فـَلَا تـُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رُبَّمَا اطَّلَعَ عَلَى الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلَى شـَیْءٍ مـِنَ الطَّاعـَةِ فـَیـَقـُولُ وَ عـِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا أُعَذِّبُکَ بَعْدَهَا أَبَداً وَ إِذَا هَمَمْتَ بِسَیِّئَةٍ فَلَا تَعْمَلْهَا فَإِنَّهُ رُبَّمَا اطَّلَعَ اللَّهُ عَلَى الْعَبْدِ وَ هُوَ عَلَى شَیْءٍ مِنَ الْمَعْصِیَةِ فَیَقُولُ وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى لَا أَغْفِرُ لَکَ بَعْدَهَا أَبَداً
اصول کافى ج : 3 ص : 213 روایة :7
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (علیه السلام) فـرمـود: چـون اراده کـار خـیـرى نـمـودى ، تـاءخـیـرش مـیـنـداز زیرا خداى عـزوجـل گـاهى بر بنده مشرف میشود که او مشغول طاعتى است ، پس میفرماید: بعت و جلالم سـوگـنـد که ترا پس از این هرگز عذاب نکنم و چون اراده گناهى کردى انجام مده ، زیرا گـاهـى خـدا بـربنده مشرف میشود که او معصیتى انجام میدهد، پس میفرماید: بعزت و جلالم که ترا بعد از این دیگر نخواهم آمرزید.

 

أَبـُو عـَلِیٍّ الْأَشـْعـَرِیُّ عـَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بـْنِ حـُمـْرَانَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا هَمَّ أَحَدُکُمْ بِخَیْرٍ أَوْ صِلَةٍ فَإِنَّ عَنْ یَمِینِهِ وَ شِمَالِهِ شَیْطَانَیْنِ فَلْیُبَادِرْ لَا یَکُفَّاهُ عَنْ ذَلِکَ
اصول کافى ج : 3 ص : 213 روایة :8
ترجمه روایت شریفه :
هرگاه یکى از شما آهنگ کار خیر یا رساندن نفعى به دیگرى کرد، دو شیطان در جانب راست و چپش باشند، پس باید بشتابد که او را از آن باز ندارند.

 

مـُحـَمَّدُ بـْنُ یـَحـْیـَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى الْجَارُودِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جـَعـْفـَرٍ ع یـَقـُولُ مـَنْ هـَمَّ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَلْیُعَجِّلْهُ فَإِنَّ کُلَّ شَیْءٍ فِیهِ تَأْخِیرٌ فَإِنَّ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ نَظْرَةً
اصول کافى ج : 3 ص : 213 روایة :9
ترجمه روایت شریفه :
امـام بـاقـر(علیه السلام ) فـرمـود: کـسـی کـه قصد کار خیرى کند، باید بشتابد، زیرا هر چه در آن تاءخیر رود، شیطان را نسبت به آن مهلتى پیدا شود.

 

مـُحـَمَّدُ بـْنُ یـَحـْیـَى عـَنْ مـُحـَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مـُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ ثَقَّلَ الْخَیْرَ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا کَثِقْلِهِ فِى مـَوَازِیـنـِهـِمْ یـَوْمَ الْقـِیـَامـَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عـَزَّ وَ جَلَّ خَفَّفَ الشَّرَّ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا کَخِفَّتِهِ فِى مَوَازِینِهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ
صول کافى ج : 3 ص : 213 رواى ة :10
ترجمه روایت شریفه :
امـام بـاقـر (علیه السلام ) مـی ـفـرمـود: هـمـانـا خـدا کـار خـیـر را بـر اهـل دنـیـا سـنـگـیـن سـاخـتـه ، مـانـنـد سـنگینى آن در ترازوهایشان روز قیامت ، و همانا خداى عزوجل بدى را بر اهل دنیا سبک ساخته مانند سبکى آن در ترازوهایشان روز قیامت .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

منبع: اصول کافی

مولف:شیخ کلینی ره


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : شنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٥ | ۸:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

10. [سوره‏ ى عنکبوت‏] [آیه‏ ى 11]

وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ: إِنَّا کُنَّا مَعَکُمْ‏[1]

(و اگر یارى (و پیروزى) اى از سوى خداوندگارت آید، همانا خواهند گفت: ما هم با شما بودیم.)

[10]. علیّ بن إبراهیم، فی تفسیره المنسوب إلى الصّادق علیه السّلام، قال:

«وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّکَ‏ یعنی القائم علیه السّلام.»[2]

علىّ بن ابراهیم در تفسیرش- که منسوب به امام صادق علیه السّلام است- آورده است که (آن حضرت) فرمود:

« (و اگر نصرت (و پیروزى) اى از سوى خداوندگارت آید) (پیروزى) یعنى قائم علیه السّلام.»

××××××××××

11 [سوره‏ ى لقمان‏] [آیه‏ ى 21]

وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً[3]

(و نعمت‏ هاى آشکار و نهان خویش را بر شما فراوان کرد.)

[11] ابن بابویه، قال: حدّثنا أحمد بن زیاد بن جعفر الهمذانیّ رضی اللّه عنه، قال: حدّثنا علیّ بن إبراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن أبی أحمد محمّد بن زیاد الأزدیّ، قال: سألت سیّدی موسى بن جعفر علیهما السّلام عن قول اللّه عزّ و جلّ: وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً فقال علیه السّلام:

«النّعمة الظّاهرة الإمام الظّاهر، و الباطنة الإمام الغائب.»

فقلت له: و یکون فی الأئمّة من یغیب؟ قال:

«نعم، یغیب عن أبصار النّاس شخصه، و لا یغیب عن قلوب المؤمنین ذکره، و هو الثّانی عشر منّا، یسهّل اللّه له کلّ عسیر و یذلّل له کلّ صعب و یظهر له کنوز الأرض و یقرّب له کلّ بعید، و یبیر به کلّ جبّار عنید و یهلک على یده کلّ شیطان مرید، ذلک ابن سیّدة الإماء الّذی تخفى على النّاس ولادته، و لا یحلّ لهم تسمیته حتّى یظهره اللّه عزّ و جلّ فیملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما.»[4]

 

ابن بابویه گوید: احمد بن زیاد بن جعفر همدانى رضى اللّه عنه برایمان حدیث آورد و گفت: علىّ بن ابراهیم بن هاشم از پدرش از ابو احمد محمّد بن زیاد ازدى روایت کرد که گفت: از آقایم حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام درباره‏ ى فرموده‏ ى خداى- عزّ و جلّ-: (و نعمت ‏هاى ظاهرى و باطنى خویش را بر شما تمام کرد) پرسیدم. آن حضرت علیه السّلام فرمود:

«نعمت ظاهر، امام ظاهر است و نعمت باطن، امام غایب.»

به آن جناب عرضه داشتم: آیا در امامان کسى هست که غایب شود؟ فرمود:

«آرى، از دیدگان مردم شخص او غایب مى‏ شود؛ ولى از دل‏ هاى مؤمنان، یاد او غایب نمى‏ گردد و او دوازدهمین تن از ما (امامان) است. خداوند هر دشوارى را براى او آسان مى‏ نماید و هر سختى را برایش رام مى ‏سازد و گنج ‏هاى زمین را برایش آشکار مى ‏گرداند و هر دورى را براى او نزدیک مى‏ نماید و هر سرکش ستیزگر را به او نابود مى ‏کند و به دست او، هر شیطان طاغى را هلاک مى‏ سازد.

او پسر بهترین کنیزان است؛ آن‏که ولادتش بر مردم پوشیده مى‏ ماند و نام بردنش براى آن‏ها روا نباشد تا این‏که خداوند او را آشکار سازد. پس زمین را پر از قسط و عدل سازد؛ هم‏چنان ‏که از ستم و ظلم آکنده باشد.»

[12] ابن شهر آشوب: عن محمّد بن مسلم، عن الکاظم علیه السّلام، أنّه قال:

«الظّاهرة الإمام الظّاهر، و الباطنة الإمام الغائب.»[5]

ابن شهر آشوب: از محمّد بن مسلم، از حضرت امام کاظم علیه السّلام روایت است که آن حضرت فرمود:

«نعمت ظاهرى امام ظاهر است و نعمت باطنى امام غایب.»[6]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 نام کتاب: سیماى حضرت مهدى( علیه السلام) در قرآن‏ ص 540 الی 542

پدیدآور: بحرانى، هاشم بن سلیمان‏

مترجم: حائرى قزوینى، مهدى‏[8]

نرم افزار قرآنی جامع تفاسیر نور



[1] ( 1). عنکبوت( 29): 11.

[2] ( 2). تفسیر قمى 2: 126.

[3] ( 1). لقمان( 31): 21.

[4] ( 2). کمال الدّین 2: 368- 369 و نیز کفایة الأثر:[ 266- 267( باب ما جاء عن موسى بن جعفر علیه السّلام ما یوافق هذه ...)].

[5] ( 1). مناقب آل ابى طالب 4: 180.

[6] بحرانى، هاشم بن سلیمان، سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، 1جلد، نشر آفاق - ایران - تهران، چاپ: 5، 1384 ه.ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩٥ | ٦:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

23- على بن ابراهیم در ذیل آیه- 57- سوره احزاب که می فرماید:

افرادى که خدا و رسول را اذیت می کنند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و عذاب بزرگى براى ایشان آماده نموده است- می نگارد؛ این آیه در شأن آن اشخاصى نازل شده که حق على و زهرا علیهما السّلام را غصب نمودند و فاطمه را اذیت و آزار کردند، در صورتى که پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرموده: هر کس زهراء را در زمان زنده بودن من اذیت کند مثل این است که وى را بعد از موت من اذیت کرده باشد و هر کسى او را بعد از رحلت من اذیت کند مثل این است که وى را در زمان حیات من اذیت نموده باشد. کسى که فاطمه را اذیت نماید مثل این است که مرا اذیت کرده باشد و هر کس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده است و منظور از معنى آیه سابق الذکر همین است.

24- صدوق در کتاب: خصال می نگارد: از جمله وصایائى که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به حضرت على بن ابى طالب علیه السلام نمود این بود که فرمود: یا على! خدا توجهى به دنیا کرد و مرا بر مردان آن برگزید. نیز توجه دیگرى نمود و تو را بعد از من بر مردان آن برگزید. براى سومین بار متوجه عالم شد و امامانى را که از فرزندان تو هستند براى بعد از تو برگزید، مرتبه چهارم توجهى کرد و فاطمه را از میان زنان عالم برگزید.

25- صدوق: در کتاب: معانى الاخبار از مفضل روایت می کند که گفت:

به امام جعفر صادق علیه السّلام گفتم: مرا از قول پیغمبر اکرم اسلام صلی الله علیه و آله که فرموده: فاطمه بزرگ زنان عالم است آگاه کن، آیا وى فقط بزرگ زنان زمانه خود بود؟ فرمود:

این مقام از حضرت مریم بود که بزرگ زنان زمانه خود بود. ولى حضرت زهراء سلام الله علیها بزرگ زنان اولین و آخرین مردم است.

26- نیز در کتاب سابق الذکر از پیغمبر اعظم اسلام صلى اللَّه علیه و آله روایت می کند که فرمود: فاطمه پاره ‏اى از تن من است، مرا اذیت می کند آنچه که وى را اذیت نماید، مرا خوشنود می نماید آنچه که او را خوشنود کند. خدا براى غضب زهرا غضب می کند و براى خوشنودى او خوشنود مى ‏شود.[1]

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: زندگانى حضرت زهرا علیها السلام( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى‏ ص 27 و 28

نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏

مترجم: نجفى، محمد جواد



[1] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٥ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

 روزی امیرالمومنین امام علی علیه السلام با اصحاب و یاران خود در مسجد کوفه نشسته بودند که مردی عرض کرد:«من تعجب می کنم از این که این دنیا در دست این گروه (معاویه و یارانش) است و نزد شما چیزی نیست.»

امام علیه السلام فرمود:«گمان می کنی ما دنیا را می خواهیم و به ما نمی دهند؟»

سپس امام علیه السلام مشتی سنگریزه برداشت و آنها به جواهر تبدیل شد، سپس به آن مرد فرمود:«این چیست؟»

عرض کرد:«جواهر.»

حضرت صلوات الله علیه فرمود:«اگر بخواهیم هست اما نمی خواهیم.»

و سنگریزه ها را ریخت و سنگ ها به حالت اول برگشت.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

منبع:1001 نور از فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام

مولف:محمدرضا رمزی اوحدی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٥ | ۱:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

12- در کتاب: امالى ابن الشیخ از زن ابو رافع روایت می کند که گفت:

در آن روزى که حضرت زهراى اطهر سلام الله علیها می خواست از دنیا رحلت کند به من فرمود:

لباس هاى جدیدى نزد من بیاور، وقتى من لباس ها را آوردم و او آنها را پوشید وارد خانه شد و فرمود: فرش را در میان خانه بینداز. آنگاه آن بانو رو به قبله خوابید و دست هاى مبارک خود را زیر گونه صورت مقدس خویشتن نهاد و فرمود:

من الساعه قبض روح می شوم، مبادا لباس من در آورده شود، زیرا من بدنم را شستشو داده ‏ام.

این بفرمود و از دنیا رفت.

موقعى که حضرت امیر علیه السلام آمد و من جریان را برایش شرح دادم فرمود: آرى مبادا بدن فاطمه سلام الله علیها باز و بدون لباس باشد. آنگاه آن بزرگوار جسد زهراى اطهر علیهاالسلام را برد و غسل داد.

13- صدوق در کتاب: امالى از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود:

فاطمه دختر من بزرگترین زنان اولین و آخرین اهل جهان است. فاطمه زهراء پاره تن من است. زهرا نور دو چشم من است. زهرا میوه قلب من است. زهرا روح و جان من است. زهراء حوریه‏ اى است که به قیافه انسان در آمده. هنگامى‏ که فاطمه در مقابل پروردگار خود در میان محراب عبادت مى‏ ایستد نور او براى ملائکه آسمان نظیر نور ستارگان از براى اهل زمین می درخشد.

خداى رئوف به ملائکه خود می گوید: اى ملائکه من! به فاطمه که بزرگترین کنیزان من است نظر کنید که چگونه در مقابل من قرار گرفته است. اعضاء و جوارح او از خوف من می لرزد. فاطمه با توجه قلبى مشغول عبادت من شده است من شما را شاهد می گیرم که شیعیان وى را در امان می گذارم.

سپس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر گاه زهراء را مشاهده می کنم به یاد آن ستم هائى میایم که بعد از من در حق او خواهد شد. گویا می بینم که ذلت داخل خانه وى شده باشد. احترامش از دست داده شده باشد. حقش را غصب نموده باشند. از دریافت ارث خود ممنوع شده باشد. پهلوى او شکسته شده باشد. جنین وى سقط شده باشد و او فریاد می زند:

یا محمّداه! ولى کسى بدادش نمی رسد، استغاثه می کند ولى کسى بفریادش نخواهد رسید. لذا بعد از من دائما: محزون، غصه دار، گریان، گاهى یادآور مى‏ شود که وحى از خانه ‏اش قطع شده، گاهى مفارقت مرا بخاطر خواهد آورد، هر گاه شب شود براى اینکه صداى تلاوت قرآن مرا در نماز شب نمی شنود دچار وحشت خواهد شد. سپس خویشتن را بعد از آنکه در ایام پدر عزیزترین افراد بود ذلیل خواهد دید.

در همین موقع است که خداى رؤف ملائکه را مونس فاطمه قرار می دهد.

ملائکه فاطمه سلام الله علیها را به همان ندائى ندا می کنند که حضرت مریم علیها سلام را ندا کردند و به وى می گویند:

اى فاطمه! خدا تو را از میان زنان جهانیان انتخاب کرده است. اى فاطمه! فرمانبردار پروردگار خود باش و با افراد سجده‏ کننده و رکوع‏ کننده ساجد و راکع باش.

سپس درد و مرض بر او غلبه خواهد کرد. آنگاه خداى سبحان حضرت- مریم را می فرستد تا پرستار و مونس فاطمه اطهر سلام الله علیها باشد.

در همین موقع است که زهراء  سلام الله علیها می گوید:

پروردگارا! من از زندگى سیر شده و از مردم دنیا بیزارم، مرا به پدرم ملحق نما خداى توانا او را به من ملحق می نماید، زهراء اول کسى است از اهل بیت من که به من ملحق خواهد شد. فاطمه زهراء سلام الله علیها در حالى که: محزون، غصه دار، مغموم، با حق غصب شده و شهید شده باشد بر من وارد خواهد شد. من در آن موقع می گویم:

بار خدایا! هر کسى را که به فاطمه ظلم کرده باشد لعن کن! آن کسى را که حق زهراء سلام الله علیها را غصب نموده باشد عقاب و عذاب کن! آن کسى را که فاطمه را ذلیل کرده باشد، ذلیل کن! آن کسى را که ضربه به پهلوى فاطمه زد تا بچه خود را سقط نمود او را در دوزخ جاودانى کن! ملائکه می گویند: آمین!

14- صدوق در کتاب: امالى از جابر بن عبد اللَّه روایت می کند که گفت:

سه روز قبل از رحلت پیغمبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله از آن حضرت شنیدم به حضرت على بن- ابى طالب علیه السّلام می فرمود:

اى پدر دو نوگل من! سلام بر تو باد، من در باره دو نوگل دنیوى خود به تو توصیه و سفارش می نمایم، طولى نمی کشد که تو دو رکن خویشتن را از دست خواهى داد، من تو را بخدا می سپارم.

هنگامى که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله از جهان رحلت کرد على بن ابى طالب علیه السلام فرمود:

این یکى از آن دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر داد. موقعى که حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها از دنیا رفت حضرت امیر علیه السلام فرمود: این دومین رکنى بود که پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله به من خبر داد. و ...»

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: زندگانى حضرت زهرا علیها السلام( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى‏ ص 181 الی 183

نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏

مترجم: نجفى، محمد جواد

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٥ | ٦:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

62 [سوره‏ ى شعراء] [آیه ‏ى 228]

وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ‏[1]

(و آنان که ظلم و ستم کردند، به زودى خواهند دانست که به کدام بازگشت‏گاه (و دوزخى) بازآیند.)

[183] ابن بابویه، قال: حدّثنی محمّد بن علیّ ماجیلویه رضی اللّه عنه، قال:

حدّثنا علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن علیّ بن معبد، عن الحسین بن خالد، عن علیّ ابن موسى الرّضا علیه السّلام، عن أبیه، عن آبائه علیهم السّلام قال:

«قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و اله و سلم: من أحبّ أن یتمسّک بدینی و یرکب سفینة النّجاة بعدی، فلیقتد بعلیّ بن أبی طالب علیه السّلام و لیعاد عدوّه و لیوال ولیّه، فإنّه (خلیفتی و) وصیّی و خلیفتی على أمّتی فی حیاتی و بعد وفاتی، و هو أمیر[2] کلّ مسلم، و أمیر کلّ مؤمن بعدی، قوله قولی، و أمره أمری، و نهیه نهیی، و تابعه تابعی، و ناصره ناصری، و خاذله خاذلی.

ثمّ قال صلّى اللّه علیه و اله و سلم: من فارق علیّا بعدی لم یرنی و لم أره یوم القیامة، و من خالف علیّا حرّم اللّه علیه الجنّة و جعل مأواه النّار [و بئس المصیر]، و من خذل علیّا خذله اللّه یوم یعرض علیه و من نصر علیّا نصره اللّه یوم یلقاه، و لقّنه حجّته عند المنازلة[3].

ثمّ قال صلوات اللّه علیه و آله: (و) الحسن و الحسین إماما أمّتی بعد أبیهما، و سیّدا شباب أهل الجنّة، و أمّهما سیّدة نساء العالمین، و أبوهما سیّد الوصیّین، و من ولد الحسین تسعه أئمّة تاسعهم القائم علیه السّلام من ولدی، طاعتهم طاعتی و معصیتهم معصیتی، إلى اللّه أشکو المنکرین لفضلهم و المضیّعین لحقّهم‏[4] بعدی، و کفى باللّه ولیّا، و کفى باللّه نصیرا[5] لعترتی و أئمّة أمّتی و منتقما من الجاحدین لحقّهم، وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ‏.»[6]

ابن بابویه گوید: محمّد بن على ماجیلویه رضى اللّه عنه حدیث ‏ام داد، گفت:

علىّ بن ابراهیم، از پدرش، از علىّ بن معبد، از حسین بن خالد، از حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیه السّلام از پدرش، از پدرانش علیهم السّلام حدیث‏مان داد، که آن حضرت فرمود:

«رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله و سلم فرمودند: هرکس دوست مى ‏دارد به دین من دست یازد و پس از من بر کشتى نجات قرار گیرد، باید که به علىّ بن ابى طالب علیه السّلام اقتدا کند و با دشمنش دشمنى و با دوست او دوستى نماید؛ زیرا که او (خلیفه‏ ى من و) وصىّ من و جانشین من بر امّتم در زندگانى ‏ام و پس از وفات من است. اوست امیر هر مسلمان و امیر هر مؤمن بعد از من؛ گفته‏ اش گفته‏ ى من و امرش امر من و نهى او نهى من است.

پیرو او پیرو من و یارى‏ کننده ‏اش یاور من و خوارکننده ‏اش خوارکننده‏ ى من است.

سپس رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله و سلم فرمود: هرکس بعد از من از على جدا شود، روز قیامت مرا نخواهد دید. من نیز او را نخواهم دید و هرکه با على مخالفت نماید، خداوند بهشت را بر وى حرام فرماید و عاقبتش را جهنّم قرار دهد [و بد جایگاهى است‏] و هر آن‏که على را یارى ندهد، خداوند او را یارى ندهد؛ روزى که بر خداوند عرضه شود و هرکس على را نصرت دهد، خداوند او را نصرت فرماید؛ روزى که او را ملاقات کند و به هنگام سؤال و جواب، (برهان و) دلیلش را به وى تلقین فرماید.

آن‏گاه حضرتش صلوات اللّه علیه و آله فرمود: حسن و حسین دو امام امّت من بعد از پدرشان ‏اند و دو سیّد و سرور جوانان اهل بهشت‏ اند و مادرشان بهترین بانوان عالمیان است و پدرشان سیّد اوصیاست و از فرزندان حسین، نُه امام خواهد بود که نهمینشان آن به ‏پا خیزنده از فرزندان من است که درود خدا بر او باد. اطاعتشان، اطاعت از من و معصیتشان معصیت من است. من به خداوند شکوه مى ‏برم از منکران فضیلت ایشان و تضییع ‏کنندگان حقّ آنان پس از من و خداوند بس است که ولىّ و یاور عترت من و امامان امّتم باشد و از منکران حقّ ایشان انتقام کشد (و آنان که ظلم و ستم کردند، به زودى خواهند دانست که به کدام بازگشت‏گاه (و دوزخى) بازآیند)[7]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم 

نام کتاب: سیماى حضرت مهدى( علیه السلام) در قرآن‏ ص347 الی 349

پدیدآور: بحرانى، هاشم بن سلیمان‏

مترجم: حائرى قزوینى، مهدى‏[8]

نرم افزار قرآنی جامع تفاسیر نور

 


[1] ( 1). شعراء( 26): 228.

[2] ( 2). در مأخذ: إمام.

[3] ( 3). در مأخذ: المسائلة.

[4] ( 1). در مأخذ: لحرمتهم.

[5] ( 2). در مأخذ: ولیّا و ناصرا.

[6] ( 3). کمال الدّین 1: 260[- 261( باب 24، ح 6)].

[7] بحرانى، هاشم بن سلیمان، سیماى حضرت مهدى (علیه السلام) در قرآن، 1جلد، نشر آفاق - ایران - تهران، چاپ: 5، 1384 ه.ش.

[8] ابن ‏عباس، عبدالله بن عباس، غریب القرآن فى شعر العرب، 1جلد، مؤسسة الکتب الثقافیة - لبنان - بیروت، چاپ: 1، 1413 ه.ق.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٥ | ۸:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.