بسم الله الرحمن الرحیم

پست ثابت مخصوص خبر ظهور

لطفا از پست های دیگر دیدن کنید

در قنوت هر نماز ، قرار همه ی محبان حضرت مهدی برای خواندن دعای فرج به نیت تعجیل در فرج آقا امام زمان عج. (این دستور خود آقا در یکی از تشرفات است که به یکی از علما فرمودند.)

قوم بنی اسراییل با همین دعا کردن ها , ظهور و بعثت حضرت موسی را 170 سال به جلو انداختند . مگر ما چه از آن قوم کم داریم ؟

شیعیان کمی همت...... ظهور نزدیک است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ظهور حضرت مهدی عج


تاريخ : پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳٩٥ | ٩:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

زره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر قامت امام زمان (عج)

(3) 2- ابو بصیر مى ‏گوید: به امام صادق- علیه السّلام- عرض کردم؛ مى‏ خواهم به سینه شما دست بکشم.

فرمود: بکش. نزدیک شدم و سینه مبارک و شانه‏ هایش را لمس کردم.

حضرت پرسید: با این کار چه قصدى دارى؟

گفتم: از پدر بزرگوارت شنیدم که فرمود: قائم از ما، سینه ‏اش پهن و بلند شانه است که میان آنها گسترده مى ‏باشد.

حضرت فرمود: پدرم زره رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- را پوشید و پایین آن را بالا برد و من نیز پوشیدم همین طور بود. ولى آن زره مانند رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- بر قائم اهل بیت، اندازه است‏[1].[2]

 

درمان بیمارى ناعلاج توسط امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

(1) 7- محمّد بن یوسف  مى‏ گوید: زخمى از نشیمنگاه من درآمد و آن را به تمام پزشکان نشان دادم و پول زیادى براى آن خرج نمودم ولى همه گفتند: دواى آن را نمى ‏دانیم. پس نامه ‏اى نوشتم و به زنى که به خانه آن حضرت رفت و آمد داشت، دادم و از حضرت دعا خواستم.

پاسخ آمد که: «خدا به تو لباس عافیت بپوشاند و تو را در دنیا و آخرت با ما قرار دهد» پس یک جمعه نگذشت که عافیت پیدا کردم و خوب شدم‏[3].[4]

 

شک در حال طواف‏

(2) 11- حسن بن حسین استرآبادى مى‏ گوید: در حال طواف، شک نمودم که چند طواف و شوط انجام داده ‏ام، ناگاه جوانى خوبروى را دیدم که پیش آمد و گفت: هفت شوط دیگر طواف کن‏[5].[6]

 

اذن خواستن از امام (علیه السلام)

(3) 17- شخصى به نام ابو جعفر مى‏ گوید: بچّه‏ اى براى ما متولد شد، براى آن حضرت نامه نوشتم و براى تطهیرش‏[7] در روز هفتم، اذن خواستم. پاسخ آمد: نه، پس آن بچّه روز هفتم مرد. بعد از آن، خبر مرگ کودک را به امام نوشتم، در پاسخ نوشت: «خداوند به جاى او، دیگرى را به تو مى ‏دهد و نامش را «احمد» بگذار و بعد از او هم «جعفر» است. همان طور شد که حضرت فرموده بود.

و باز نامه نوشتم و در باره دو چیز سؤال کردم و خواستم مسأله سوم را بنویسم که‏ با خود گفتم: شاید بدش بیاید.

(1) پاسخ نامه آمد و به هر دو مسأله به اضافه مسأله سوم که ننوشته بودم، پاسخ داده بود[8].[9]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: جلوه ‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام‏

نویسنده: قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله‏

مترجم: محرمى، غلام حسن‏

جامع الاحادیث

[1] ( 1) بحار الانوار: 52/ 319، حدیث 20.

[2] قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش.

[3] ( 2) بحار الانوار: 51/ 519، حدیث 11.

[4] قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش.

[5] ( 3) وسائل الشیعه: 9/ 436، حدیث 13.

[6] قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش.

[7] ( 3) اسم رمز امام زمان- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف-

[8] ( 1) اصول کافى: 1/ 522، حدیث 17. ارشاد مفید: 399.

[9] قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام - ایران ؛ قم، چاپ: دوم، 1378 ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٥ | ٩:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

1- ابو سلمه از ابو سعید خدرى نقل مى‏ کند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس که خداوند محبت امامان از خاندان مرا به او روزى کرده باشد، به خیر دنیا و آخرت رسیده است و کسى شک نکند که او در بهشت خواهد بود، چون محبّت اهل بیت من بیست خصلت دارد، ده تا از آن در دنیا و ده تا در آخرت است، اما آنچه در دنیاست عبارت است از زهد و حرص در عمل و پرهیزگارى در دین و رغبت در عبادت و توبه پیش از مرگ و شادابى در شب زنده دارى و نومیدى از آنچه دست مردم است و مراعات امر و نهى الهى، و نهمى دشمنى با دنیا، و دهمى سخاوت. و اما آنچه در آخرت است عبارت است از اینکه پرونده‏ اى براى او نشر داده نشود و ترازو (میزان) براى او نصب نشود و نامه اعمالش به دست راستش داده شود و براى او برائت از آتش نوشته مى‏ شود و صورت او سفید خواهد بود و از لباس هاى بهشتى پوشانیده مى ‏شود و در میان صد نفر از خاندانش شفاعت مى‏ کند و خداوند با رحمت به او نگاه مى ‏کند و تاج هاى بهشتى بر سر او گذاشته مى‏ شود و دهم اینکه بدون حساب وارد بهشت مى‏ گردد، پس خوشا به دوستداران خاندان من.[1]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: الخصال / ترجمه جعفرى‏ ص 283

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

مترجم: جعفرى، یعقوب‏

جامع الاحادیث

[1] ابن بابویه، محمد بن على، الخصال / ترجمه جعفرى - قم، چاپ: اول، 1382ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٥ | ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

1- حدیث کرد ما را پدرم از ... از حضرت صادق علیه السّلام که می فرمود: در کتاب حضرت امیر المؤمنین على علیه السّلام است که: بیشتر و سخت‏ تر است (از باقى مردم) بلاى پیغمبران و بعد از ایشان اوصیاء آنها و بعد آنان که مرتبه ایشان از اوصیاء کمتر است (و از دیگران برترند) و مؤمنان بقدر حسناتشان مبتلا به بلا می گردند.

پس هر کسى عملش صحیح باشد و دینش سالم (از انحراف و بدعت ها) باشد بلایش از دیگران بیشتر و سخت ‏تر است، زیرا خداى عز و جل قرار نداده دنیا را أجر و ثواب در مقابل اعمال مؤمن و عقوبت براى گناهان کافر.

و هر کس اندک باشد عملش و سست باشد دینش بلایش (از مؤمنان) کمتر خواهد بود، و سرعت بلا بسوى مؤمن بیشتر است از سرعت باران به سوى زمین.

2- حدیث کردند ما را ... از حضرت صادق علیه السّلام که می فرمود: اگر مؤمن در کوه باشد (و در آنجا زندگی نماید) خداى متعال کسی را می فرستد که او را أذیت کند تا (به سبب صبر نمودنش بر اذیت) او را اجر عنایت فرماید.

3- حدیث کردند ما را ... از حضرت امام حسین علیه السّلام که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله می فرمود: پیوسته من و پیغمبران و مؤمنانى که پیش از من بوده ‏اند مبتلا بوده ‏ایم به یک نفرى که ما را اذیت نماید، و اگر مؤمن بالاى کوهى باشد خداى تعالى کسی را می فرستد که او را اذیت برساند تا او را اجر و مقام دهد.

و حضرت امیر المؤمنین على علیه السّلام می فرمود همیشه من مظلوم بوده ‏ام از روزى که متولد شده ‏ام تا بحال حتى (برادرم) عقیل چشمانش درد می کرد و می خواستند دوائى در چشمش بریزند می گفت دوا در چشم من نریزید مگر آنکه چشمان على را قبلا دوا بریزید، و آنقدر اصرار می کرد که ناچار می شدند در چشم من دوا بریزند با اینکه چشمان من هیچ درد نمی کرد[1][2]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: علل الشرائع / ترجمه مسترحمى‏ ص 107 و 108

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

مترجم: مسترحمى، هدایت الله‏

جامع الاحادیث



[1] ( 1) عقیل برادر حضرت امیر المؤمنین و بیست سال از آن حضرت بزرگتر بوده و عالم بانساب عرب و از نیک و بد حسب و نسب ایشان کاملا آگاه بوده و بدین جهت تا حدى او را دوست نمیداشتند و در حسن و حاضر جوابى معروف بوده، و در سنه پنجاه هجرى در سن 93 یا 96 رحلت کرد، و دو فرزندش با سه نفر از فرزندان فرزندانش در کربلا در رکاب حضرت امام حسین علیه السّلام شهید شدند.

و روایت فوق سبب قدح عقیل نمیشود بلکه بیاید در باب 114 روایتى در مدح او و بلاها و گرفتاریهائى که ما بندگان گرفتار آن میشویم از سه قسم خارج نیست:

یا براى ازدیاد اجر و مقام و رتبه است در پیشگاه خداوند چنان که روایت دوم و سوم بصراحت مشعر بر آنست، و یا براى امتحانست، که حجت باشد بر خود ما، و یا بواسطه ارتکاب گناهانست که براى بیدارى و هوشیارى و بخویشتن آمدن ما از باب لطف خداى منان بر ما منت میگذارد و ما را مبتلا میسازد

[2] ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع / ترجمه مسترحمى - تهران، چاپ: ششم، 1366ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : دوشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٥ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

1- حدیث کردند ما را ... از محمّد بن عبد اللَّه خراسانى خادم (و پیشکار) حضرت رضا علیه السّلام که می گفت یکى از زنادقه (ملحدین و منکرین خداوند) به حضرت رضا علیه السّلام عرض کرد: براى چه علت و سبب خداوند (یکه به آن معتقدید از نظر مردم) مخفى و پنهان است.

آن حضرت فرمود: پنهان بودن (از انظار مردم) بواسطه زیادى گناهان آنها است، و مخفى و پنهان نیست بر خدا چیزى در دقایق و ساعات شبانه روز، و خدا هم‏ از چیزى پنهان و مخفى نیست.

عرض کرد پس (اگر مخفى نیست خدا) چرا چشم ها او را نمى‏ بیند؟

فرمود: براى آنکه فرق باشد بین او و مخلوقاتش که با چشم می توان آنها را دید، و گذشته از این حرفها: خداوند بالاتر و بزرگتر از آنست که چشمى او را ببیند و یا وهم و خیال کسى بتواند به او احاطه نماید و یا در عقل کسى گنجانیده شود.

عرض کرد حدّ خدا را براى من بیان کن.

فرمود: خداوند را نمی توان تحدید کرد.

گفت چرا نمی شود؟

فرمود براى آنکه هر محدودى آخر الامر به حدى منتهى می گردد و هر چه را بتوان تحدید کرد احتمال زیاد (و بزرگ) شدن دارد، و هر چه احتمال زیاد شدن داشته باشد احتمال کم شدن هم در او هست (تا بحدى که بکلى فانى و نابود شود، و با این دلیل علمى و منطقى) پس خداوند غیر محدود است و زیاد و کم نمی شود (ذات و صفات او) و به وهم و خیال کسى نگنجد،.

2- خبر داد مرا ... از ابو حمزه ثمالى که گفت عرض کردم به حضرت سجاد علیه السّلام که: چرا خداوند خود را از خلق پنهان کرده (که مردم نمیتوانند او را ببینند؟)

فرمود: براى آنکه مردم جاهل و نادانند، و اگر خدا را می دیدند (در اثر زیاد دیدن) دیگر از او نمی ترسیدند و او را با عظمت نمى‏ پنداشتند (و فرمان او را نمی بردند و عبادت و اطاعتش نمی کردند) همانند آن که یکى از شما که در اول مرتبه خانه کعبه را ببیند آن را عظیم و بزرگ می شمارد و لیکن اگر چندین مدت (و یا سالیان دراز) خانه کعبه را ببیند به واسطه زیاد دیدن چه بسا دیگر به او اعتنا نکند و به او نظر ننماید و با عظمتش نداند.[1]

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: علل الشرائع / ترجمه مسترحمى‏ ص 256 و 257

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

مترجم: مسترحمى، هدایت الله‏

جامع الاحادیث

[1] ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع / ترجمه مسترحمى - تهران، چاپ: ششم، 1366ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : یکشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٥ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

42- جمیل بن درّاج از امام صادق (علیه السلام) نقل مى ‏کند که فرمود: بهترین شما سخاوتمندترین شماست و بدترین شما بخیل ‏ترین شماست و از کارهاى شایسته نیکى به برادران و کوشش در حوائج آنهاست و در آن، مالیده شدن دماغ شیطان و دورى از آتش جهنم و وارد شدن در بهشت است. اى جمیل! این حدیث را به برگزیدگان از یاران خود خبر بده.

راوى گفت: گفتم: فدایت شوم برگزیدگان از یاران من کدامند؟

فرمود: آنان که به برادران خود به هنگام دشوارى و آسانى نیکى مى ‏کنند. سپس فرمود: اى جمیل! این کار براى کسى که ثروت بسیار دارد آسان است و خداوند صاحب مال اندک را مدح کرده و فرموده است: «آنان دیگران را بر نفس خویش مقدم مى ‏دارند اگر چه خود نیاز دارند و هر کس خود را از بخل نفس نگه داشت آنان راستگارانند»[1][2]

 

××××××××××

83- زهرى از امام سجاد (علیه السلام) نقل مى‏ کند که فرمود: آخرین چیزى که خضر به موسى بن عمران وصیت کرد، این بود که گفت: کسى را به خاطر گناهى سرزنش مکن و همانا محبوب‏ترین کارها نزد خدا سه چیز است: میانه‏ روى در گشاده‏ دستى و عفو به هنگام قدرت و مدارا با بندگان خدا، و هیچ کس در دنیا با کسى مدارا نکرد مگر اینکه خداوند در روز قیامت با او مدارا خواهد کرد و سرآمد حکمت، ترس از خداوند است.[3]

 

××××××××××

119- ابو ربیع شامى نقل مى‏ کند که از امام صادق (علیه السلام) راجع به بازى نرد و شطرنج پرسیده شد، فرمود: به آنها نزدیک نشوید.

گفتم: آوازخوانى چطور؟ فرمود: در آن‏ خیرى نیست، نکنید.

گفتم شراب خرما چطور؟ فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از هر مست‏ کننده‏ اى نهى کرده و هر مست‏ کننده ‏اى حرام است.

گفتم: ظرف‏ هایى که در آن شراب ساخته مى‏ شود چطور؟ فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از «دبّاء» و «مزفّت» و «حنتم» و «نقیر» نهى کرده است، گفتم: آنها کدامند؟ فرمود: «دبّاء» پوست کدو و «مزفّت» خمره بزرگ و «حنتم» سبوى چوبین و «نقیر» چوبى بود که در جاهلیت داخل آن را درمى ‏آوردند و در آن شراب خرما مى‏ ریختند. گفته شده که «حنتم» سبوى سبز است.[4]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: الخصال / ترجمه جعفرى‏

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

مترجم: جعفرى، یعقوب‏

جامع الاحادیث


[1] ( 1) سوره حشر آیه 9.

[2] ابن بابویه، محمد بن على، الخصال / ترجمه جعفرى - قم، چاپ: اول، 1382ش.

[3] ابن بابویه، محمد بن على، الخصال / ترجمه جعفرى - قم، چاپ: اول، 1382ش.

[4] ابن بابویه، محمد بن على، الخصال / ترجمه جعفرى - قم، چاپ: اول، 1382ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : جمعه ٢٤ دی ۱۳٩٥ | ٤:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

5- عبد اللَّه بن محمد بن عقیل از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل مى‏ کند که گفت: از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) شنیدم که در باره على (علیه السلام) خصلت هایى را بیان کرد که اگر یکى از آنها در همه مردم بود، از نظر فضیلت براى آنها بس بود.

سخن پیامبر که فرمود: هر کس را که من مولاى او هستم على مولاى اوست، و سخن دیگرش: على نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى است، و سخن دیگرش: على از من است و من از على هستم، و سخن دیگرش: على مانند خود من است و پیروى از او پیروى از من و نافرمانى او نافرمانى من است، و سخن دیگرش: جنگ با على، جنگ با من است و صلح با على صلح با من است، و سخن دیگرش: دوست على دوست خدا و دشمن على دشمن خداست. و سخن دیگرش: على حجّت خدا و جانشین او در میان بندگانش است. و سخن دیگرش: دوست داشتن على ایمان و دشمنى با او کفر است، و سخن دیگرش:حزب على حزب خداست و حزب دشمنان على حزب شیطان است، و سخن دیگرش: على با حق و حق با على است، از همدیگر جدا نشوند تا در حوض بر من وارد شوند. و سخن دیگرش: على تقسیم ‏کننده بهشت و جهنّم است، و سخن دیگرش: هر کس از على جدا شود از من جدا شده و هر کس از من جدا شود از خدا جدا شده است، و سخن دیگرش: شیعه على در قیامت رستگارانند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: الخصال / ترجمه جعفرى‏ ص 255

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

تاریخ وفات مؤلف: 381 ق‏

مترجم: جعفرى، یعقوب‏

جامع الاحادیث


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٥ | ۸:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

51- محمد بن فضیل رزقى از امام صادق (علیه السلام) و او از پدرانش نقل مى ‏کند که جهنم هفت در دارد: درى است که فرعون و هامان و قارون از آن وارد مى‏ شوند، و درى است که مشرکان و کافران و کسانى که یک لحظه به خدا ایمان نیاورده‏ اند از آن وارد مى‏ شوند، و درى که بنى امیه از آن وارد مى ‏شوند و آن در مخصوص آنهاست و کسى با آنان نیست و آن در شعله آتش و در آتش برافروخته و در فرو برنده است که به اندازه هفتاد خریف (هر خریف مسیر هشتاد سال است) فرو مى ‏برد و هر بار که آنان را هفتاد خریف فرو مى‏ برد، جهنم آنها را هفتاد خریف به بالا پرتاب می ‏کند و دوباره هفتاد خریف به پایین انداخته مى‏ شوند و همواره این کار تکرار مى‏ گردد و آنان در جهنم جاویدان هستند، و درى که دشمنان و مبغضان ما و کسانى که با ما جنگیدند و ما را خوار کردند از آن وارد مى ‏شوند و این در بزرگترین و پرحرارت‏ ترین درهاست.[1]

محمد بن فضیل رزقى مى‏ گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آن درى که بنى امیه از آن وارد مى ‏شوند آیا هر کس از آنها مشرک بمیرد از آن وارد مى‏ شود و یا حتى کسانى از آنان که اسلام را درک کرده ‏اند؟

فرمود: مادرت مباد، آیا نشنیدى که مى‏ گوید:درى است که مشرکان و کافران از آن وارد مى‏ شوند؟ این درى است که هر مشرک و کافرى که به روز قیامت ایمان ندارد از آن وارد مى ‏شود و این در دیگرى است که بنى امیه از آن وارد مى‏ شوند و آن مخصوص ابو سفیان و معاویه و آل مروان است که از این در وارد مى‏ شوند و آتش آنان را فرا مى‏ گیرد و فریادشان شنیده نمى‏ شود و در آن نه زنده مى‏ مانند و نه مى‏ میرند.

(در اول این حدیث گفته شده که جهنم هفت در دارد ولى از چهار در به تفصیل یاد شد، شاید سه در دیگر همان «لظى شعله‏ ور» و «سقر آتش برافروخته» و «هاویه فرو برنده» باشد که آنها نیز به بنى امیه اختصاص داده شد و شاید هم راوى حدیث را ناقص نقل کرده است.)[2]

 

 

نام کتاب: الخصال / ترجمه جعفرى‏ ج 2 ص 38 و 39

نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على‏

تاریخ وفات مؤلف: 381 ق‏

مترجم: جعفرى، یعقوب‏

جامع الاحادیث

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مرگ و برزخ و قیامت


تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ دی ۱۳٩٥ | ٥:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

مناقب شهر آشوب- ج 4 ص 425 مینویسد:

حضرت امام حسن عسکرى علیه السّلام نامه ‏اى نوشت به اهل قم و آبه (شهرکى است نزدیک ساوه) بدین مضمون: خداوند بزرگ بجود و رأفت خود منت نهاد بر بندگان به ارسال پیامبرش با بشارت و تهدید و شما را توفیق کرامت کرد بپذیرش آئین او و گرامى داشت بواسطه هدایت در دل پدران و مادران گرام شما که خداوند آنها را رحمت کند و فرزندان عزیزتان که در پناه خدا عمر طولانى به عبادت و اطاعت او بسر برند درخت محبت عترت پیامبر را کاشت گذشتگان شما بر این راه راست و روش پاک و طریق رستگارى ره سپردند و با رستگاران همراه گردیدند و بار درخت اعمال نیکى که کاشتند برچیدند و تلخى کردار بد را چشیدند.

از جمله‏ ى جملات این نامه چنین بود:

پیوسته خوش نیتى ما نسبت بشما دوام داشته و به عقاید پاک شما انس گرفته ‏ایم و این دلبستگى محکم بین ما و شما هر چه قوى‏ تر شده است.

سفارشى است که آباء گرام ما به اجداد شما نموده ‏اند و پیمانى است که جوانان ما و پیران شما بسته ‏اند پیوسته این اعتقاد کامل را داشته ‏اید چون خداوند ما را این قدر پیوسته نمود که خویشاوندى نزدیک قرار داده همان طورى که امام فرموده است.

«المؤمن اخو المؤمن لامه و ابیه»

مؤمن برادر پدر مادرى مؤمن است.

یک قسمت از نامه‏ اى که براى على بن حسین با بویه قمى نوشته است‏ چنین است:

و اعتصمت باللَّه بسم اللَّه الرحمن الرحیم، و الحمد للَّه رب العالمین، و العاقبه للمتقین و الجنة للموحدین و النار للملحدین و لا عدوان الا على الظالمین و لا اله الا اللَّه احسن الخالقین و الصلاة علی خیر خلقه محمّد و عترته الطاهرین.

پیوسته شکیبائى را پیشه کن و منتظر فرج باش زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است:

«افضل اعمال امتى انتظار الفرج»

بهترین اعمال امت من انتظار فرج است پیوسته شیعیان ما در غم و اندوهند تا موقعى که ظهور کند فرزندم همان کسى که پیامبر اکرم بشارت ظهور او را چنین داده‏

«یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما»

زمین را پر از عدل و داد نماید آن چنان که پر از ظلم و ستم شده است.

شکیبا باش اى پسر بزرگ یا ابو الحسن على! و بگو جمیع شیعیان صبر را پیشه گیرند زمین در اختیار خداست به هر کس بخواهد مى‏ دهد عاقبت پسندیده اختصاص به متقین دارد سلام و رحمت و برکت خدا بر تو و تمام شیعیانمان و درود او بر محمّد و آل پاکش.[1]

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

نام کتاب: زندگانى حضرت جواد و عسکریین علیهم السلام( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار)ص275

نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏

مترجم: خسروى، موسى‏



[1] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت جواد و عسکریین علیهم السلام ( ترجمه جلد 50 بحار الأنوار) - تهران، چاپ: دوم، 1364 ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : دوشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٥ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

میلاد با سعادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام را به پسر بزرگوارشان حضرت مهدی علیه السلام و تمام شیعیان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

احادیث گهرباری از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

-«مردم کسی را بیشتر دوست دارند که به او امید دارند.»

اعلام الدین :313

-«هیچ عزّتمندی حق را ترک نکند ، مگر آن که خوار شود و هیچ خواری به حق نگراید، مگر آنکه عزّت یابد.»

تحف العقول

-«دو خصلت است که ورای آن دو، چیزی نباشد: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران.»

تحف العقول

-«کسی که پارسایی خوی او، بخشندگی طبیعت او و بردباری خصلت او باشد ، دوستانش زیاد شوند.»

بحارالانوار ج78ص379

-«شرک آوری در میان مردم، از جنبش مور بر پلاس سیاه در شب تار، پنهان تر است.»

تحف العقول

-«دشمن ترین دشمن آدمی، خشم و شهوت اوست. هر که بر این دو چیره شود ، مقامش بلند گردد و به هدف خود برسد.»

غررالحکم : 3269

-«هیچ گرفتاری و بلایی نیست مگر آن که نعمتی از خداوند آن را در میان گرفته است.»

بحارالانوار34/374/78

منبع:مجموعه احادیث ائمه معصومین علیهم السلام-نور


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین , تبریک عید


تاريخ : شنبه ۱۸ دی ۱۳٩٥ | ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()

-«همه ی کمال در شناخت عمیق دین و شکیبایی در پیشامدها و اندازه نگه داشتن در زندگی است.»

تحف العقول ص292

-«هیچ بنده ای به کیفری بزرگتر از سخت دلی کیفر نشد.»

تحف العقول ص296

-«هیچ گرفتاری ای به بنده نمی رسد مگر به سبب گناه.»

الکافی ج2 ص269

-«کسی که واعظی درونی نداشته باشد، موعظه های مردم سودی به او نمی رساند.»

-«بردباری لباس عالم است، پس تو خود را از آن عریان مدار.»

کافی ج8 ص55

-«کار خوب بر مردم دنیا سنگین است، به اندازه ی سنگینی آن در ترازوهای ایشان در روز قیامت، و کار بد بر مردم دنیا سبک است ، به اندازه ی سبکی آن در ترازوهایشان در قیامت.»

بحارالانوار ج71 ص215 ح13

-«کار خیر و صدقه ، فقر را می بَرند ، بر عمر می افزایند و هفتاد مرگ بد را از صاحب خود دور می کنند.»

ثواب الاعمال ص141

مجموعه احادیث ائمه معصومین علیهم السلام-نور


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٥ | ٥:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
محبت اهل بیت علیهم السلام مایه ی تکفیر گناهان و چند برابر شدن نیکی ها است.
           

امام رضا علیه السلام از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله چنین نقل فرمودند:

💠 حُبُّنا أهلَ البَیتِ یُکَفِّرُ الذُّنوبَ و یُضاعِفُ الحَسَناتِ و إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی لَیَحتَمِلُ عَن مُحِبّینا أهلَ البَیتِ ما عَلَیهِم مِن مَظالِمِ العِبادِ إلّا ما کانَ مِنهُم فیها عَلی إصرارٍ و ظُلمِ المُؤمِنینَ فیَقولُ لِلسَّیِئاتِ کونی حَسَناتٍ.

🌀 دوستی ما اهل بیت گناهان را می پوشاند و کارهای نیک را چند برابر می کند و همانا خداوند از جانب دوستان ما حقوق بندگان (حق الناس ها) را متحمل می شود (به عهده می گیرد) , مگر آنچه 👈با اصرار از آن ها سرزده و 👈ستم به مومنان ؛
سپس به بدی ها میگوید : حسنه شوید .

…تفسیرالبرهان , ذیل آیه ۷۰ سوره مبارکه فرقان

🔰

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : دوشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٥ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By M a h S k i n:.