میلاد سراسر نور و برکت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را به پیشگاه حضرت صاحب الزمان مهدی موعود علیه السلام و تمام شیعیان و محبان آن بزرگوار، تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

*مقداد می گوید:فاطمه سلام الله علیها فرمود:«هنگامی که به امام حسین(علیه السلام) حامله بودم و شش ماه از مدت بارداریم می گذشت، در شب های تار و ظلمانی به چراغ نیاز نداشتم، در محل خلوت که در سجاده بودم از اندرون خود صدای تسبیح و تقدیس به گوشم می رسید.»

*مدت حمل امام حسین علیه السلام شش ماه بود.

*هنگامی که حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد ، جبرئیل بر پیامبر صلّی الله علیه و آله نازل گردید، در حالی که هزار ملک همراهیش می کردند، ولادت ایشان را به رسول اکرم صلّی الله علیه و آله تهنیت گفتند.»

*پیامبر در آن روز، دو گوسفند برای حسین علیه السلام عقیقه کرد و یک ران گوسفند و یک دینار زر به قابله داد. نوزاد را سر تراشید و هم وزن موهایش، درم های سیمین صدقه داد.

*در احادیث معتبره از طرق خاصه و عامه روایت است که بسیار بود فاطمه سلام الله علیها در خواب بود حضرت حسین علیه السلام در گهواره می گریست، و جبرئیل گهواره را می جنبانید و با او سخن می گفت و او را ساکت می کرد. چون فاطمه سلام الله علیها بیدار می شد می دید گهواره می جنبد و کسی با او سخن می گوید ولکن شخصی نمایان نیست چون از رسول خدا صلّی الله علیه و آله سوال می نمود، می فرمود:«او جبرئیل است.»

*رسول خدا صلّی الله علیه و آله در هفتمین زادروز حسین علیه السلام شکم ها را سیر کرد، بینوایان را نوامند ساخت.

آنچه به حسین علیه السلام داد نوای یگانه پرستی بود، آوای پیامبری بود، زبان رسالت بود و آنچه برای حسین علیه السلام به مردم داد گوشت بود ، درم های سیمین بود، زر بود.

*موقعی که حسین بن علی علیه السلام متولد گردید خداوند به جبرئیل دستور داد با گروهی از فرشتگان به زمین بروند تا به رسول خدا صلّی الله علیه و آله تبریک و تهنیت بگویند، در بین راه عبور جبرئیل به جزیره ای افتاد که فطرس ملک در ان جزیره بود.

فطرس به واسطه ی کوتاهی کردن در انجام امری که از جانب پروردگار صادر شده بود مورد غضب واقع گردیده بود و پرش شکسته بود و در آن جزیره 700 سال خدا را عبادت می کرد.

از جبرئیل پرسید:«به کجا می روی؟»

گفت:«نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله.»

گفت:«مرا با خود ببر شاید در حق من دعا کند.»

موقعی که جبرئیل خدمت رسول خدا شرفیاب گردید ماجرای فطرس را به او عرض کرد.

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود:«به او بگو خودش را به این نوزاد بمالد.»

فطرس خود را به گهواره ی حسین علیه السلام مالید. خداوند فوراٌ پر و بال وی را به او برگرداند و به اتفاق جبرئیل به آسمان بالا رفت.

*زمانی که امام حسین علیه السلام دیده به جهان گشود، ایشان را به نزد جدّش بردند و مژده ی ولادتش را به رسول ختمی مرتبت صلّی الله علیه و آله دادند. پیامبر در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند. سپس با آب دهانش کام او را متبرک کرد و آب دهان خود را به دهانش ریخت. آنگاه که روز هفتم شد، او را حسین نامید ، و برای او گوسفندی عقیقه نمود. سپس به مادرش دستور داد که موی سرش را بتراشد و هم وزن آن نقره صدقه بدهد، همانگونه که در مورد برادرش امام حسن علیه السلام ، او را نیز به همین صورت امر کرده بود.

*رسول خدا صلّی الله علیه و آله نام نوزاد را حسین (علیه السلام) نهاد. او نخستین کس بود که در عرب بدین نام نامیده شد. حسین ، حسین شد و کسی پیش از حسین علیه السلام حسین نبود و پس از حسین هم دیگر حسینی نیامد. پیغمبر اسلام صلّی الله علیه و آله ، زبانش را در دهان نوزاد نهاد و نوزاد مکیدن گرفت و نخستین غذا، در پیکر حسین علیه السلام جا گرفت. حسین علیه السلام در این غذا تنها بود و بشری با وی شرکت نداشت. غذای پیغمبری، غذای آسمانی. حضرتش نوزاد را ببوسید و به دایه داد و اشک از دیدگان سرازیر داشت و می گفت:«فرزندم! خدای لعنت کند مردمی که تو را می کشند!!...» و سه بار تکرار کرد.

منبع:1001 نکته از کاروان امام حسین علیه السلام سید شهیدان کربلا ص 136 الی139

مولف:اصغر محمدی همدانی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز , تبریک عید , کرامات و معجزات


تاريخ : دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٥ | ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.