ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام جواد علیه السلام خدمت آقا امام زمان عج و شما دوستان , شما را به خواندن روایتی درمورد آقا امام جواد علیه السلام دعوت می نمایم.

علی بن خالد می گوید: شنیدم مردی در شام ادعای نبوت کرده برای دیدنش که در زندان حبس بود رفتم و به زحمت تقاضای ملاقات کرده و او را دیدم . مردی خردمند به نظر می رسید گفتم جریان ادعای نبوت تو چیست؟ گفت: من در محلی که سر امام حسین علیه السلام را آنجا آویخته بودند به عبادت مشغول بودم . شبی مشغول عبادت بودم که مردی را دیدم به من امر کرد از جا حرکت کنم . اندکی با او حرکت کردم خود را در مسجد کوفه دیدم, گفت: این مسجد را می شناسی؟ گفتم: آری. فرمود: نماز بخوان. من با او به نماز ایستادم . پس اندکی راه رفته دیدم در مسجد رسول اکرم (ص) هستیم سلام بر پیامبر(ص) داد و نماز خواند و من هم نماز خواندم . پس مقداری راه رفته به مکه رسیدیم طواف کردم بیرون شدم و خود را در محل عبادتم در شام دیدم و آن شخص از چشم من ناپدید شد یک سال گذشت و من همان مرد را دیدم از دیدنش خوشحال شدم مرا دعوت کرد مانند سال گذشته به زیارت مرقد رسول اکرم(ص) و خانه ی خدا مشرف شوم . در بازگشت به شام و لحظه ی جدایی عرض کردم: سوگند به خدا خودت را معرفی کن . فرمود: من فرزند امام رضا علیه السلام , حضرت جواد هستم.

من برای عده ای آنچه دیده بودم گفتم خبر به محمد بن عبدالملک رسید مرا به عراق تبعید و زندانی کرد و به من نسبت داده اند که تو ادعای نبوت کرده ای.

راوی می گوید: من به او گفتم: اجازه می دهی من به محمد بن عبدالملک نامه نوشته و جریان بی گناهی تو را شرح دهم . قبول کرد و من چنین کردم ولی او در جواب نوشت: همان کسی که او را یک شنبه از شام به کوفه و از کوفه به مدینه و مکه برده بیاید و او را از زندان آزاد کند. نامه به دستم رسید بسیار ناراحت شدم فردا برای دیدنش به زندان رفتم تا او را تسلی دهم ولی دیدم نگهبانان بسیار مضطرب هستند علت را جویا شدم گفتند: شب گذشته زندانی ما که ادعای نبوت داشته فرار کرده و اثری از او نیست. نمی دانیم زمین او را بلعیده یا پرنده ای او را بوده است . علی بن خالد که فردی مسلک بود با دیدن این جریان که امام جواد علیه السلام زندانی را آزاد نموده، به امامت حضرت اعتقاد راسخ پیدا کرد.

منبع: ارشاد شیخ مفید ص 699

ترجمه: استاد امیرخان بلوکی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ | ۱:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.