عبدالرحمن زهری گفت: سالی هشام بن عبدالملک با غلام خود سالم به حج رفت در مسجد بیت الحرام وارد شد در حالی که امام باقر علیه السلام نیز به حج مشرف شده و در مسجدالحرام نشسته بودند . وقتی که امام باقر (ع) را دیدند , سالم خواست که امام باقر علیه السلام را برای هشام معرفی کند .هشام گفت این همان است که اهل عراق از علم او حیران و سردرگم هستند, سالم گفت: بله. هشام گفت: پس از او سوال کن که وقتی که مردم در قیامت محشور می شوند و هنوز به حساب آنها رسیدگی نشده آنها چه می خورند و چه می آشامند؟ سالم خدمت امام باقر علیه السلام آمد و این سوال را پرسید. امام جواب دادند: مردم در آن زمان در سرزمین پاکی محشور می شوند و از نهرهایی که در آن روان است به اندازه ی نیاز می خورند و می آشامند تا به حساب آنها رسیدگی شود.

سالم جواب امام علیه السلام را به هشام رساند و هشام با شنیدن آن خوشحال شد و گمان کرد بر امام علیه السلام غالب شده است سپس از سالم خواست از امام بپرسد: در روز قیامت که همه در حال اضطراب هستند چگونه فکر خوردن و آشامیدن می باشند؟

امام برای جواب به هشام آیه ای از قرآن از سوره ی اعراف را بیان کردند و فرمودند: جهنمیان در همان سختی ها و عذابها از خوردن و آشامیدن غافل نمی شوند و از بهشتیان درخواست آنچه را که خداوند به آنها افاضه کرده است می کنند.

پس هشام با شنیدن این جواب ساکت شد و دیگر کلامی بیان نکرد.

منبع: ارشاد شیخ مفید ص 567


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱ | ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.