عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عبدالرحمن زهری گفت: سالی هشام بن عبدالملک با غلام خود سالم به حج رفت در مسجد بیت الحرام وارد شد در حالی که امام باقر علیه السلام نیز به حج مشرف شده و در مسجدالحرام نشسته بودند . وقتی که امام باقر (ع) را دیدند , سالم خواست که امام باقر علیه السلام را برای هشام معرفی کند .هشام گفت این همان است که اهل عراق از علم او حیران و سردرگم هستند, سالم گفت: بله. هشام گفت: پس از او سوال کن که وقتی که مردم در قیامت محشور می شوند و هنوز به حساب آنها رسیدگی نشده آنها چه می خورند و چه می آشامند؟ سالم خدمت امام باقر علیه السلام آمد و این سوال را پرسید. امام جواب دادند: مردم در آن زمان در سرزمین پاکی محشور می شوند و از نهرهایی که در آن روان است به اندازه ی نیاز می خورند و می آشامند تا به حساب آنها رسیدگی شود.

سالم جواب امام علیه السلام را به هشام رساند و هشام با شنیدن آن خوشحال شد و گمان کرد بر امام علیه السلام غالب شده است سپس از سالم خواست از امام بپرسد: در روز قیامت که همه در حال اضطراب هستند چگونه فکر خوردن و آشامیدن می باشند؟

امام برای جواب به هشام آیه ای از قرآن از سوره ی اعراف را بیان کردند و فرمودند: جهنمیان در همان سختی ها و عذابها از خوردن و آشامیدن غافل نمی شوند و از بهشتیان درخواست آنچه را که خداوند به آنها افاضه کرده است می کنند.

پس هشام با شنیدن این جواب ساکت شد و دیگر کلامی بیان نکرد.

منبع: ارشاد شیخ مفید ص 567


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱ | ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.