«کربلایی احمد تهرانی» می گفتند: چند سال قبل در روز عاشورا من مجلس توسلی گرفته بودم اما هیچ کس به منزل ما نیامد و من تنها در کنار سماور نشسته بودم. خیلی به خاطر این مساله دلگیر شدم و غصه تمام وجودم را پر کرده بود . در همان لحظه به برکت حضرت سیدالشهداء(ع) برای یک لحظه پرده ها از جلوی چشمانم کنار رفت و ناگهان دیدم که در مجلس, وجود مقدس مولا امیرالمومنین(ع) و تمامی فرزندانشان نشسته اند و در آن هنگام حضرت مولا(ع) درحالی که از چشمان مبارکشان اشک جاری بود خطاب به من فرمودند: درست است که امروز کسی به مجلس نیامده است, اما ما خودمان که هستیم. پس بسم الله.

منبع: آثارو برکات توسل به امام حسین(ع)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱ | ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()