عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

ضمن تبریک میلاد باسعادت حضرت امام هادی علیه السلام به پیشگاه امام زمان ارواحنا فداه و همه ی شیعیان آن حضرت شما را به داستانی درباره ی این امام همام دعوت می کنم.

یعقوب بن یاسر می گوید: روزی متوکل به درباریان خود گفت: من از کار (امام) هادی به زحمت افتاده ام زیرا هرچه کوشش می کنم تا ساعتی او را به دربار بیاورم و دعوت به شراب و خوانندگی نمایم, موفق نشده ام (لعنت خدا بر متوکل ملعون) و بهانه ای به دست نیاورده ام. یکی گفت: اگر نتوانستی به (امام) هادی دست پیدا کنی اکنون برادرش موسی اهل همه ی این کارها می باشد می توانی او را دعوت کنی و به مقصد خود برسی زیرا مردم بین برادران فرق نمی گذارند و به اسم امام هادی تمام می شود.

متوکل ملعون دستور داد: موسی را با احترام به دربار بیاورید پس همه به استقبال او روید برایش مکانی مخصوص جهت خوانندگی و شرابخواری آماده کنید و منزل شخصی همراه با جوایز شایسته در اختیارش بگذارید.

موسی هنگامیکه حرکت کرد, امام هادی علیه السلام را در بین راه ملاقات کرد . حضرت فرمود: متوکل تو را دعوت کرده تا حرمتت را از بین برده و رسوایت کند مراقب باش و از خدا بترس زیرا هدف اصلی متوکل هتک حرمت تو است در حضور او اقرار به شرابخواری نکن.

ولی موسی پند و اندرز امام را نپذیرفت و به مخالفت پرداخت . امام وقتی مخالفت موسی را دید فرمود: اکنون که حرف مرا نمی پذیری بدان که هیچ گاه در مجلسی که بدان نظر داری با متوکل بر سر یک سفره به شراب خواری و خوانندگی مشغول باشید برای تو اتفاق نمی افتد.

موسی سه سال در دربار متوکل بود ولی هرگز نتوانست با او ملاقات کند و سر یک سفره بنشیند گاهی می گفتند مشغول کاری است گاهی می گفتند او مست است یا بیمار است تا وقتی که او کشته شد.

منبع : ارشاد مفید ص 715

ترجمه: امیر خان بلوکی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ | ٢:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.