حجه الاسلام سید محمد گلپایگانی فرزند آیت الله سید جمال گلپایگانی فرمود:

پس از فوت مرحوم پدرم ، شبی در خواب دیدم که حضور پدرم مشرف شدم و ایشان در اطاق مفروش به زیلو و فاقد اثاث نشسته اند.

گفتم: پدر! اگر خبری نیست؛ ما هم به دنبال کارمان برویم؛ وضع طلبگی در گذشته و حال همین است که می بینم.

پدرم فرمود: پسر، حرف نزن! هم اکنون ولی امر عج تشریف می آورند.آنگاه پدرم از جا برخاست ، متوجه شدم محبوب کل عالم حضرت ولی عصر عج تشریف آوردند، پس از عرض سلام و جواب حضرت , قبل از اینکه من حرفی بزنم حضرت فرمودند: سید محمد! مقام پدرت این حجره ی محقر نیست؛ بلکه مقامش آنجاست(ایشان) به قصری باشکوه و ساختمان با عظمتی اشاره کردند که از وصف آن عاجزم . بسیار خوشحال گردیدم.

عرض کردم: یابن رسول الله! آیا وقت ظهور رسیده است تا دیدگان همه به جمال مبارکتان روشن شود؟

حضرت مهدی عج فرمود: « از علائم ظهور  فقط علامات حتمی مانده است و شاید آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندند ، پس بر شما باد که برای فرج(ظهور) دعا کنید.»

منبع:کیست مرا یاری کند؟ من مهدی صاحب الزمانم ص 12

مولف: محمد یوسفی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.