عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

سید حلاوی یک قصیده ی شکواییه ای ساخت که در آن به امام زمان عج شکایتها دارد مثلاً قسمتی از ترجمه قصیده این است:

« یابن الحسن العسکری کجا هستید؟ شیعیان شما را آزار می کنند . فلان دسته از شیعیانت گرفتار شده اند و دچار رنج و شکنجه و بلا و محنت هستند.»

در این اشعار بلاهایی که بر شیعیان مختلف رخ داده است به نظم کشیده شده است. این اشعار را این طرف و آن طرف در دو سه جلسه خوانده بود. یکی دو نفر از اوتاد نجف در عالم رویا به حضور مبارک حضرت بقیّت الله شرفیاب شدند.

حضرت به آنها فرمود:« بروید به سیّد بگویید : سیّد! این قدر دل مرا مسوزان ، این قدر سینه ی مرا کباب مکن، این قدر ناراحتی شیعه را به گوشم مرسان ، من از شنیدن آن متاثر می شوم.»

عبارتی که پیغام داده است این است – لیس امری بیده-« این امر به دست من نیست. به دست خداست دعا کنید خدا فرج مرا برساند تا شیعیانم را از این شکنجه ها نجات دهم.»

منبع: کیست مرا یاری کند؟ من مهدی صاحب الزمانم ص 66

مولف: محمد یوسفی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.