روزی حضرت موسی علیه السلام از محلی عبور می کرد، دید مردی گریه می کند و به درگاه خدا می نالد.

از آنجا گذشت و هنگام مراجعت نیز گذارش به همانجا افتاد و دید آن مرد ، همچنان به درگاه خدا می نالد و می گرید. حضرت متوجه خدا شد و عرض کرد:« پروردگارا! بنده ی تو از خوف تو می گرید.» ( به او توجه فرما)

خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد و فرمود:« ای پسر عمران! اگر آنقدر بگرید که مغزش همراه اشک های چشمش به زمین بریزد و دستش را آنقدر به سوی آسمان بلند کند که ساقط شود، من او را نمی آمرزم."چرا که او دنیا را دوست دارد."

(به دنیا دل بسته است و دوستی دنیا را بر دوستی آخرت ترجیح می دهد.)

منبع: داستانهایی از قهر خدا ص 110

مولف: مهدی صاحب هنر 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : چهارشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩۱ | ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.