صاحب کتاب راهی به سوی نور در رابطه با این درد هنگفت قضیه ای را از یکی از دوستان خوب امام زمان – ارواحنا فداه- نقل کرده که ایشان فرمود:

روزی با یکی از افراد که به صورت ظاهر، چهره مقدس مآبانه داشت درباره ی ظهور امام زمان علیه السلام صحبت می کردیم ، از جمله من به ایشان می گفتم ما باید مردم را به یاد امام زمان علیه السلام بیندازیم و برای فرج آن حضرت دعا کنیم.

او دست خود را روی گلویش نهاد و گفت: دعا کنیم که امام زمان بیاد و سر ما را بزند؟

من خیلی دلم شکست و بغض گلویم را گرفت و با حال گریه به منزل رفتم و در مظلومیت امام زمان علیه السلام اشک زیادی ریختم و حتی غذا هم نتوانستم بخورم. تا آنکه در عالم مکاشفه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه را در حالی که محزون بودند دیدم ، در همان حال آن حضرت سه مرتبه ( درباره ی همان جمله که آن شخص گفته بود) فرمودند:« تهمتم می زنند ، تهمتم می زنند، تهمتم می زنند.»

منبع: کیست مرا یاری کند؟ من مهدی صاحب الزمانم ص 92

مولف: محمد یوسفی

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.