عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

 در کتاب گنجینه های قرآن آمده است: یکی از علما در حدود بیست سال قبل برای بنده نقل فرمود که یکی از شیوخ عرب در عراق مُرد.

در خواب دیدند که معذب است و با زنجیرهای آتشین در محضر آقا امیرالمومنین علیه السلام حاضرش کردند. حضرت از او پرسیدند:« در دنیا چه عملی داشتی؟»

عرض کرد: مولای من! می دانم گناهکارم ولی کارهای خوب هم داشته ام ، مثلا مردم را به خیرات وامی داشتم و به مجالس روضه خوانی دعوت می کردم.

حضرت فرمود:« آری ولی مردم را به رودربایستی وادار می کردی.»

عرض کرد: بلی. ولی جلال شما را با این کار ظاهر می کردم.

حضرت فرمود:« هدفت آن بود که ریاستت محفوظ بماند.»

عرض کرد: صحیح است که من یک عمل صالح و خالص نداشتم ولی شما خودتان شاهدید که در دلم خوش داشتم نام شما بلند شود وعزای پسرتان حسین علیه السلام برپا گردد.

حضرت فرمود:« پس حسابت با حسین علیه السلام است یعنی باید از باب الحسین وارد گردی وگرنه از طریق عمل راهی برایت نیست.»

گفت: دیدم در گوشه ای حضرت سیدالشهداء علیه السلام با وقار و متانت تمام ایستاده اند.

این شیخ عرب را نزد آقا آوردند. حضرت فرمود:« خَلّوهُ» او را رها کنید.

منبع: کرامات الحسینیه ص 166

مولف: سید محمد حسین محمودی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مرگ و برزخ و قیامت , کرامات و معجزات


تاريخ : یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.