چندی پیش پیرمرد ساده و باصفایی که نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام بسیار اظهار عشق و محبت می نمود و در یکی از روستاهای کشورمان زندگی می کرد می گفت:

در سفری که به کربلا رفته بودم ، با شخصی برخورد کردم که به من گفت: تو قرائت نمازت درست نیست ، تمام اعمالت باطل است ، اگر مکه هم رفتی ، چون قرائت نمازت درست نبوده ، حج شما باطل است. و با این حرفها حسابی مرا مایوس و ناراحت کرد. شب در خلوت و تنهایی ، حسابی گریه کردم ، حتی رفقایم هرچه مرا صدا می زدند که برخیز با هم به زیارت برویم ، من نرفتم و با خود گفتم: من که هیچ یک از کارهایم قبول نیست برای چه به زیارت بروم؟

بقیه ماجرا در ادامه مطلب 

 


در همین حال که خیلی دلم شکسته بود به خواب رفتم. در عالم رویا یکی از امامان معصوم که گویا حضرت بقیت الله (ارواحنا فداه) بودند را بالای حرم سیدالشهداء علیه السلام زیارت کردم ، در حالی که آن حضرت مشغول بنایی و اصلاح گنبد مطهر بودند. آن حضرت تا مرا دیدند، صدایم کردند و فرمودند:«بیا کمک کن.» من رفتم و آستین بالا زده و مشغول کار شدم. آن حضرت به من فرمودند:« بخوان!» من هم همینطور که خشت ها را به دست حضرت می دادم این شعر را می خواندم:

خشت بده تا نیمه را محکم کنیم         دشمــن آل نبی را کـم کنــیــم

غروب شد و حضرت به من فرمودند:«بگو کارگران بیایند تا حقوق آنها را بپردازیم.» من کارگران را صدا کردم ، همه می آمدند و به نوبت حقوق خود را می گرفتند و می رفتند. هنگامی که حضرت حقوق کارگران را عطا می کردند متوجه شدم در مقدار حقوق خیلی فرق می گذارند و به بعضی افراد کم و به بعضی دیگر خیلی زیاد پول می دهند.

پرسیدم آقاجان اینها همه که از صبح اینجا بودند چرا به برخی کمتر و به برخی بیشتر حقوق می دهید؟ حضرت فرمودند:« چون اینها همه یکسان کار نمی کنند خیلی ها در وسط کار خوابشان می برد! بعضی ها که نمی توانند زیاد کار کنند اما از روی اخلاص دست به کار شده اند ما سهم بیشتر و کاملتری به آنها می دهیم ولی به کسانی که می توانند کار کنند ولی خود را به خواب زده اند یا به شکلی از کار فراری اند ، فقط به اندازه ی زحمت آنها به ایشان حقوق می دهیم.»

بعد حضرت رو به من فرمودند:« ما هر روز اینجا کار داریم و هر روز هم نیاز به کارگر داریم ، شما که خالصانه به در خانه ی ما آمده اید ، مطمئن باشید اعمالتان قبول است و ما مزد شما را کامل عطا می کنیم.»

اینجا بود که از خواب بیدار شدم و فهمیدم که از هرکس به اندازه ی توانایی اش انتظاری هست و حضرت مرا مورد لطف خود قرار داده اند.

منبع: کیست مرا یاری کند من مهدی صاحب الزمانم؟ ص 77 تا 79

مولف: محمد یوسفی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : شنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٢ | ٦:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.