آمده میلاد نور ای شیعیان تبریک باد

عید فرزند امیر مومنان تبریک باد

تهنیت بادا به هر کس عاشق او بوده است

جشن سالار جوانان جنان تبریک باد 

به همین مناسبت حکایتی از قضاوت آقا امام حسن مجتبی علیه السلام را نقل می کنم.

یک بار کسی در کوفه کشته شد.غلغله ای شد و مردم ، قصابی را که چاقویی در دست داشت ، دستگیر کردند و نزد امیرالمومنین علیه السلام آوردند. قصاب هم اعتراف کرد که قتل کار او بوده است. قرار شد اعدام شود.

لحظاتی قبل از اعدام کسی فریاد زد که این قصاب بی گناه است و خود را جانی اصلی معرفی کرد.

امام علی علی السلام به فرزندشان امام حسن علیه السلام که در آن صحنه حضور داشت ، فرمود:«حسن جان! تو در این زمینه حکم کن.»

امام حسن علیه السلام هر دونفر را آزاد کردند. سوال شد که دلیل این حکم چیست؟ فرمود:« این فرد دوم گرچه خود را به عنوان قاتل اصلی معرفی کرده است و به ظاهر محکوم به اعدام است ولی قرآن می فرماید:« و کسی که یک نفر را نجات دهد گویی تمام مردم را نجات داده است» ، فرد دوم در واقع نفر اول را از مرگ حتمی نجات داد و مشمول آیه ی یاد شده است. ما هم باید او را از مرگ نجات دهیم و به اولیای دم دیه بپردازیم.»

بعد حضرت از قصاب سوال کردند:«تو چرا خودت را به عنوان قاتل معرفی کردی؟»

قصاب گفت: چون چاقو در دست من بود ، احساس کردم که در هر صورت در معرض اتهام هستم. لذا ترجیح دادم که خودم را به عنوان قاتل معرفی کنم.

 

منبع: داستان های روح فزا

مولف:علی محمد تاکندی  و رضا شیخ محمدی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٢ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.