آقای ترکمن از کرج شفای خود را چنین نقل کرده است:

در شب تاسوعا[چندسال قبل] هنگامی که در حال حمل مقداری از اثاثیه ی هیئت به وسیله ی یک وانت بار بودیم ، به علت سرعت زیاد  ماشین از پشت آن به بیرون پرتاب و به شدت به زمین خوردم.

بر اثر جراحات و صدمات وارده ، مخصوصاً ضربه ی مغزی ناشی از این تصادف حدود یک ماه در بخش مراقبت های ویژه بستری بودم و در حالی که اطرافیان و آشنایانم از ادامه ی زندگی من تقریبا قطع امید کرده بودند ، به طور معجز آسایی شفا گرفتم و شرح شفای من به این صورت بود که در آن بیهوشی ، چهره ای نورانی مشاهده کردم که با پارچه ای سبز رنگ روی زیبایش پوشیده شده بود و در همان حال به من فرمودند:«من امشب برای شفای تو به اینجا آمده ام زیرا تو از عزاداران و پیروان ما هستی» و باز فرمودند:« تو نوجوانی هستی که گناهانت در مقابل کارهای خوبت زیاد نیست و باید تلاش کنی اعمال بد و ناپسندت از بین برود.»

و بعد از بیان این جملات دیگر ایشان را ندیدم. و بعد از آن به سرعت رو به بهبودی گذاشتم و در حال حاضر نیز مشکلی ندارم . تنها آرزو دارم یک بار دیگر آن جمال دل آرا را حتی اگر در خواب هم شده زیارت کنم.

خوش به سعادتش واقعا

منبع: کرامات الحسینیه علیه السلام

مولف:سید محمد حسین محمودی

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : پنجشنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٢ | ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.