عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

سلام می خوام از این به بعد هفته ای یا هر ده روز یه بار یه پست متفاوت بذارم و اون اینه که در هر پست لحظه ی آخر زندگانی افراد مشهور تاریخ رو و حرفایی که زدن و کارایی که کردن رو بنویسم بلکه همه ی ما عبرتی بگیریم. آخرین لحظات انسان های خوب و بد را مقایسه کنید و قضاوت کنید عاقبت خوب بودن و بد بودن را.

با نام خدا اولین پست این موضوع را با لحظات پایانی  عمر سه شخصیت برجسته شروع می کنیم.

1-سلمان فارسی:

زمانی که سلمان از دنیا می رفت ، سعد بر بالینش آمد و طلب وصیّت نمود.

گفت:«خدای را به یاد داشته باش. در همّت ، زمانی که اراده نمودی کاری انجام دهی ، و نزد زبانت ، زمانی که خواستی حکم کنی و در دستانت ، زمانی که خواستی چیزی را تقسیم کنی.»

2- عایشه:

نقل است به هنگام احتضار ، جزع می نمود. کسی پرسید: ای ام المومنین! تو را چه شده است ، حال آنکه دختر ابوبکری و زن رسول؟

گفت:«واقعه ی روز جمل، راه گلویم را گرفته ، ای کاش پیش از آن مرده بودم و یا فراموش شده ای از یاد رفته بودم.»

3-هشام بن عبدالملک:

زمانی که نگاه هشام به اهل و خاندانش افتاد که از مرگ او گریان بودند ، این جمله را بر زبان آورد:

«هشام ، تمام دنیا را به شما داد ، و شما گریه ها یتان را به او ارزانی نمودید ، او همه ی آنچه را که جمع نموده بود ، ارزانی شما نمود و شما آنچه را که کرده بود به او واگذار نمودید ، و چه مشکل است برای هشام برای اینکه توسط خدا بخشوده شود.»

منبع: شرح مرگ

مولف:کریم فیضی تبریزی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مرگ و برزخ و قیامت


تاريخ : چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٢ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.