عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

یحیی بن علاء می گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود

«امام سجاد علیه السلام برای انجام فریضه ی حج ، از مدینه به سوی مکه رهسپار شد؛ در راه به بیابانی بین مکه و مدینه رسید و درآنجا به مردی از دزدهای راه برخورد نمود ، دزد به امام سجاد علیه السلام گفت:از مرکب به پایین بیا.

امام فرمود:«تو از من چه می خواهی؟»

دزد: می خواهم تو را بکشم و آنچه داری ، همه را غارت کنم.

امام:« من آنچه دارم بین خودم و تو تقسیم می کنم و آنچه به تو می دهم برای تو حلال باشد.»

دزد: نه! من به این کار راضی نیستم.

امام :«آنچه می خواهی بردار، ولی به اندازه ی کفاف و لازم برای من بگذار.»

دزد ناپاک این پیشنهاد را نیز رد کرد.

امام به او فرمود:«پروردگار تو کجاست؟» او در جواب گفت:پروردگار من در خواب است. در این هنگام دو شیر از بیابان آمدند ، یکی سر دزد را و دیگری دو پای او را درید و به این ترتیب آن دزد به هلاکت رسید.

امام سجاد علیه السلام به او فرمود:«تو پنداشتی پروردگارت نسبت به تو در خواب است؟!»

منبع: داستانهایی از قهر خدا ص 43

مولف: مهدی صاحب هنر


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.