شخصی به نام ابراهیم بن محمد نیشابوری باخبر شد که والی و نماینده ی خلیفه قصدکشتن وی را دارد.زیرا او دشمنی عجیبی با شیعه داشت ، لذا با ترس و لرز و وحشت با خانواده اش خداحافظی نمود و اراده کرد خدمت حضرت عسکری علیه السلام برسد که با آن آقا هم وداع نماید و سرانجام فرار کرده تا بلکه از کشته شدن نجات یابد.

او می گوید: وقتی که داخل شدم بر امام، پسربچه ای را دیدم که در کنار حضرت نشسته اما صورتش مثل ماه می درخشد . از نور صورتش در تعجب بودم و اصلا جریان خودم را نزدیک بود از یاد ببرم که فرمود:«ای ابراهیم نترس  خداوند تبارک و تعالی تو را از شرّ والی حفظ خواهد کرد.»

به حضرت امام حسن عسکری علیه السلام عرض کردم: ای آقای من این کیست که از ضمیرم خبر می دهد؟

فرمود:«پسرم و جانشین بعد از من است که غیبت طولانی خواهد داشت و سپس ظهور می کند و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، این مطلب را کتمان کن و برای کسی نقل نکن.»

منبع:معجزات امام زمان (عج) ص 62 و 63

مولف: محمدمهدی تاج لنگرودی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : چهارشنبه ۸ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.