عاشقان حضرت مهدی (عج)
به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون
نويسندگان
لینک دوستان

امام صادق(ع) فرمود: وقتی با پدرم عازم تشرف به خانه ی خدا بودیم, پدرم از جلو و من از عقب سر او حرکت می کردیم تا به موضعی رسیدیم که آن را«ضجنان» می گویند. ناگهان مردی پدیدار شد , به گردنش زنجیرهایی بود که آن را با خود حمل می کرد و آنها را روی زمین می کشید.

رو به من آورد و گفت: مرا آب بدهید( که الان از تشنگی هلاک        می شوم)

پدرم متوجه من شد و فریاد زد: ای فرزند! آبش نده , خداوند او را آب ندهد( این معاویه بن ابی سفیان است).

و مرد دیگری پیوسته دنبالش در حرکت بود و زنجیرش را در دست داشت و با آن , او را در پایین ترین نقطه از نقاط جهنم انداخت . و حال او تا روز قیامت چنین خواهد بود.

منبع: داستانهای شگفت انگیزی از مرگ تا عالم برزخ

[ شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ فاطمه ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

برای سلامتی و تعجیل در فرج حضرت مهدی علیه السلام صلوات.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ************************* ************************* *************************