عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

راوندی روایت کرده است که یکی از انصار بزغاله ای داشت ، آن را ذبح کرد. به زوجه ی خود گفت که بعضی را بپزید و بعضی را بریان کنید ، شاید حضرت رسول (ص) ما را مشرف گرداند و امشب در خانه ی ما افطار کند.

به سوی مسجد رفت و دو طفل خُرد(کوچک) داشت ، چون دیدند که پدر ایشان بزغاله را کشت، یکی به دیگری گفت:«بیا تو را ذبح کنم.»  و کارد را گرفت  و او را ذبح کرد. مادر که آن حال را مشاهده کرد ، فریاد کرد و آن پسر دیگر از ترس گریخت و از غرفه به زیر افتاد و مُرد!

آن زن مومنه هردو طفل مرده ی خود را پنهان کرد و طعام را برای قدوم مبارک حضرت مهیا کرد. چون حضرت داخل خانه ی انصاری شد ، جبرئیل فرود آمد و گفت:«یا رسول الله! بفرما که پسرهایشان را حاضر گرداند»؛ چون پدر به طلب پسرها بیرون رفت ، مادر ایشان گفت:«حاضر نیستند و به جایی رفته اند.»

برگشت و گفت:«حاضر نیستند.»

حضرت فرمود:«البته که باید حاضر شوند.»

باز پدر بیرون آمد و مبالغه کرد، مادر او را بر حقیقت مطلع گردانید و پدر، آن دو فرزند مُرده را نزد حضرت حاضر کرد. حضرت دعا کرد و خدا هردو را زنده نمود و عمر بسیار کردند.

منبع:منتهی الآمال ج 1 ص 44

مولف:ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : شنبه ۳ اسفند ۱۳٩٢ | ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.