روایت شده خداوند شادمان تر است به توبه ی بنده ی مومنش از مردی که در بیابان به همراه قافله ای است و هنگام حرکت قافله شتر او گم می شود.سپس در تاریکی شب در بیابان دنبال شتر خود می گردد. کاروان حرکت می کند، آن مرد به همراه خود خوراک و آبی ندارد ،آن قدر در پی شتر می گردد تا مأیوس می شود و با یک دنیا ناامیدی به جای اول(فرودگاه قافله) بر می گردد.

در آن تاریکی سر به زانو می گذارد ،تنها است ، وسیله ی دفاع ندارد ، هر لحظه منتظر است حیوانات درنده به او حمله کرده ، پاره پاره اش کنند. در چنین موقعیت حساسی اگر شخصی پیدا شود شترش را به او بدهد و سوارش کند و بگوید حرکت کن تا تو را به کاروان برسانم،آن مرد از پیدا شدن چنین شخصی چقدر شاد می شود، خداوند از توبه ی بنده اش بیش از مرد عقب مانده ای از کاروان، شادمان و خوشحال می شود.

منبع: هزار و یک حکایت اخلاقی ص 284

مولف:محمد حسین محمدی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳ | ٧:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.