عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

روایت شده خداوند شادمان تر است به توبه ی بنده ی مومنش از مردی که در بیابان به همراه قافله ای است و هنگام حرکت قافله شتر او گم می شود.سپس در تاریکی شب در بیابان دنبال شتر خود می گردد. کاروان حرکت می کند، آن مرد به همراه خود خوراک و آبی ندارد ،آن قدر در پی شتر می گردد تا مأیوس می شود و با یک دنیا ناامیدی به جای اول(فرودگاه قافله) بر می گردد.

در آن تاریکی سر به زانو می گذارد ،تنها است ، وسیله ی دفاع ندارد ، هر لحظه منتظر است حیوانات درنده به او حمله کرده ، پاره پاره اش کنند. در چنین موقعیت حساسی اگر شخصی پیدا شود شترش را به او بدهد و سوارش کند و بگوید حرکت کن تا تو را به کاروان برسانم،آن مرد از پیدا شدن چنین شخصی چقدر شاد می شود، خداوند از توبه ی بنده اش بیش از مرد عقب مانده ای از کاروان، شادمان و خوشحال می شود.

منبع: هزار و یک حکایت اخلاقی ص 284

مولف:محمد حسین محمدی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳ | ٧:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.