میلاد با سعادت آخرین نور امامت ، منجی امّت ، مظهر رحمت ، منبع برکت، آقا حضرت مهدی موعود علیه السلام بر همه ی عاشقان و پیروان واقعی آن حضرت مبارک باد.

درروایتی [از زبان حکیمه خاتون]، چنین آمده است چون حضرت صاحب الامر علیه السلام متولد شد، نوری از او ساطع گردید که به آفاق آسمان پهن شد. مرغان سفید دیدم که از آسمان به زیر می آمدند. بال های خود را بر سر و روی و بدن آن حضرت می مالیدند و پرواز می کردند. پس امام حسن علیه السلام مرا آواز دادکه:«ای عمه! فرزند مرا برگیر و به نزد من بیاور». چون برگرفتم، او را ختنه کرده، ناف بریده، پاک و پاکیزه یافتم. بر ذراع راستش نوشته بود:«جاءالحق و زهق الباطل اِنَّ ال باطل کان زهوقاً.» یعنی: حق آمد و باطل مضمحل شده و محو گردید . پس به درستی که باطل مضمحل شدنی است و ثبات و بقا ندارد.

 

اسماء و القاب شریفه ی آن حضرت علیه السلام

بقیّةالله – حجّت خَلَف و خَلَف صالح – شرید – غَریم – قائم- م ح م د – مهدی – منتظر- مآء مَعین-

حکایتی از تشرف شیخ قاسم به لقای آن حضرت علیه السلام

سید فاضل متبحر، سید علیخان حویزی نقل کرده: خبر داد مرا مردی از اهل ایمان از اهل بلاد ما، که او را شیخ قاسم می گویند و او بسیار به حج می رفت. گفت: روزی خسته شدم از راه رفتن، پس خوابیدم در زیر درختی و خواب من طول کشید و حاج از من گذشتند و بسیار از من دور شدند. چون بیدار شدم، دانستم از وقت  که خوابم طول کشیده و اینکه حاج از من دور شدند. نمی دانستم که به کدام طرف متوجه شومف پس به سمتی متوجه شدم و به آواز بلند صدا می کردم : یا اباصالح! قصد می کردم به این ، صاحب الامر را. پس در این حال که فریاد می کردم ، سواری را دیدم که بر ناقه ایست در زیّ عرب های بدوی.

چون مرا دید فرمود به من:«تو منقطع شدی از حاج؟» گفتم:«آری!» فرمود:«سوار شو در عقب من که تو را برسانم بدان جماعت.»

پس در عقب او سوار شدم و ساعتی نکشید که رسیدم به قافله. چون نزدیک شدیم، مرا فرود آورد و فرمود:«برو از پی کار خود.» پس گفتم به او:«عطش مرا اذیت کرده است.»

پس از زین شتر خود مَشکی بیرون آورد که در آن آب بود و مرا از آن سیراب نمود. قسم به خداوند! که آن لذیذتر و گوارا تر آبی بود که آشامیده بودم. آنگاه رفتم تا داخل شدم در حاج و ملتفت شدم به او. پس او را ندیدم و ندیده بودم او را در حاج پیش از آن و نه بعد از آن، تا آنکه مراجعت کردیم.

نمونه ای از سخنان گهربار امام زمان علیه السلام

-ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه  سخن گفتن داده می شد، شک و تردید از میان برداشته می شد.

-اگر خواستار رشد و کمال معنوی باشی ، هدایت می شوی و اگر طلب کنی، می یابی.

-من مهدی هستم، منم قیامگر زمان ، منم آنکه زمین را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود.

اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستیم، و به شما لطف و مرحمت داریم، همانا به شما توجه و التفات نمی کردیم .

-سجده ی شکر از لازم ترین و واجب ترین مستحبات است .

منابع: منتهی الآمال ج 2

زندگانی چهارده معصوم 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : جمعه ٢۳ خرداد ۱۳٩۳ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.