از بصائر الدرجات منقول است که احمد بن عمر حلّال گفت: شنیدم که اخرس در مکه اسم حضرت رضا علیه السلام را می برد و دشنام می دهد آن حضرت را.

 گفت: داخل مکه شدم و کاردی خریدم، پس دیدم او را. با خود گفتم: به خدا سوگند می کُشم او را هرگاه از مسجد بیرون بیاید.

پس ایستادم سر راه او، ناگهان رقعه ی امام رضا علیه السلام به من رسید نوشته بود در آن:«بسم الله الرحمن الرحیم، به حقّ من بر تو که متعرض اخرس مشو، پس به درستی که خداوند متعال ثقة و معتمد من است و او کافی است مرا.»

********************

شیخ مفید به سند معتبر روایت کرده : در آن سال که هارون به حج رفت، امام رضا علیه السلام نیز به اراده ی حج از مدینه بیرون شد، همین که رسید به کوهی که از طرف چپ راه است و نام آن فارغ است، حضرت به آن نظری افکند و فرمود:«بانی فارغ و خراب کننده ی آن پاره پاره خواهد شد.»

راوی گفت: ما نفهمیدیم معنی کلام آن حضرت را تا اینکه هارون به آن موضع رسید فرود آمد و جعفر بن یحیی برمکی بالای آن کوه رفت و امر کرد که مجلسی برای او در آن بنا کنند، پس چون از مکه برگشت، بالای آن کوه رفت و امر کرد که آن مجلس را خراب کنند، پس چون به عراق رسید، جعفر بن یحیی کشته گشت و پاره پاره شد.

منبع:منتهی الآمال ج2 ص 326

مولف: ثقة المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی(ره)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: کرامات و معجزات


تاريخ : یکشنبه ٦ مهر ۱۳٩۳ | ٤:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.