شهادت آقا حضرت امام سجاد علیه السلام را  خدمت آقا امام زمان علیه السلام و همه ی شیعیان و محبان آن حضرت، تسلیت عرض می کنیم.

در جلاءالعیون فرموده، در بصائر الدرجات به سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است، که امام محمد باقر علیه السلام می فرمود:«چون وقت وفات پدرم امام زین العابدین علیه السلام شد، فرمود:"آب وضویی برای من بیاور."

چون آوردم، فرمود:"در این آب میته هست." بیرون بردم و نزدیک چراغ ملاحظه کردم. موش مُرده ای در آن آب بود. آن را ریختم و آب دیگر آوردم. وضو ساخت و فرمود:"ای فرزند! این شبی است که مرا وعده ی وفات داده اند، ناقه ی مرا در حظیره ضبط کن و علفی برای آن مهیّا ساز."

پس حضرت صادق علیه السلام فرمود:«چون آن حضرت را دفن کردند ، ناقه خود را رها کرد. از حظیره بیرون آمد، نزدیک قبر رفت ، بی آنکه قبر را دیده باشد. سینه ی خود را بر قبر آن حضرت گذاشت. فریاد و ناله می کرد و آب از دیده هایش می ریخت. چون این خبر به امام محمد باقر علیه السلام دادند، حضرت به نزد ناقه آمد و فرمود:"ساکت شو و برگرد! خدا برکت دهد برای تو.»

پس ناقه برخاست و به جای خود برگشت. باز بعد از اندک زمانی ، برگشت به نزد قبر. ناله و اضطراب می کرد و می گریست. در این زمان که خبر آن را به حضرت گفتند، فرمود: بگذارید آن را، که بی تاب است و چنین ناله و اضطراب می کرد. تا بعد از سه روز هلاک شد.

حضرت بر آن ناقه بیست و دو حج کرده بود، یک تازیانه بر آن نزده بود.

منبع:منتهی الآمال ج2 ص 53

مولف:ثقةالمحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره)

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : پنجشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩۳ | ۸:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.