عمرو بن دینار گفت: حسین بن علی علیه السلام به عیادت زید بن اسامه رفت. زید در حال مریضی اظهار غم و اندوه فراوان می کرد. فرمود:«برادر! از چه اندوهناکی؟»

عرض کرد:«شصت هزار درهم مقروضم.»

فرمود:«قرضت به عهده ی من است، آن را می پردازم.»

گفت:«می ترسم بمیرم.» فرمود:«تا من از طرف تو نپردازم نخواهی مّرد.» آنگاه قبل از درگذشت زید قرضش را پرداخت و پیوسته می فرمود:«ترس از دشمنان، سنگدلی بر بیچارگان و بخل هنگام بخشیدن، زشت ترین صفت پادشاهان است.»

********************

روزی مردی اعرابی وارد مدینه شد و پرسید:«سخاوتمندترین مردم مدینه کیست؟»

حسین بن علی علیه السلام را به او معرفی کردند. او وارد مسجد شد،آن حضرت را در حال نماز دید، ایستاد و این چند بیت را خواند:

ترجمه ی شعر:«اکنون نا امید نشده آن که به تو امید داشته و کوبه ی در خانه ات را به امید بخشش کوبیده است. تو سخاوتمند و پشتیبان بیچارگانی ، پدرت نابود کننده ی فاسقان بود، اگر نبود راهنمایی ها و هدایت گری های پدر و جدّ تو ، آتش جهنم پیکر ما را فرا می گرفت.»

سیدالشهداء علیه السلام نماز را تمام کرد و از قنبر پرسید:«از مال حجاز چیزی باقی مانده است؟» عرض کرد:«چهار هزار دینار موجود است.»دستور داد:«بیاور، این کس سزاوارتر به آن است.» وقتی دینارها را حاضر کرد امام علیه السلام دو بّرد یمنی خود را از تن در آورد و پول ها را داخل آن پیچید و به واسطه ی شرم و حیا دستش را از شکاف در خارج کرد و آن را به اعرابی تسلیم کرد، سپس حضر ت این شعر را خواند:

ترجمه ی شعر:«این مقدار را بگیر من از تو پوزش می خواهم. بدان که نسبت به تو مهربانم ، اگر در فردای آینده وسیله ی ایستادنی ما را به دست آید، ثروت سرشاری بر تو ریزش خواهد کرد؛ اما گذشت زمان خیلی تغییرپذیر است.اکنون دست ما از نظر مالی گشاده نیست.»

اعرابی پول را گرفته و گریست. امام علیه السلام فرمود:«شاید آنچه به تو دادیم کم بود.»

گفت:«هرگز، گریه ام این است که چگونه این دست های سخاوتمند شما در دل خاک جای می گیرد!»

********************

شعیب بن عبدالرحمن گفت:«هنگام دفن حضرت اباعبدالله علیه السلام برپشت مبارکش اثری غیر متعارف مشاهده کردند ، از زین العابدین علیه السلام سبب پیدایش آن اثر را پرسیدند، فرمود:«به واسطه ی انبان های نان و خرمایی است که بر در خانه ی بیچارگان و یتیمان و بیوه زنان می برد.»

منبع:هزار و یک حکایت اخلاقی ص 468 و 469

مولف:محمد حسین محمدی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳ | ۸:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.