حضرت صادق علیه السلام فرمود:«قرار بود زمینی بین من و مردی تقسیم شود. آن مرد از علم نجوم اطلاعی داشت، پس کار را به تأخیر می انداخت تا ساعتی را انتخاب کند که به اعتقاد خودش آن ساعت برای او خوب و برای من بد است، بالاخره روز و ساعتی که در نظر داشت رسید، زمین تقسیم شد؛ ولی به نفع من تمام شد.»

منجم از روی ناراحتی دست خود را بر یکدیگر زد و گفت:«هرگز مانند امروز ندیده بودم.»

پرسیدم:«مگر چه شده است؟»

جواب داد:«من مردی منجم هستم، در ساعت خوبی بیرون آمدم و ساعت بد را برای شما اختیار کردم، اکنون می بینم کار برعکس شد.»

گفتم:«می خواهی حدیثی به تو بیاموزم که پدرم به من فرمود؟»

گفت:«بگو.»

گفتم:«پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:"هرکس مایل است خداوند نحوست روزش را رفع کند ، صبحگاه آن روز صدقه بدهد و اگر می خواهد نحوست شبش از بین برود، سر شب صدقه دهد." من ابتدای حرکت و خارج شدن خود را با صدقه شروع کردم. این صدقه دادن برایت از علم نجوم بهتر است.»

منبع:هزار و یک حکایت اخلاقی ص 664

مولف:محمد حسین محمدی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : شنبه ۱۱ بهمن ۱۳٩۳ | ۱:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.