- امام صادق علیه السلام فرمود: آنچه على علیه السلام آورده انجام مى‏دهم و از آنچه نهى فرموده باز مى‏ایستم، براى او همان فضیلت آمده که براى محمد(ص) آمده و محمد(ص) را بر تمام مخلوق خداى عزوجل فضیلت است، خرده‏ گیری بر حکمى که على آورده مانند خرده‏گیری بر خدا و رسولش باشد و کسى که در موضوعى کوچک یا بزرگ على را رد کند در مرز شرک بخداست، امیرالمؤمنین علیه السلام باب منحصر بفرد خداشناسى است و راه بسوى خداست، هر که جز آن پوید هلاک شود و این امتیازات همچنین براى ائمه هدى یکى پس از دیگرى جاریست. خدا ایشان را ارکان زمین قرار داده تا اهلش را نجنباند (اختلال نظام و سر گردانى عمومى پیش نیاید) و حجت رساى خویش ساخت براى مردم روى زمین و زیر خاک (مردگان یا ساکنان آن روى زمین) خود امیرالمؤمنین علیه السلام صلوات الله علیه بسیار مى‏فرمود: من از طرف خدا قسمت کننده بهشت و دوزخم (میان آن دو مکان ایستاده موالیانم را ببهشت و دشمنانم را بدوزخ راهنمائى مى‏کنم) و من بزرگترین فرق گذارم (میان حق و باطل یا میان بهشتى و دوزخى) و من صاحب عصا و میسمم، تمام ملائکه و روح القدس و پیمبران بفضیلت من اقرار نمودند چنانکه بفضیلت محمد(ص) اقرار کردند. مرا بر مسندى مانند مسند او نشانیده‏اند و آن مسند (هدایت و خلافت) خدائى‏ست (مرکوب من در قیامت همان مرکوب پیغمبر و از جانب خداست رسول خدا(ص) (در قیامت) خوانده شود و جامه در بر شود من هم خوانده شوم و جامه در بر شوم، او باز پرسى شود و من هم بازپرسى شوم و طبق گفته او سخن گویم، بمن خصلتهائى عطا شده که هیچکس نسبت به آنها بر من پیشى نگرفته است: مرگ مردم و بلاها و نژادها و فصل‏الخطاب (قرآن یا تشخیص حق از باطل) را مى‏دانم، آنچه پیش از من بوده از دستم نرفته و آنچه نزدم حاضر نیست (از امور آینده) بر من پوشیده نیست، باجازه خدا بشارت مى‏دهم و از جانب او اداى وظیفه مى‏کنم، همه اینها از طرف خداست که او به علم خود مرا نسبت به آنها توانا ساخته است.

 

اصول کافى جلد 1 صفحه: 280 روایة: 1

 

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: مائیم که خدا اطاعت ما را واجب ساخته، مردم راهى جز معرفت ما ندارند و بر نشناختن ما معذور نباشند. هر که ما را شناخت مؤمن است و هر که انکار کند کافر است و کسى که نشناسد و انکار هم نکند گمراهست تا زمانیکه بسوى هدایتى که خدا بر او واجب ساخته و آن اطاعت حتمى ماست بر گردد و اگر به همان حال گمراهى بمیرد خدا، هر چه خواهد با او کند.
شرح :
مقصود از کسانیکه ائمه را شناخته و انکار هم نکرده‏اند آنهایند که عقل و فهم درک مقام امامت را ندارند و در قرآن از آنها بمستضعفین تعبیر شده است و همچنین کسانیکه از محیط تعلیمات مذهبى دور افتاده و مقام امام چنانکه شایسته است بایشان معرفى نگشته در باره این اشخاص هم امید عفو و بخشش هست.

 

اصول کافى جلد 1 صفحه: 266 روایة: 11

 

طبرى گوید: من در خراسان بالاى سر امام رضا (علیه السلام) بخدمت ایستاده بودم و جمعى از بنى هاشم که اسحاق بن موسى در میانشان بود، خدمت آنحضرت بودند، امام فرمود: اى اسحاق بمن خبر رسید که مردم (اهل سنت) مى‏گویند: ما عقیده داریم که مردم برده ما هستند، نه سوگند بخویشى و قرابتى که با پیغمبرصلی الله علیه و آله دارم نه من هرگز این سخن نگفته‏ام و نه از پدرانم شنیده‏ام و نه بمن خبر رسیده که یکى از آنها گفته باشد ولى من مى‏گویم مردم بنده ما هستند در اینکه اطاعت ما بر آنها واجبست و در اطاعت فرمانبرمایند و در دین پیرو ما هستند، هر کس حاضر است به غائبین برساند.

 

اصول کافى جلد 1 صفحه: 265 روایة: 10

 

اثر:ثقة الاسلام کلینی



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.