خطبه اى است که به امیرالمؤمنین علیه السّلام منسوب مى باشد و در آن خطبه حضرت به حوادث آینده ، اخبار فرموده است ، و حقایق آینده را روشن نموده است البته خطبه بسیار طولانى است که تا حد امکان جملاتى از آن را که مقتضى درج در این کتاب مى باشد ذکر مى نمائیم .
عبداللّه بن مسعود گوید: چون خلافت بعد از آن سه خلیفه ، به امیرالمؤمنین علیه السّلام رسید، حضرت به بصره (یا کوفه ) آمده و بر منبر مسجد جامع آن صعود کرده و خطبه اى ایراد نمود که عقلها را متحیر نموده و بدنها از آن به لرزه در آمد، چون این خطبه را مردم از حضرت شنیدند بسیار گریستند و ناله ها و فریاد و ضجه از آنها برخاست . (ابن مسعود گوید) پیامبر اکرم اسرار نهانى که میان خود و خداوند عزوجل داشت به على علیه السّلام تعلیم مى داد و به همین سبب نورى که در صورت پیامبر صلى الله علیه و آله بود، به صورت على علیه السّلام منتقل شد. پیامبر صلى الله علیه و آله به على علیه السّلام وصیت نمود تا این خطبه که نامش خطبه خطبه البیان است براى مردم بخواند که در آن است علم آنچه هست و تا روز قیامت خواهد شد.
على علیه السّلام بعد از رحلت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و بعد از صبر بر ستمهاى امت چون هنگام اجراى وصیت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله رسید برخاست و آن را ایراد نموده فرمود:
اى مردم ، من و حبیبم محمد صلى الله علیه و آله ، همچو ایندو (و اشاره به انگشت سبابه و وسطى نمود) مى باشیم ، اگر نبود آیه اى از کتاب خدا شما را خبر مى دادم به آنچه در آسمانها و زمین و آنچه در قعر این (زمین ) است ! هیچ چیز از آن بر من پوشیده نیست ، من این علوم را وحى نمى دانم (پیامبر نیستم ) بلکه اینها علومى است که رسول خدا صلى الله علیه و آله به من تعلیم داده است ، همانا آن حضرت هزار مساءله به من آموخت که در هر مسئله اى هزار باب و از هر بابى هزار نوع گشوده مى شود. پس بپرسید از من قبل از اینکه مرا نیابید، بپرسید از من از آنچه زیر عرش است تا شما را خبر دهم ، اگر نبود خوف اینکه گوینده اى از شما بگوید على بن ابیطالب جادوگر است همچنانکه درباره پسر عموى من گفته شد (یعنى به پیامبر نسبت سحر دادند) هر آینه شما را خبر به تفکرات (و نیات ) شما و آنچه در زمین مى باشد مى دادم . پس از آن حضرت گوشه اى از صفات خود را بیان نموده تا آنجا که فرمود: ((انا ابولمهدى القائم فى آخرالزمان ؛ یعنى : منم پدر مهدى آنکس که در آخرالزمان قیام کند.))
در این هنگام مالک اشتر برخاست و عرضه داشت :
یا امیرالمؤمنین این قائم از فرزند شما چه وقت قیام مى کند؟
آن حضرت فرمود: زمانى که باطل پیشى گیرد و حقائق خوار شوند، بینى صاحب مال به خاک مالیده شود و بکوبد پاى خود را کوبنده و قناتها خشک گردد و قبیله ها طغیان کنند، سختیها بسیار شود و عمرها کوتاه گردد و اختلاف در میان عربها افتد، و روان شود اشکها از چشمها و فریب خورد مرد سست عمل و شادمانان هلاک شوند، و شورش کنند شورشیان و عاجز شود رئیس و تاریک گردد نور آفتاب و کر شود گوشها، عفت و پاکدامنیها از بین برود، انصاف خوار شود و شیطان غالب گردد. زمانى که گناه بسیار گشته و زنان حکومت کنند و حادثه ها سخت شود، زمین را زلزله گرفته و احکام الهى معطل مانده ، امانت سرنگون گردد و خیانت ظاهر شود و محافظه کار ترسانیده شده و خشم و کینه توزى شدت یابد، مرگ ، مردم را ترسانیده و مدعیان به پا خاستند و اولیاء نشستند، و ثروتمندان پلید گردیدند.
گفت و گفت تا آنجا که در آخر فرمود: در آن وقت منتظر خروج صاحب الزمان باشید، در این هنگام حضرت بر بالاترین پله منبر قرار گرفته و فرموده : آه آه از کنابه لبها و پژمرده شدن دهانها (آرى مستمعین آن حضرت را تاب فهم آن مطلب نبود).
آنگاه حضرت نگاهى به چپ و راست نموده ، بزرگان و اشراف قبائل را دید که در مقابل وى نشسته و آنچنان سکوت و جمود آنها را فراگرفته که گوئى بر سرهاى آنها پرنده است (این جمله اخیر ضرب المثلى است براى اینکه شدت سکوت را بفهماند) پس آه سردى از دل کشید و ناله اى اندوهگین نمود و لحظه اى (آن شیر بیشه فصاحت ) ساکت شد.
نام کتاب : پیشگوئیهاى امیر المؤمنین علیه السلام

مؤ لف : سید محمد نجفى یزدى

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: نشانه های ظهور امام زمان عج


تاريخ : پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.