دومین روز اقامت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکه قبل از عزیمت به عرفات است. امیرالمومنین علیه السلام نیز به مکّه آمده و از اعمال طواف و نماز و سعی فارغ شده اند.

بعد از دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله ، امیرمومنان علیه السلام نزد سربازان و همراهان خود بر می گردند تا آنان را برای رسیدن به مکّه فرماندهی کنند. آن حضرت در سفر خود به یمن ماموریت داشتند تا بخشی از جزیّه  مسیحیان نجران را، در قالب یک هزار دست لباس ، از ایشان تحویل بگیرند و همراه بیاورند.

امیرمومنان علیه السلام هنگامی که برای دیدار با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، لشکر خویش را در نزدیکی مکه گذاشته، خود به نزد پیامبر می شتابند، آن لباس ها را به جانشین موقت خود می سپارند؛ امّا در بازگشت، متوجه می شوند که لباس ها در میان سربازان تقسیم شده و آن ها را به عنوان لباس احرام بر تن کرده اند!

این عمل بر علیّ مرتضی علیه السلام سخت گران می آید و جانشین را مورد بازخواست قرار می دهند که: چرا چنین کرده است؟

وی می گوید:«سپاهیان اصرار کردند تا من این لباس ها را به امانت به ایشان بسپارم و پس از انجام حج باز پس گیرم.»

اما حضرت امیر علیه السلام که اختیاری این گونه برای آن مرد در بیت المال مسلمین قایل نیست، همه ی لباس ها را از سربازان باز پس می گیرد و در مکه تحویل پیامبر می دهد.

عدالت و امانت علوی، همراهان حضرتش را خوش نمی آید. لذا به پیشگاه پیامبر شرفیاب می شوند و شکوِه می آغازند.

 پیامبر رنجیده از کردار و گفتار آنان ، یکی از یاران خود را می طلبند و از او می خواهند که در میان این گروه شکوِه گر بپا خیزد و پیام حضرتش را چنین ابلاغ کند:«از بدگویی درباره علی دست بدارید و زبان در کام گیرید! او در اجرای دستور خداوند، بی پرواست و در کار دین داری اش سستی روا نمی دارد.»

منبع شیعه:

بحارالانوار ج 21 ص 385

ارشاد شیخ مفید

منبع اهل سنّت:

مستدرک الصحیحین  ج 3 ص 134

مسند احمد ج 3 ص 68


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : چهارشنبه ۱ مهر ۱۳٩٤ | ۸:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.