عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

و نیز در کتاب «منتخب البصائر» از عبد اللَّه بن نجیح یمنى روایت مى‏ کند که گفت:

از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم: معنى آیه‏ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ‏ (در آن روز از شما از نعمت سؤال مى‏ شود.) چیست؟

فرمود: مقصود نعمتى است که خداوند به محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین روزى فرموده، و این که می فرماید: لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ‏[1] اگر با علم الیقین بدانید؛ یعنى: با چشم ب‏بینید و این که می فرماید: کَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ‏ نه! بزودى خواهید دانست. یعنى: یک بار در رجعت و بار دیگر در قیامت (که در باره دشمنى با پیغمبر و اهل بیت او از شما بازخواست مى‏ کنند).

نجاشى در کتاب رجال خود می نویسد: مؤمن طاق‏[2] را با ابو حنیفه حکایات‏ بسیار است از جمله اینکه روزى ابو حنیفه از وى پرسید: اى ابو جعفر! آیا عقیده به رجعت دارى؟

گفت: آرى.

ابو حنیفه از روى تمسخر گفت: پس از این کیسه خود پانصد درهم به من قرض بده تا وقتى من و تو در رجعت دوباره به دنیا برگشتیم آن را به تو بپردازم!

مؤمن طاق فی الفور در جواب گفت: یک ضامن بیاور که ضمانت کند تو به صورت آدم به دنیا برگردى تا این مبلغ را به تو بدهم  چه (زیرا) می ترسم که تو به شکل بوزینه برگردى و من نتوانم طلب خود را وصول کنم!

این داستان در کتاب «احتجاج» طبرسى هم آمده است.

و در کتاب «علل الشرائع»[3] تألیف محمد بن على بن ابراهیم بن هاشم که نسخه قدیمى آن نزد ما موجود است می نویسد: خداوند در قرآن به پیغمبرش خبر داد که اهل بیتش بعد از وى مبتلاى به کشته شدن و غصب حقشان و گرفتاری ها می شوند و آنگاه آنها را به دنیا برمی گرداند و آنها دشمنان خود را به قتل می رسانند و خداوند زمین را در اختیار آنها قرار می دهد و آن این آیه شریفه است‏ وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ‏[4] و این آیه است: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏[5]

ابن شهرآشوب در کتاب «مناقب» از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده که در تفسیر آیه‏ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ‏ یعنى جنبنده زمین را براى آنها بیرون مى ‏آوریم تا با آنها سخن بگوید فرمود: دابة الارض على علیه السّلام است.

و هم در کتاب مزبور از ابو عبد اللَّه جدلى نقل کرده که گفت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: دابة الارض من هستم.

و نیز در تفسیر على بن ابراهیم از عبد اللَّه بن عباس روایت نموده که پیغمبر صلی الله علیه و آله در تفسیر آیه‏ وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها فرمود: مقصود از روز روشن در این آیه امامان ما اهل بیت است که در آخر الزمان به سلطنت می رسند و زمین را پر از عدل و داد می کنند.

شیخ صدوق در کتاب «صفات الشیعه» از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى و او به سند خود از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: هر کس اقرار به هفت چیز کند مؤمن است. سپس حضرت یکى از آن هفت چیز را ایمان به رجعت شمرد.[6][7]

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: مهدى موعود( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار) ؛ ص1224

 نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏

مترجم: دوانى، على‏



[1] ( 2) سوره تکاثر- 5

[2] ( 3) ابو جعفر محمد بن على بن نعمان معروف به( مؤمن طاق) و( ابو جعفر احول) از اصحاب معروف حضرت صادق( علیه السلام) است. ابو جعفر مردى سخنور و حاضر جواب و شیرین- زبان و از متکلمین شیعه به شمار مى‏ آید؛ و به واسطه جهات مذکور در نظر اهل تسنن بزرگ می نمود و دانشمندان آنها از وى حساب می بردند.

علت اینکه او را مؤمن طاق می گفتند این بود که وى در کوفه دکانى در محل معروف به( طاق المحامل) داشت. در آن زمان سکه‏ هاى تقلبى شیوع یافت که تشخیص آن از پول اصلى براى مردم مشکل بود. تنها مؤمن طاق بود که بخوبى سکه ‏هاى تقلبى را تشخیص می داد و از سکه ‏هاى اصلى جدا می ساخت و از این جهت اهل تسنن او را( شیطان طاق) مى‏ گفتند! ابو جعفر مؤمن طاق با ابو حنیفه که بزرگترین دانشمند اهل تسنن و فقیه نامى آنها بود داستان هاى شیرین و حکایات لطیفى دارد که همه حاکى از ظرافت طبع و سرعت انتقال و لطف بیان اوست و از جمله گفتگوئى است که در متن ذکر شد.

و در روایت است که چون حضرت صادق( علیه السلام) رحلت فرمود. ابو حنیفه به وى گفت اى ابو جعفر امام تو فوت شد!

مؤمن طاق در جواب گفت: آرى و لکن امامک‏\i مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏\E آرى امام من وفات یافت ولى امام تو( شیطان) زنده است تا روزى که خداوند براى وى معین کرده است! شیخ بهائى در« کشکول» نوشته که مهدى خلیفه عباسى از سخن مؤمن طاق خندید و امر کرد، ده هزار درهم به وى بدهند!

[3] ( 1) با علل الشرائع شیخ صدوق اشتباه نشود.

[4] ( 2) ترجمه آن قبلا گذشت.

[5] ( 3) نیز مکرر گذشت.

[6] ( 1) باید دانست که ما قسمتى از احادیث و آیات باب رجعت را نظر به اینکه در ابواب سابق مکرر نقل شده بود؛ ترجمه ننمودیم، فقط بذکر آیات و روایاتى مبادرت ورزیدیم که قبلا بدان گونه که در این باب آمده نقل نشده بود، هر چند قسمتى هم تکرار شده و ناگزیر از آن بوده ‏ایم.

[7] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار) - تهران، چاپ: بیست و هشتم، 1378 ش.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: احادیث و روایات معصومین


تاريخ : شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩٦ | ٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.