[در زمان مهدى‏ علیه السلام بچه کوچک آرزو دارد که بزرگ باشد]

(باب صد و پنجاه یکم:) عباس می گوید: در زمان مهدى علیه السّلام صغیر آرزو می کند که کبیر باشد و کبیر تمنا دارد که صغیر باشد.

[امت رسول خدا صلى الله علیه و آله در زمان مهدى متنعّمند]

(باب صد و پنجاه و دوم:) ابو سعید خدرى از حضرت محمّد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله روایت کرده که‏ فرمود: امت من در زمان مهدى علیه السّلام متنعم به نعمت هائى می شوند که هرگز آن طور نعمتى به آن‏ها داده نشده؛ باران را بر آنها مى ‏ریزد و زمین چیزى از گیاهان را وانمی گذارد مگر اینکه آن را اخراج می کند مال ارزشى ندارد، مرد بلند مى‏ شود و می گوید: یا مهدى به من عطاء فرما حضرت می گوید: بگیر.

(باب صد و پنجاه و سوم:) سلیمان بن عیسى گوید: به من چنین رسیده که تابوت سکینه از بحیره طبریه‏[1] به دست مهدى علیه السّلام ظاهر مى‏ شود تا اینکه آن را مى ‏آورند در بیت المقدس و در خدمت آن حضرت می گذارند، موقعى که یهود به آن تابوت نظر می کنند همه اسلام را اختیار می نمایند جز عده قلیلى از آن‏ها بعد از آن مهدى علیه السّلام می میرد.

[در زمان مهدى علیه السلام مردم مستغنى خواهند بود]

(باب صد و پنجاه و چهارم:) ابو محمّد می گوید: مردى از اهل مغرب گفت: وقتى که مهدى علیه السّلام خروج کند خدا غنا و بى‏ نیازى را به نحوى در دل مردم قرار می دهد که مهدى علیه السّلام می گوید: چه کسى طالب مال است؟

جز یکنفر که می گوید:من (طالب مالم) کسى نزد آن حضرت نمی آید، پس آن مرد عرض می کند مال قلیلى به من عطاء کن و آن حضرت عطاء می کند و آن مرد مال را به دوش خود حمل می نماید تا وقتى که مى‏ آید نزد دورترین مردم، می گوید: صلاح نمی دانم که از اینجا بگذرم، پس بر می گردد و مال را به آن حضرت رد می کند و می گوید: مال خود را بگیر که من احتیاجى به آن ندارم.

[خدا کار مهدى علیه السلام را در یک شب اصلاح مى ‏کند]

(باب صد و پنجاه و پنجم:) محمّد بن حنفیه از پدر بزرگوارش على بن ابى طالب علیه السّلام از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود: خدا (کار) مهدى علیه السّلام را در یک شب اصلاح می نماید.

[على علیه السلام به عمر فرمود: زر و زیور کعبه را مهدى تقسیم مى‏ کند]

(باب صد و پنجاه و ششم:) طاوس می گوید: عمر بن خطاب از کعبه تعجب نموده گفت:

به خدا قسم نمى ‏دانم که خزینه‏ ها و اسلحه و مال کعبه را واگذارم یا آنها را در راه خدا تقسیم نمایم؟

على بن ابى طالب علیه السّلام به او فرمود:

(از این خیال) در گذر که تو صاحب کعبه نیستى بلکه صاحب آن جوانى از ما قریش است که در آخر الزمان آن را در راه خدا تقسیم می نماید.

(باب صد و پنجاه و هفتم:) ارطاة گوید: مهدى علیه السّلام اول بیرق را بسوى ملت ترک می فرستد و آنها را شکست مى ‏دهد و اسراء و اموال آن‏ها را می گیرد، بعد از آن بسوى شام می رود و آن را فتح می نماید و غلام هاى زر خریدى را که با او باشند آزاد نموده قیمت آنها را به اصحاب خود می دهد، و در حدیث دیگر است که نوجوانى با محاسن کم و زرد (یا رنگ زرد)؟ در زیر لواى مهدى علیه السّلام خارج مى ‏شود که اگر با کوه‏ ها قتال کند آن‏ها را خراب می کند و گفت: موقعى که در ایلیا[2] بیاید آن‏ها را خراب می نماید.

(باب صد و پنجاه و هشتم:) ابو سعید خدرى از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کرده که فرمود:

ابروهاى مهدى علیه السّلام نورانى و روشن است، و وسط بینى آن حضرت برجسته و سوراخ هاى آن تنگ است. و در روایت دیگر است که (فرمود):

من نورانى ‏ترم.

(باب صد و پنجاه و نهم:) کعب می گوید: خشوع کردن مهدى علیه السّلام براى خدا نظیر خشوع شیشه است (شاید منظور تشبیه باشد، یعنى همان طور که شیشه زود می شکند و خورد مى ‏شود همان طور هم مهدى علیه السّلام در مقابل خدا خورد مى‏ شود و خشوع می نماید؟).

(باب صد و شصتم:) قاسم بن عبد الرحمن از آن کسى که براى او روایت کرده از على بن ابى طالب علیه السّلام روایت کرده که فرمود: مهدى علیه السّلام از اهل بیت نبى صلى اللَّه علیه و آله است  و اسم او اسم پدرش (یعنى رسول خدا) می باشد و محل هجرت او در بیت المقدس خواهد بود، محاسن (ریش) مهدى علیه السّلام زیاد و چشمهایش مشکى و شهلاء و دندان هاى ثنایاى او درخشنده است، در صورت مهدى علیه السّلام خال برجسته و روشنى می باشد، در کتف آن حضرت علامتى است که در کتف رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله بود، بیرق رسول خدا صلی الله علیه و آله را با پارچه مخمل سیاه چهار گوشى بیرون مى‏ آورد در آن بیرق حرمت (یا سنگ یا منع؟) است از موقعى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از دنیا رفته آن بیرق منتشر نشده و منتشر هم نخواهد شد تا مهدى علیه السّلام خروج کند، خدا سه هزار ملک را به یارى مهدى علیه السّلام می فرستد که صورت‏ و پشت مخالفین آن حضرت را بکوبند، مهدى علیه السّلام وقتى خروج می نماید که سن مبارکش از سى الى چهل سال باشد.[3]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوب هاى آخر الزمان‏ ص54

نویسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏

مترجم: نجفى، محمد جواد



[1] ( 1)- طبریه نام قصبه اردن و نام قریه‏اى است در واسط- قاموس.

[2] ( 1)- ایلیا یعنى بیت المقدس- قاموس.

[3] ابن طاووس، على بن موسى، الملاحم و الفتن، یا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان - تهران، چاپ: اول، بى تا.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٦ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()