1- اى موسى! آرزویت را در دنیا دراز مدار که سنگ دل شوى و سنگدل از من دور باشد، و دلت را با بیم [از من‏] بمیران. جامه‏ ات کهنه و دلت تازه و سرزنده باشد.

در میان زمینیان ناشناس و گمنام و در میان آسمانیان شناخته و نام آشنا باش. همچون گریزنده از دشمن خویش، به درگاه من، از گناهان بسیار فریاد برآور و بر این کار از من یارى بخواه؛ چرا که من نیکوترین یارى رساننده هستم.

2- اى موسى! بى‏ گمان، من فرا دست بندگان و آنان فرودست من هستند و همگى در پیشگاهم زبون و درمانده ‏اند. به زیان خود، خویشتن را متهم بدار و از دین فرزندت آسوده خاطر نباش، جز آنکه فرزندت همچون تو، درستکاران را دوست بدارد.

3- اى موسى! خویشتن را بشوى و غسل ده و به بندگان درستکارم نزدیک شو.

4- اى موسى! پیشنماز آنان باش و در مشاجره ‏هایشان، در میان آنان به وسیله آنچه بر تو فرو فرستادم به درست قضاوت کن، بى‏ گمان من فرمانى آشکار و برهانى فروزان و نورى که به آنچه در هنگامه آغازین و بر آنچه که در پایان خواهد بود گویاست را فرو فرستادم.

5- اى موسى! تو را همچون مهرورزى دلسوز به فرزند آن دوشیزه پاکدامن، عیسى بن مریم، که داراى درازگوش و کلاهى بلند و روغن [مقدس‏] و زیتون و محراب است، سفارش مى ‏کنم و پس از او، به آن کس که داراى شترى سرخ موى و نیکو و پاک و پاکیزه است سفارش مى‏ کنم، و نشانه او در کتاب تو این است که او تمام کتاب‏ هاى آسمانى را باور داشته و به آنها تسلّط دارد و اینکه او رکوع ‏گزار و سجده‏ گزار و مشتاق [به آخرت‏] و ترسان [از دنیا] است؛ برادرانش مستمندان، و یارانش گروهى دیگرند؛ و در عصر او، سختى و زمین لرزه ‏ها و کشتار پیش خواهد آمد؛ نامش «احمد» و «محمّد امین» است که از بازماندگان پیامبران آغازین باشد. تمام کتاب ‏هاى آسمانى را باور دارد و همگى پیامبران فرستاده شده را راستین شمارد؛ امّت او رحمت‏ شدگانى برکت یافته‏ اند؛ آنان را ساعت‏ هاى معیّنى باشد که در آن براى نمازها، اذان گویند؛ پس او را راستین شمار؛ چرا که او برادر توست.

6- اى موسى! به راستى که او درس ناخوانده است و همو باشد که بنده راست گفتارى است که بر هر چه دست نهد برکت یابد و ما آن را خجسته و نیکو گردانیم. در علم من این گونه باشد و این گونه او را آفریدم، به واسطه او رستاخیز را آغاز کنم و به واسطه امّت او، کلیدهاى دنیا را به پایان برم، پس به ستم پیشه‏ گان بنى اسرائیل بگو که نامش را از میان نبرند و او را وانگذارند و هر چند که بى‏ گمان این کار را خواهند کرد؛ و براى من، دوستدارى او نیکوست و من همراه او و از هواخواهان اویم و او نیز از هواداران من است و هواداران من همان چیره‏ گرانند.

7- اى موسى! تو بنده من و من پروردگار تو هستم. کوچک تنگدست را خوار و زبون مشمار و حسرت توانگر را مخور و هنگام یادآورى من، فروتن و هنگام بر زبان آوردن نامم به رحمت من امیدوار باش، با آوازى فروتنانه و اندوهناک، لذت ‏هاى تورات را به من بشنوان؛ به گاه یادآورى من، آرام گیر و مرا پرستش کن و بر من شریک قرار مده، به راستى که من سرورى بزرگم، همانا که من تو را از نطفه ‏اى که از آب پستى بود آفریدم، از گلى که از زمینى پست و درهم آمیخته بود درآوردم، پس آنگاه بشرى پدید آمد، پس من آن آفریده را پدید آوردم؛ ذات من خجسته و ساخته من پاک باد؛ همچون من چیزى نباشد و من زنده جاودانه ‏ام که به زوال نرسم.

8- اى موسى! چون مرا فراخوانى، ترسان و دلواپس و هراسان باش و به گاه مناجات با من، با دلى فروتن و هراسان نجوا کن و با تورات من، روزگار زندگى را زنده بدار و ستودگى‏ هاى مرا به نادانان بیاموز و نعمت‏ هاى نهان و آشکارم را به آنان یادآور شو و به آنان بگو: گمراهى ‏اى را که در آن به سر مى‏ برند طولانى نسازند که به راستى، بازخواست من دردآور و سخت باشد.

9- اى موسى! آن هنگام که ریسمان ارتباط تو، از من گسسته شد، به ریسمانى دیگر نپیوندد، پس مرا پرستش کن و همانند بنده ‏اى کوچک و زبون، در برابرم بایست. خویشتن را سرزنش نما که او به سرزنش سزاوارتر است، و بر بنى اسرائیل با کتاب من ستم مران که این کتاب براى دل تو، اندرزگویى روشنگر است و آن، گفتار پروردگار جلیل و فرازمند جهانیان باشد.

10- اى موسى! هر گاه مرا فراخوانى بیابى، که من به زودى هر آنچه را که مرتکب ‏شده ‏اى خواهم آمرزید. آسمان بیمناکانه مرا به پاکى یاد کند و فرشتگان از ترس من نگرانند و زمین امیدوارانه، مرا به پاکى یاد کند و همه آفریدگان فروتنانه مرا به پاکى یاد کنند، سپس بر تو باد به برپا دارى نماز، که همانا نماز در پیشگاه من، جایگاهى [بلند] دارد و براى آن در نزد من پیمانى استوار باشد، و آنچه را که از نماز باشد که همان زکات تقرب‏ آور از دارایى و خوراک پاک است را به آن پیوند دار؛ چرا که من جز چیز پاک را که مراد از آن تقرب‏ جویى به من باشد را نپذیرم ارتباط خویشاوندى را با نماز همراه ساز که به راستى، من بخشایشگر مهربانم، و خویشاوندى را از سر فزونى مهر خویش، پدید آوردم تا بندگان در سایه آن، به همدیگر مهر ورزند، و آن را در رستاخیز واپسین نزد من توان و قدرتى است، و من با هر که ارتباط خویشاوندى را بگسلد، بگسلم و با هر که با خویشاوندش پیوند داشته باشد، بپیوندم و با هر که فرمانم را تباه سازد این گونه برخورد کنم.[1]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: تحف العقول / ترجمه حسن زاده‏ ؛ ص897

نویسنده: ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏

مترجم: حسن زاده، صادق‏



[1] ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول / ترجمه حسن زاده - قم، چاپ: اول، 1382ش.



تاريخ : چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩٦ | ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()