عاشقان حضرت مهدی (عج)

به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

عاشقان حضرت مهدی (عج) به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن.یه سر هم به ما بزن ای خوب خوبا آقاجون

ابان از سلیم چنین نقل می کند:

در زمان خلافت عمر، نزد ابوذر رفتم در حالی که او مریض بود، در همان لحظه عمر برای عیادت او وارد شد ، امیرالمومنین علی علیه السلام و سلمان و مقداد نیز حاضر بودند و ابوذر در حال وصیت کردن به حضرت علی علیه السلام بود و امیرالمومنین علی علیه السلام وصیت او را می نوشت و شهادت می گرفت. هنگامی که عمر خارج شد ، مردی که از اهل و خویشان ابوذر (از پسرعموهایش از قبیله ی بنی غفار) بود گفت:«چرا به عمر وصیت نکردی؟»

ابوذر گفت:«من به امیرالمومنین حقیقی وصیت کرده ام. وقتی که ما چهل نفر از عرب و چهل نفر از عجم بودیم ، رسول خدا صلّی الله علیه و آله به ما امر کردند که علی علیه السلام جانشین ایشان است ، آن گاه ما شهادت دادیم که او امیرمومنان بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله است و این کسی را که به او امیرالمومنین گفتی نیز در میان ما بود.»

منبع:اسرار آل محمد(صلّی الله علیه و آله) ص 227

مولف:سلیم بن قیس هلالی

مترجم:مهدی صباغی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : یکشنبه ٢٧ دی ۱۳٩٤ | ٤:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By Slide Skin:.