مردی خدمت امام محمد تقی علیه السلام رسید در حالی که شادی و خرسندی از ظاهرش آشکار بود. آن حضرت فرمود:«تو را شادمان می بینم، سبب چیست؟»

عرض کرد:«یابن رسول الله! شنیدم از پدرت که می فرمود:(شایسته ترین روزی که انسان باید شادمان باشد روزی است که به برادران دینی اش صدقه می دهد.) اکنون افراد بی بضاعت و عیالمند بر من وارد شدند و من از آنها پذیرایی کردم و به هریک مقداری کمک کردم ؛ از این رو خرسندم.»

حضرت فرمود:«به جان خودم سوگند! تو شایسته ی این شادمانی هستی به شرط این که آن عمل را نابود نکرده باشی یا بعد از این نابود نکنی.»

عرض کرد:«چگونه ممکن است از بین ببرم با این که من از شیعیان خالص شمایم؟!»

فرمود:«اکنون آن نیکی  کمک به برادران را نابود کردی.»

پرسید:«با چه چیز از بین بردم؟»

امام علیه السلام فرمود:«خداوند می فرماید:(صدقه های خود را با منّت نهادن و آزار کردن باطل نکنید.)»بقره / آیه264

عرض کرد:«اما من نه منّت نهادم و نه آنها را آزردم.»

آن حضرت تفصیل داد که منظور، هر نوع اذیتی است.

«در نظر تو آزردن آنهایی که صدقه داده ای بزرگتر است یا فرشتگانی که مأمور تو هستند یا آزردن ما؟»

جواب داد:«آزردن شما و ملائکه.»

حضرت جواد علیه السلام فرمود:«به راستی مرا آزردی و صدقه ی خود را باطل کردی.»

پرسید:«با چه کارم شما را آزردم یابن رسول الله؟»

آن حضرت شرح داد:«با همین سخن که گفتی"چگونه باطل می کنم آن را با این که از شیعیان خالص شمایم." می دانی شیعه ی خالص ما کیست؟»

عرض کرد:«نه!»

فرمود:«تو خود را با مومن آل فرعون ، سلمان ، ابوذر ، مقداد و عمار برابر دانستی، آیا با این سخن ملائکه و ما را نیازردی؟»

عرض کرد:«استغفرالله و اتوب الیه یابن رسول الله! پس چه بگویم؟»

فرمود:«بگو من از دوستان شمایم و دشمن دشمنانتان و دوست دوستانتان هستم.»

عرض کرد:«همین را می گویم و همین طور نیز هستم و از آنچه گفتم توبه کردم.»

امام علیه السلام فرمود:«اکنون ثواب های از بین رفته ی صدقه ات بازگشت کرد.»

منبع:هزار و یک حکایت اخلاقی ص 664 و 665

مولف:محمدحسین محمدی 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : شنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٤ | ٤:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.