از انس بن مالک از ابی طلحه روایت شده که گفت:خدمت پیامبر اکرم(ص) مشرف

شدم. پس هیچ روزی را که  مسرورتر از آن روز باشد ندیدم و هیچ شخصی که خوشبوتر

 از آن حضرت باشد مشاهده نکردم . عرض کردم : یا رسول الله! شما را هرگز خوشبوتر

 و خوشحالتر از امروز ندیده بودم؟ حضرت فرمود:« چرا خوشحال نباشم در حالی که هم

اکنون جبرییل از پیش من رفت و گفت که خداوند منان هرکسی را که بر تو یک صلوات

بفرستد , ده صلوات بر او می فرستد و ده گناهش را می آمرزد و ده حسنه در پرونده

اش می نویسد».

یک روایت در فضیلت صلوات

مردی از اهالی مرو می گوید:

در صلوات فرستادن بر رسول خدا و آلش سستی می کردم تا آنکه شبی آن حضرت را

در خواب دیدم که هیچ توجهی به من ندارد و گویا اینکه از من خشنود نیست.

عرض کردم: یا رسول الله! چرا به من توجهی نداری؟ آن حضرت فرمود:« من تو را     نمی شناسم.»

عرض کردم: من یکی از امت شما هستم و از علما شنیده ام که پیامبران, امت خود را

بهتر از پدر و فرزندانشان می شناسند.

آن حضرت فرمود:« امت خودم را به قدر صلواتی که بر من می فرستند می شناسم و از

آنجایی که صلوات را ترک می کنی تو را نمی شناسم.»

از خواب بیدار شدم و برخود لازم دانستم که روزی صد صلوات بر محمد و آلش بفرستم .

بعد از مدتی باز آن حضرت را در خواب دیدم که توجهی نمود و فرمود:« اکنون از شما

خشنودم و روز قیامت شفاعتت می نمایم.»

اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد

منبع: حکایت های شنیدنی از فضایل و آثار صلوات بر محمد و آل محمد ص 56 و 121


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱ | ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.