-انس بن مالک می گوید:من در خدمت پیامبر صلّی الله علیه و آله بودم ، شبی که نوبت ام صبیه دختر ابی سفیان و همسر پیامبر بود تا پیامبر در منزل او باشند، به محضر مقدس ایشان رسیدم تا وضو بگیرند.

به من فرمودند:«هم اکنون از این درب امیرمومنان و بهترین جانشینان و پیشقدم ترین مردم به اسلام و عالم ترین و بردبارترین آنان بر تو وارد می شود.»

من دعا کردم که خداوند او را از نزدیکان من قرار دهد.

مدتی نگذشت که علی بن ابیطالب(علیه السلام) از درب وارد شدند و رسول خدا صلّی الله علیه و آله مشغول وضو گرفتن بودند، رسول خدا صلّی الله علیه و آله از آب وضو به صورت امیرالمومنین علیه السلام ریختند تا اینکه چشمان حضرت نیز مرطوب و خیس شد.

علی (علیه السلام) فرمود:«حالی جدید در خود احساس می کنم.»

پیامبر صلّی الله علیه و آله به ایشان فرمود:«خیر است تو از من هستی و من از تو، به حقوق و پیمان های من بعد از مرگ، تو وفا خواهی کرد و تو مرا غسل داده و در لحد و قبر خواهی گذاشت و پس از من مردم، کلام مرا از تو خواهند شنید و تو برای آنان بیان احکام می نمایی.»

علی علیه السلام فرمود:«ای رسول خدا(صلّی الله علیه و آله)! مگر شما تمام و کمال برای مردم بیان نکردید و ابلاغ نفرمودید؟»

حضرت فرمود:«بیان کرده ام ولی تو برای مردم اختلاف بعد از مرا، حل خواهی کرد و حق و حقیقت را بیان می نمایی.»

****************

-ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله به ام سلمه همسرش فرمود:«گوش کن و شاهد باش که علی علیه السلام ، امیرالمومنین و سرور اوصیا و جانشینان است.»

****************

-بریده اسلمی می گوید: من و ابوبکر و عمر و طلحه و زبیر و دو نفر دیگر در محضر پیامبر بودیم. پیامبر صلّی الله علیه و آله ما را امر کرد که به عنوان امیرالمومنین به علی (علیه السلام) سلام کنیم.

پس همگی با این عنوان سلام کردیم و رسول خدا صلّی الله علیه و آله در میان ما حاضر و ناظر بود.»

منبع:الارشاد ص54 و 55

مولف:شیخ مفید 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٥ | ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.