سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها را به پیشگاه حضرت مهدی علیه السلام و تمام شیعیان و محبان اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله، تسلیت عرض می کنیم.

لقب های حضرت زینب سلام الله علیها

الف)زینب کبری: این لقب برای مشخص شدن و تمیز دادن او از سایر خواهرانش بود.

ب)الصدیقة الصغری: چون (صدیقه) لقب مبارک مادرش، زهرای  مرضیه سلام الله علیها است، و از سویی شباهت های بی شماری میان مادر و دختر وجود داشت ، لذا حضرت زینب سلام الله علیها را (صدیقه صغری) ملقب کردند.

ج)عقیله/عقیله بنی هاشم/عقیله الطالبیین: (عقیله) به معنای بانویی است که در قومش از کرامت و ارجمندی ویژه ای برخوردار باشد و در خانه اش عزت و محبت فوق العاده ای داشته باشد.

د)دیگر لقب ها: از دیگر لقب های حضرت زینب سلام الله علیها ، موثقه عارفه، عالمه غیر معلمه، عابده آل علی، فاضله و کامله است.

جود و سخاوت حضرت زینب سلام الله علیها

روزی مهمانی برای امیرالمومنین علیه السلام رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود:«ای فاطمه، آیا طعامی برای مهمان خدمت شما می باشد؟»

عرض کرد:«فقط قرص نانی موجود است که آن هم سهم دخترم زینب می باشد.»

زینب سلام الله علیها بیدار بود ، عرض کرد:«ای مادر، نان مرا برای مهمان ببرید، من صبر می کنم.»

طفلی که در آن وقت چهار یا پنج سال بیشتر نداشته این جود و کرم او باشد، دیگر چگونه کسی می تواند به عظمت آن بانوی عظمی پی ببرد؟ زنی که هستی خود را در راه خداوند بذل بنماید، و فرزندان از جان عزیزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنماید و از آنها بگذرد بایستی در نهایت جود بوده باشد.

داستانی در رابطه با حضرت زینب سلام الله علیها

در تاریخ آمده که روزی امیرمومنان علیه السلام در میان دو فرزند خود عباس و زینب سلام الله علیهما نشسته بود که رو به عباس نموده فرمود:«بگو یک.»

عباس علیه السلام آن را گفت.

سپس فرمود:«بگو دو.»

عباس علیه السلام در پاسخ گفت:«شرم دارم با زبانی که یک گفته ام ، دو بگویم.»

آن گاه امیرمومنان علیه السلام چشمان عباس علیه السلام را بوسه زد؛ چرا که کلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خدای تعالی و توحید او می کرد.

سپس رو به زینب سلام الله علیها کرد ، ولی زینب منتظر سوال پدر نمانده، خود سوالی مطرح کرد و گفت:«پدر! ما را دوست داری؟»

امیرمومنان علیه السلام فرمود:«آری دخترم، فرزندان پاره های قلب ما هستند.»

زینب سلام الله علیها با این مقدمه، وارد سوال اصلی شد و پرسید:«پدر! دو محبت_محبت خدا و محبت اولاد- در قلب مومن جا نمی گیرد. پس اگر باید دوست داشته باشی، شفقت و مهربانی را نثار ما کن و محبت خالص را تقدیم خداوند. »

علی علیه السلام که این درک، و شناخت و استعداد را در این دختر و پسرش مشاهده نمود ، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد.»

منبع:

200 داستان از فضایل،مصایب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها

مولف:عباس عزیزی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان های حقیقی و پندآموز


تاريخ : جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٥ | ٧:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فاطمه | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.