عذاب دنیوى قاتلین امام حسین‏ علیه السلام‏- قسمت اول

1- در کتاب: مناقب می نویسد: روایت شده که امام حسین علیه السلام به عمر بن سعد (ملعون) فرمود: از جمله موضوعاتى که چشم من به آن روشن مى‏ شود این است که تو بعد از من جز اندکى از گندم عراق نخواهى خورد.

عمر از باب تمسخر گفت: یا ابا- عبد اللَّه اگر گندم نباشد جو خواهد بود. ولى قضیه از همان قرار شد که امام حسین علیه السلام فرموده بود: زیرا عمر بن سعد به شهر رى نرسید و مختار او را کشت.

سفیان بن عیینه از جده خود نقل می کند که گفت: مردى که در موقع قتل امام حسین علیه السلام حاضر بود مقدارى: ورس (گیاهى است شبیه به زعفران که در کشور یمن می روید) همراه خود داشت. ورسى که همراه داشت به خون تبدیل شد. من آن گیاه را در روز قتل امام حسین علیه السلام دیدم که گویا: آتش در میان آن بود.

محمّد بن حکم از مادر خود نقل می کند که گفت: مردم در روز عاشورا مقدارى ورس از لشکرگاه امام حسین علیه السلام به تاراج بردند. هیچ زنى آن ورس را استعمال نمى‏ کرد مگر اینکه دچار برص یعنى لک و پیسى بدن می شد.

ابن عیینه می گوید: من دو نفر مرد از قاتلین امام حسین علیه السلام را درک نمودم اما یکى از آنان: فإنه طال ذکره حتى کان یلفه. و فی روایة کان یحمله على عاتقه.

اما نفر دومى: نزدیک مشک آب مى‏ آمد و کلیه آب آن را مى ‏آشامید. ولى سیراب نمى‏ شد. علت سیراب نشدن وى این بود: در آن حینى که امام حسین علیه السلام آب را مقابل دهان مبارک خود برده بود و مى ‏آشامید آن شخص تیرى به سوى آن حضرت انداخت. امام حسین علیه السلام او را نفرین کرد و فرمود: خدا تو را در دنیا و آخرت سیراب نکند.

در روایت دیگرى می گوید: مردى از قبیله کلب تیرى به طرف امام حسین علیه السلام انداخت که به گوشه دهان مقدسش فرو رفت امام علیه السلام در حق او نفرین کرد و فرمود:

خدا تو را در دنیا و آخرت سیراب منماید!! آن مرد خبیث دچار تشنگى شد و خویشتن را در فرات انداخت. وى به قدرى آب آشامید که به دوزخ نازل شد!

2- نیز در همان کتاب می نگارد: مردى به امام حسین علیه السلام گفت: تو از آب فرات نخواهى آشامید تا اینکه از تشنگى بمیرى یا به حکم امیر تسلیم شوى،

امام علیه السلام در حق وى نفرین کرد و فرمود:

اللهم اقتله عطشا و لا تغفر له ابدا

یعنى پروردگارا! او را به وسیله عطش بمیران و هرگز او را نیامرز، آن مرد بدبخت دچار عطش شد! آب مى‏ آشامید و فریاد می زد: وا عطشاه! تا اینکه به جهنم نازل شد! در تاریخ طبرى می نگارد: آن شخصى که این سخن را به امام حسین علیه السلام گفت عبد اللَّه بن حصین (بضم حاء و فتح صاد) ازدى (بفتح همزه و سکون زاء) بود.

در کتاب: فضائل العشره می نویسد: موقعى که دارمى (نام شخصى بوده است) تیرى به جانب امام حسین علیه السلام انداخت و آن تیر به زیر گلوى آن مظلوم فرو رفت امام علیه السلام آن خون‏ ها را می گرفت و به طرف آسمان مى ‏پاشید.

دارمى پس از این ظلمى که کرد دچار این مرض شد: شکمش دائما می سوخت و پشتش دائما یخ می کرد. همیشه می بایستى در جلو او بادبزن و یخ در پشت وى حرارت و آتش باشد. دائما فریاد می زد: آبم بدهید. یک مشت آب را مى ‏آشامید و باز هم می گفت: آب به من برسانید! عطش مرا هلاک کرد! به قدرى آب آشامید که شکمش ترکید و به جهنم نازل شد!

ابن بطه در کتاب: ابانه و ابن جریر در تاریخ خود می نگارند: ابن جوزه (در آن وقتى که امام حسین علیه السلام و یارانش در اطراف خیمه آتش افروخته بودند) فریاد زد و گفت: یا حسین! مژده باد تو را که قبل از آخرت دچار آتش گردیدى!

امام حسین‏ علیه السلام به او فرمود: واى بر تو! به من این سخن را می گوئى!

گفت: آرى.

 امام فرمود: من داراى پروردگارى مهربان و شفاعت پیامبرى که امرش اطاعت مى‏ شود می باشم.

سپس امام حسین علیه السلام در حق او نفرین کرد و فرمود:

اللهم ان کان عندک کاذبا فجره الى النار

یعنى پروردگارا! اگر این مرد نزد تو دروغگو است او را دچار آتش بفرما!

چندان طولى نکشید که وى عنان اسب خود را برگردانید. اسب او رمید و وى را در حالى پرتاب کرد که یک پاى او در حلقه رکاب ماند. اسب وى رو به فرار نهاد و سر او را به هر سنگ و درختى می زد تا اینکه به دوزخ نازل شد. بنا به روایت دیگرى در همان خندقى سقوط کرد که آتش در آن افروخته بودند و امام حسین علیه السلام براى این موضوع سجده شکر به جاى آورد.

در تاریخ طبرى می نگارد: در فصل زمستان از دست هاى ابجر بن کعب آب ترشح می کرد و در فصل تابستان نظیر دو چوب خشک می شدند. بنا به روایتى در فصل زمستان خون از دست هایش می چکید. این مرد خبیث لباس هاى امام حسین علیه السلام را به تاراج برده بود.[1]

 

لعنت بر قاتلانه امام حسین علیه السلام

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام( ترجمه جلد 45 بحار الأنوار) ؛ ص275

نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏

مترجم: نجفى، محمد جواد


[1] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه جلد 45 بحار الأنوار) - تهران، چاپ: سوم، 1364 ش.

/ 0 نظر / 13 بازدید