شفای مردی فلج به دست حضرت عباس علیه السلام

مردی از طایفه ی براجعه دچار مرضی در پاهایش شد که هر دو پایش بی حرکت گردید و سه سال به همین وضع بود و معالجه ها و درمان ها بی اثر ماند. او در مجالس سوگواری شرکت می کرد و همواره به آل محمد(ص) توسل می جست, و آنها را در درگاه الهی شفیع قرار می داد تا بهبود یابد.

شیخ خزعل از علمای خوزستان حسینیه ای داشت دهه ی اول محرم در آنجا سوگواری مهم و عظیم برپا می کرد . در آن شهر رسم بود که وقتی سخنران یا مداح به ذکر مصایب می پرداخت ، حاضران به پا می خواستند و با لهجه های گوناگون به سر و سینه می زدند.

متعارف بود که در روز هفتم مصیبت حضرت ابوالفضل علیه السلام ذکر می شد، وقتی که سخنران به ذکر مصیبت پرداخت، حاضران برخاستند و به سر و سینه می زدند و عزاداری می کردند. شخص نامبرده(مخیلف) برای اینکه دردمند بود زیر منبر می نشست . در همین وقت ناگهان دیدند او برخاست و به میان سینه زن ها آمد و با اینکه سه سال بود نمی توانست پایش را حرکت بدهد او بر سر و سینه می زد و چنین نوحه می خواند: منم مخیلف که عباس(ع) مرا بر سر پا داشت.

وقتی که مردم خرمشهر این کرامت را از حضرت عباس علیه السلام دیدند ، شور و غوغایی در آن مجلس به پا شد به طرف مخیلف هجوم آوردند و لباس هایش را برای تبرک پاره پاره کردند . آن روز مجلس ادامه یافت و یک سره تا 9 شب ادامه پیدا کرد. علامه شیخ حسن می گوید: بعدا از مخیلف سوال شد چه دیدی؟ چگونه شفا یافتی؟

در پاسخ گفت: در آن هنگام که مردم به عزاداری مصیبت حضرت عباس علیه السلام پرداختند، من که در زیر منبر بودم خواب مرا فراگرفت . ناگاه دیدم مردی خوش سیما و بلند قامت سوار بر اسب سفید و درشت اندام نزد من آمد و فرمود: چرا برای عباس بر سر و سینه نمی زنی؟ گفتم: علیل هستم نمی توانم برخیزم. باز تکرار کرد: که برخیز گفتم : نمی توانم. فرمود: برخیز . گفتم: دستت را به من بده مرا بلند کن. فرمود: من دست ندارم گفتم: چه کنم؟ فرمود: رکاب اسب را با دست بگیر و برخیز . چنین کردم و برخاستم . اسب جهش کرد و مرا از زیر منبر خارج نمود و غایب شد. ناگهان دیدم سلامتی خود را بازیافته ام و می توانم برخیزم و راه بروم به میان جمعیت رفتم و به سینه زنی پرداختم.

منبع: پرچمدار نینوا ص 232 تا234

مولف: محمد محمدی اشتهاردی

/ 9 نظر / 3 بازدید
امیر محمد

به نام خدا سلام دوست عزیز. در مورد ام المومنین عایشه پستی زدم، خوشحال میشم بیای و نظرتو اعلام کنی. منتظرت هستم. یا علی[گل]

میوندار هیئت

يا كاشف الكرب عن وجه الحسين (عليه السلام ) اكشف كربنابحق اخيك الحسين (عليه السلام)

سني واقعي

سلام بزرگوار فاطمه خانم ممنون كه به من سر زديد وبلاك تون عالي بود پست تون هم بسيار عالي بود درود[گل]

عاشقان مهدی

ولادت دهمین گلبرگ آسمانی، آیینه‏ی عصمت، هادی امّت، اسوه‏ ی مجد و شرافت، نای پرخروش ولایت، ناخدای کشتی هدایت، حضرت امام هادی (ع) بر پیروان ولایت خجسته باد. راستی عزیزم شعری که گذاشتی خیلی قشنگه التماس دعا

شيعه كوچولو

سلام خوبين؟ پيشاپش عيدغدير برشمامبارك.. با مطلبي درمورد جدايي از امام زمان به روزم مشتاق نظر شما[گل][چشمک]

شيعه كوچولو

سلام ممنون كه اومديد..بله واقعا ما چه حالي داريم تومحشر علي به دادمون برسه..خواهش ميكنم هرچقد از ولايت اميرالمومنين بگيم بازم كمه..كاش كاش يه ذره از معرفت غلام سياروداشتم من كه ادعاي شيعه گي دارم ولي شيعه واقعي كجا ومن كجا!!! التماس دعا خيلي شديد دارم فاطمه خانم..[گل]

شيعه كوچولو

سلام ممنون كه اومديد ونظر داديد فاطمه خانم..التماس دعا خيلي خيلي شديد.. ياعلي[گل][گل][لبخند]

شيعه كوچولو

راستي اين عكس پرجم كنار اسمم اشتباهه!نميدونم چطوري عوضش كنم منم ايرانيما[تعجب]