فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

پیشاپیش فرا رسیدن ماه عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش را به پیشگاه منتقم خون آن امام بزرگوار ، حضرت بقیة الله الاعظم مهدی موعود ارواحنا فداه و تمام شیعیان تسلیت عرض می نمائیم.

نینوا: [محل توقیف حسین‏ بن على علیه السّلام‏]

(1) نینوا جایى است که حسین علیه السّلام در آنجا منزل کرد، در این هنگام ناگاه سوارى با اسب نجیب، سلاح بر دوش و کمان بر شانه از طرف کوفه نمایان شد همگى توقف کرده منتظر او شدند، وقتى به آنها رسید به حرّ بن یزید و اصحابش سلام کرد ولى به حسین علیه السّلام و یارانش سلام نکرد، نامه ‏اى از عبید الله بن زیاد (ملعون) را تحویل حرّ داد که در آن چنین آمده بود:

«وقتى نامه ‏ام به تو رسید و فرستاده ‏ام نزد تو آمد حسین را متوقف کن و در بیابان بى‏ آب و علف و بدون حصار و سنگرى فرود آر، به فرستاده ‏ام دستور داده ‏ام همراه تو بوده از شما جدا نشود تا اینکه خبر اجراى دستورم توسط تو را برایم بیاورد. و السلام»

وقتى حرّ نامه را خواند [رو به اصحاب حسین علیه السّلام‏] گفت: این نامه أمیر عبید الله بن زیاد است به من دستور داده در جایى که نامه ‏اش به دستم مى‏ رسد شما را متوقف کنم، این فرستاده ‏اش است، به وى دستور داده تا زمانى که نظر و فرمانش را اجرا نکرده ‏ام از من جدا نشود.

أبو الشعثاء یزید بن زیاد مهاصر کندى بهدلى به فرستاده عبید الله [ابن زیاد] نگاه کرده مقابلش ایستاد و گفت: آیا شما مالک بن نسیر بدى از [قبیله‏] کنده هستى؟

گفت: بله [هستم‏].

یزید بن زیاد گفت: مادرت به عزایت بنشیند این چه مأموریتى است که به دنبالش آمده ‏اى؟

گفت: من به دنبالش نیامده ‏ام! از امامم پیروى کرده به بیعت خویش وفا نموده ‏ام،{#emotions_dlg.e4}{#emotions_dlg.e4}

أبو الشعثاء گفت: [نه شما] نسبت به پروردگارت عصیان کرده ‏اى و در هلاکت نفس خودت از امامت اطاعت کرده ‏اى! [براى خود] ننگ و نار فراهم ساخته ‏اى.

(1) خداى عزّ و جلّ مى‏ فرماید: «و جعلناهم أئمة یدعون الى النار و یوم القیامة لا ینصرون. آنها را امامانى قرار داده‏ ایم که به آتش دعوت مى ‏کنند و در روز قیامت یارى نمى‏ شوند» و آن [وصف‏] امام تو است.[1]

حرّ بن یزید رفت تا [حسین و اصحابش‏] را در آن مکان بى ‏آب و آبادى وادار به فرود آمدن کند. آنها گفتند: ما را رها کن تا در این آبادى- منظورشان نینوا بود- یا آن آبادى- منظورشان غاضریّه بود- یا آن یکى- مقصودشان شفیّه بود- منزل کنیم.

[حرّ] گفت: نه و الله نمى ‏توانم این کار را انجام بدهم، این مرد به عنوان جاسوس به دنبالم فرستاده شده است!

زهیر بن قین گفت: اى پسر رسول الله، جنگ با اینها آسانتر از جنگ با آنانى است که پشت سر آنها مى‏ آیند، به جان خودم بعد از اینها به اندازه ‏اى خواهند آمد که توان آنها را نداریم!

حسین [علیه السّلام‏] فرمود: من جنگ را آغاز نمى‏ کنم.

زهیر بن قین گفت: برویم به طرف این آبادى و آنجا منزل کنیم آنجا دژ و پناهگاه دارد و کنار رودخانه فرات است. اگر جلویمان را گرفتند با آنها مى‏ جنگیم، جنگ با اینها برایمان با کسانى که بعد از اینها مى‏ آیند آسانتر است.

حسین [علیه السّلام‏] فرمود: آن آبادى کدام است؟

[زهیر] گفت: آن [عقر] است.

حسین [علیه السّلام‏] فرمود: خدایا از [عقر] به تو پناه مى ‏برم،

بعد فرود آمد، و آن روز، پنجشنبه، دومین روز محرّم سال 61 هجرى بود.

روز بعد عمر بن سعد بن أبى وقاص (ملعون) از کوفه با چهار هزار [نیرو] بر آنها وارد شد.[2][3]

بر قاتلانِ امام حسین علیه السلام لعنت باد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

نام کتاب: نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ‏ ص115

نویسنده: ابو مخنف کوفى، لوط بن یحیى‏

مترجم: سلیمانى، جواد

محقق / مصحح: یوسفى غروى، محمدهادى‏


[1] ( 1) قصص/ 32.

[2] ( 2) تاریخ طبرى، 5/ 408 و 409، ادامه خبر عقبة بن سمعان و ارشاد شیخ مفید، 2/ 83 و 84، ادامه خبر عقبة بن سمعان.

[3] ابو مخنف کوفى، لوط بن یحیى، نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا / ترجمه وقعة الطفّ - قم، چاپ: دوم، 1380 ش.

/ 0 نظر / 96 بازدید