پیامی،از حضرت ابوالفضل علیه السلام

این مصیبت را بخوان
عالم بزرگوار (شیخ کاظم سبتی رضوان الله تعالی علیه ) فرمود: یکی از علمای بزرگ و معروف نزد من آمد و فرمود: من از طرف (آقا حضرت عباس (علیه السلام )) برای شما پیغامی آورده ام .
گفتم : بفرمائید چه پیغامی است من در خدمت شما هستم ؟.
فرمود: من در عالم خواب محضر مقدس با سعادت (حضرت ابوالفضل (علیه السلام )) مشرف شدم ، حضرت به من فرمود: به (شیخ کاظم سبتی ) بگو: چرا این مصیبت را نمی خوانی ؟ از این به بعد این مصیبت را هم بخوان ، و آن اینست که (هر وقت سوار کاری از پشت اسب بر زمین می افتد در وقت افتادن دستهای خود را مثل سپر قرار میدهد و دستهایش را اول به زمین می رساند تا وقت افتادن دست حائل شود و سوار کار با صورت به زمین نیفتد.
چه حالی خواهد داشت آن کسی که سینه اش مورد هدف تیرها قرار گرفته باشد و دستهایش را هم بریده و با گرز آهنین بر سرش زده باشند و امیدش نیز از رساندن آب به خیام حرم قطع کرده باشند و با صورت به زمین افتد.)(14)
لعنت بر قاتلانه حضرت عباس علیه السلام
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

دادی دو دست و دست دو عالم به سوی توست
ساقی تویی و باده ما از سبوی تو است
ای ماه هاشمی لقب و پور بوتراب
داروی درد ما به خدا خاک کوی توست
ای یادگار و زاده مشکل گشا علی (علیه السلام )
هر دل شکسته در طلب و جستجوی توست
باب حوائج همه خلق عالمی
در جمع عاشقان همه جا گفتگوی توست
از من مپوش چهره که من دل شکسته ام
خود آگهی که چشم امیدم به سوی توست
کردی وفا و تشنه برون گشتی از فرات
ای آن که عِرض آب بقا ز آبروی توست
آمد حسین (علیه السلام) بر سر تو دید پیکرت
در خاک و خون فتاده ز جور عدوی توست
آثار انکسار عیان شد به چهره اش
وقتی که دید غرقه به خون روی و موی توست
گفتا ز جای خیز تو ای یار و یاورم
بنگر خمیده پشت من از هجر، روی توست (15)
/ 0 نظر / 103 بازدید