زينب‏ عليها السلام و بانوان در كنار بدن‏هاى پاره پاره شهيدان‏

روايت‏ كننده گويد: سپس [در روز يازدهم‏] دشمنان، بانوان و كودكان‏

حرم را به اجبار از خيمه ‏ها بيرون كردند، و خيمه‏ ها را به آتش كشيدند، و زنان را با سر برهنه و پاى برهنه كه لباس هايشان به غارت برده شده بود، در حالى كه گريه مى ‏كردند، از خيمه‏ ها بيرون آوردند، آنان را با خوارى به عنوان اسير به حركت درآوردند، آنها مى‏ گفتند: «شما را به خدا ما را از كنار بدن پاره پاره حسين عليه السّلام عبور دهيد.» آنها را از كنار قتلگاه عبور دادند، وقتى كه بانوان به آن بدن‏ هاى پاره پاره شهيدان نگاه كردند، فرياد گريه سر دادند، سيلى به صورتشان مى ‏زدند.

روايت ‏كننده (حميد بن مسلم) مى‏ گويد:

فو اللَّه لا انسى زينب بنت علىّ عليه السّلام تندب الحسين، و تنادى بصوت حزين و قلب كئيب، يا محمّداه! صلّى عليك ملائكة السّماء هذا حسين مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، و بناتك سبايا، الى اللَّه المشتكى و الى محمّد المصطفى ...، سوگند به خدا زينب دختر على (عليه السّلام) را فراموش نمى‏ كنم كه با آهى جانكاه براى حسين عليه السّلام مى ‏گريست و با صداى اندوهبار، و قلبى پر درد صدا مى ‏زد: فرياد اى محمّد (صلی الله علیه و آله)! درود فرشتگان آسمان بر تو باد، اين حسين تو است كه در خون غوطه ‏ور است، اعضايش پاره پاره شده، و دخترانت به عنوان اسير، حركت داده مى‏ شوند، شكايتم را به سوى خدا و محمّد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلم و على مرتضى و فاطمه زهرا و حمزه سيّد شهدا عليهم السلام مى‏ برم، فرياد اى محمّد صلی الله علیه و آله! اين حسين است كه به روى خاك افتاده، و باد شمال خاك بيابان را بر بدنش مى‏ پاشد، به دست ناپاك‏زادگان كشته شده است، آه! چه اندوه جانكاه، و چه مصيبت جانسوز، امروز مرگ جدّم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم را احساس مى‏ كنم، اى ياران محمّد صلی الله علیه و آله! اينها ذريّه و فرزندان پيامبر برگزيده خدا هستند، كه به اسارت برده مى‏ شوند.

طبق روايت ديگر زينب عليها السلام فرمود:

فرياد اى محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم! دخترانت را اسير كرده ‏اند، فرزندانت كشته شده‏ اند و باد صبا بر بدنشان مى ‏وزد، اين حسين تو است كه سرش را از پشت گردنش جدا نموده ‏اند، عمامه و لباسش را به يغما برده ‏اند.

پدرم به فداى آن كسى كه روز دوشنبه خيمه‏ هايش غارت شد، پدرم به فداى آن كسى كه طناب هاى خيمه ‏اش بريده شد، پدرم به فداى كسى كه نه به سفرى رفت كه اميد بازگشت در آن باشد و نه آن گونه مجروحى است كه درمان گردد، پدرم و جانم قربان او باد.

بابى المهموم حتّى قضى، بابى العطشان حتّى مضى، بابى من يقطر شيبته بالدّماء، بابى من جدّه رسول اللَّه اله السّماء بابى من هو سبط نبىّ الهدى، بابى محمّد المصطفى، بابى خديجة الكبرى، بابى علىّ المرتضى، بابى فاطمة الزهراء سيّدة النّساء بابى من ردّت له الشّمس حتّى صلّى، پدر و مادرم به فداى آن شخصى كه با غم هاى بسيار جان سپرد، پدرم به فداى آن لب تشنه ‏ات كه با لب عطشان به شهادت رسيد، پدرم به فداى آن كسى كه قطرات خون از محاسن شريفش مى‏ ريزد، پدرم به فداى آن كسى كه جدّش رسول خداى آسمان است، پدرم به فداى آن كسى كه نبيره پيامبر هدايت است، پدرم به فداى كسى كه ستوده برگزيده است، پدرم به فداى فرزند خديجه كبرى عليها السلام و على مرتضى عليه السّلام و فاطمه زهرا عليها السلام، سرور زنان بهشت است، پدرم به فداى فرزند آن كسى كه خورشيد براى او بازگشت تا نمازش را بخواند.

«فابكت و اللَّه كلّ عدوّ و صديق، سوگند به خدا همه حاضران از دشمن و دوست (با ديدن حال زينب عليها السلام) گريستند.»[1]

 

لعنت بر قاتلان امام حسین علیه السلام

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم


نام كتاب: غم نامه كربلا / ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف‏ ص155

نويسنده: ابن طاووس، على بن موسى‏

تاريخ وفات مؤلف: 664 ق‏

مترجم: محمدى اشتهاردى، محمد


[1] ابن طاووس، على بن موسى، غم نامه كربلا / ترجمه اللهوف على قتلى الطفوف - تهران، چاپ: اول، 1377ش.


/ 0 نظر / 31 بازدید