اسیر شیطان

حضرت موسی علیه السلام در جایی نشسته بود که ناگاه ابلیس که کلاهی رنگارنگ بر سر داشت نزد وی آمد. وقتی که نزدیک شد کلاه خود را از سر برداشت و مودبانه ایستاد.

موسی(ع) گفت: تو کیستی؟

ابلیس گفت: من ابلیس هستم.

موسی گفت: آیا تو ابلیس هستی؟ خدا تو را از ما و دیگران دور گرداند.

ابلیس گفت: من آمده ام به خاطر مقامی که در پیشگاه خدا داری بر تو سلام کنم.

موسی(ع) گفت: این کلاه چیست که بر سر داری؟

ابلیس گفت: با رنگ ها و زرق و برق های این کلاه ، دل انسان ها را می ربایم.

موسی(ع) گفت: به من از گناهی خبر بده که اگر انسان آن را انجام دهد، تو بر او چیره می شوی و هرجا که بخواهی او را می کِشی.

ابلیس گفت: سه گناه است که اگر انسان گرفتار آن بشود ، من بر او چیره می گردم:

1-هنگامی که او خودبین شود و از خودش خوشش بیاید

2-هنگامی که او عمل خود را بسیار بشمارد

3-هنگامی که گناهش در نظرش کوچک گردد.

(پناه می بریم به خدا از شر شیطان رانده شده)

منبع: داستان های موضوعی ص 77

مولف: کاظم سعید پور

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
al abd

هر جا غصه دار شدی استغفار کن. استغفار امان انسان است. به این کاری نداشته باش که چرا محزون شدی. اذیتت کرده اند؟ گناهی کرده ای؟ بعضی وجود خودشان را گناه میدانند. شما میگویی چرا من درست کار نمیکنم، او خودش را گناه میداند. محزون که شدی استغفار کن. همانطور که وقتی خطا میکنی همه صدمه میخورند، استغفار هم که میکنی به همه نفع میرسانی. چه غم خودت چه دیگری را داری استغفار کن... حاج اسماعیل دولابی

montazere

سلام همسنگر خسته نباشید.... اگه با تبادل لینک موافق بودید خبر بدید... اللهم عجل لولیک الفرج یا علی

خانم سیما رمضانیان

سلام: غنچه از خـــواب پــرید و گلی تازه به دنیـــا آمد خار خنـــــــدید و بــــــه گل گفـــــــتت : سلام و جوابــی نشنید ...خار رنجــید ولی هیچ نگفت ساعتـی چند گذشت.. گل چه زیبا شده بود ... دســـــــــــــت بی رحمــــــی آمــــد نزدیک ... گل ســــــــراسیمه ز وحـــــــشت افســرد ... لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید صبح فردا که رسیدخار با شبنمی از خـواب پرید گل صمیمانه بــــــــــــه او گفــــــت : سلام ...

فاطمه

واقعاپناه می برم به خدا ازشرشیطان سلام فاطمه جان خوبی؟ از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران اندیشه باور شد، در امتداد باران بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد بر پهندشت باور، خالی است جای یاران دهه فجرمبارک یامهدی[گل]

http://justforgod.persianblog.ir

http://justforgod.persianblog.ir

علی اکبر معتمدی

سلام آبجی فاطمه چرا نظراتم رو دیگه تایید نمیزاری تایید نذاری من نمیدونم تا کجا خوندم . ممنون میشم چون اگه تایید نذاری نمیدونم تا کجا خوندم . چون الان اینجا چند بار دارم میخونم اگر راهی یا نشانه ایی هست که باید انجام بدم و شما راحت تریند برای تایید نظرات بگین من انجام میدم ممنونم ازتون