حضرت امام حسين‏ عليه السّلام سيّد الشّهداء است

حديث اوّل ترجمه:

(1) محمّد بن جعفر رزّاز، از محمّد بن الحسين، از محمّد بن اسماعيل، از حنان نقل كرده كه وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:

حضرت امام حسين عليه السّلام را زيارت كرده و به آن جناب جفاء نكنيد زيرا آن وجود مبارك سرور جوانان بهشت و آقا و سيّد الشّهداء مى ‏باشند.

حديث دوّم ترجمه:

(1) پدرم رحمة اللَّه عليه، از سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن محمّد بن عيسى، از عبّاس بن معروف، از حمّاد بن عيسى از ربعى بن عبد اللَّه نقل كرده كه وى گفت:

محضر ابو عبد اللَّه عليه السّلام در مدينه عرض كردم: قبور شهداء كجاست؟

حضرت فرمودند: آيا افضل و برترين شهداء نزد شما نيست؟ قسم به كسى كه جانم در دست او است اطراف آن حضرت چهار هزار فرشته كه جملگى ژوليده و اندوهگين و گرفته مى ‏باشند حضور داشته و پيوسته تا روز قيامت براى آن حضرت گريه مى‏ كنند.


حديث سوّم ترجمه:

(1) ابو العباس رزّاز، از محمّد بن الحسين بن ابى الخطّاب، از ابى داود المسترق، از امّ سعيد احمسيّه وى مى‏ گويد:

محضر مبارك حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام بودم و كسى را فرستاده بودم كه دراز گوشى را كرايه كند و من را به قبور شهداء ببرد.

امام عليه السّلام فرمودند:

چه چيز تو را باز داشت از زيارت حضرت سيّد الشهداء.

ام سعيد مى‏ گويد: عرض كردم: سيّد الشهداء كيست؟

حضرت فرمودند:

سيّد الشهداء امام حسين عليه السّلام مى ‏باشد.

ام سعيد عرض كرد: ثواب كسى كه آن حضرت را زيارت كند چيست؟

حضرت فرمودند:

حجّ و عمره قبول شده و از اعمال خير فلان و فلان و فلان (حضرت با دست مبارك سه مرتبه اين عبارت را تفهيم فرمودند).

حديث چهارم ترجمه:

(1) ابو العباس رزّاز، از محمّد بن الحسين، از حكم بن مسكين، از امّ سعيد احمسيّه، وى مى‏ گويد:

رفتم محضر مبارك حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام و بر آن جناب داخل شدم پس كنيزم آمد و اظهار كرد كه اسب را برايت آورده و آماده كرده‏ ام.

امام عليه السّلام به من فرمودند:

اين اسب چيست كجا را اختيار كرده ‏اى كه بروى؟

عرض كردم: به زيارت قبور شهداء مى‏ روم.

حضرت فرمودند: امروز را به تأخير بيانداز، از شما اهل عراق متعجّبم كه راه دورى را طى كرده و به زيارت قبور شهداء مى ‏رويد ولى سيّد الشّهداء را ترك كرده و به زيارتش نمى‏ رويد؟! عرض كردم: سيّد الشّهداء كيست؟

حضرت فرمودند: سيّد الشّهداء حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام مى‏ باشد.

عرض كردم: من زن هستم.

امام عليه السّلام فرمودند: كسى كه مثل شما باشد اشكالى ندارد به آنجا رفته و آن حضرت را زيارت كند.

عرض كردم: در زيارت ما چه ثواب و اجرى هست؟

حضرت فرمودند: زيارت شما معادل با يك حجّ و يك عمره و اعتكاف دو ماه در مسجد الحرام و روزه آن بوده و بهتر از آن كذا و كذا.

ام سعيد مى ‏گويد: حضرت سه مرتبه دست‏ هاى مبارك را باز كرده و بستند.

حديث پنجم ترجمه:

(1) پدرم و على بن الحسين و محمّد بن الحسن رحمة اللَّه عليهم، از سعد بن عبد اللَّه، از حسن بن علىّ بن عبد اللَّه بن مغيره از عبّاس بن عامر، از احمد بن رزق الغمشانى از امّ سعيد احمسيّه نقل كرده ‏اند كه وى گفت:

داخل مدينه شدم و درازگوشى را كرايه كرده تا قبور شهداء را زيارت كنم، با

خود گفتم:

چاره‏ اى نيست از اينكه ابتداء پسر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را زيارت كرده بعدا به زيارت اهل قبور بروم پس بر آن جناب داخل شدم و چون توقف و ماندنم نزد آن جناب اندكى طول كشيد كمى مكارى معطّل شد لذا فرياد زد و من را صدا نمود.

حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام به من فرمودند:

اى ام سعيد اين شخص كيست؟

عرض كردم: فدايت شوم درازگوشى را كرايه كرده‏ ام تا به زيارت قبور شهداء بروم.

حضرت فرمودند: آيا به تو از سيّد الشّهداء خبر ندهيم؟! عرض كردم: چرا.

فرمودند: سيّد الشّهداء حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام است.

عرض كردم: آن حضرت سيّد الشّهداء مى‏ باشند؟! حضرت فرمودند: بلى.

عرض كردم: ثواب و اجر كسى كه حضرت را زيارت كند چيست؟

فرمود:يك حج و يك عمره و از اعمال خير هكذا و هكذا (فلان مقدار و فلان مقدار).

حديث ششم ترجمه:

(1) پدرم و محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى جملگى از عبد اللَّه بن جعفر حميرى، از احمد بن ابى عبد اللَّه برقى، از پدرش، از عبد اللَّه بن قاسم حارثى، از عبد اللَّه بن سنان از امّ سعيد احمسيّه نقل كرده ‏اند كه وى گفت:

داخل مدينه شده پس قاطرى كرايه كردم تا بر آن سوار شده و به زيارت قبور شهداء روم.

وى مى ‏گويد: پيش خود گفتم: احدى شايسته ‏تر از جعفر بن محمّد عليهما السّلام به اين نيست كه ابتداء زيارتش كرده و سپس به زيارت اهل قبور بروم لذا بر آن جناب داخل شدم پس چون توقّف و ماندنم نزد آن حضرت طول كشيد مكارى فرياد زد و گفت: خدا سلامتت بدارد، ما را اينجا حبس كردى و نگاه داشتى! حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام به من فرمودند:

گويا اى امّ سعيد كسى انتظار تو را مى‏ كشد؟

عرض كردم: بلى فدايت شوم، من قاطرى را كرايه كرده تا بر آن سوار شده و به زيارت قبور شهداء روم منتهى به خودم گفتم: ابتداء نزد كسى شايسته ‏تر از جعفر محمّد عليهما السّلام نمى‏ رويم.

امّ سعيد مى‏ گويد: امام عليه السّلام فرمودند:

اى امّ سعيد: چه چيز تو را بازداشت از زيارت قبر حضرت سيّد الشّهداء؟!

ام سعيد مى ‏گويد: انتظار داشتم آن حضرت من را بر قبر على بن ابى طالب عليه السّلام راهنمائى كنند، پس محضرشان عرض كردم: پدر و مادرم فدايت باد سيّد الشّهداء كيست؟

حضرت فرمودند:

حسين بن فاطمه عليهما السّلام، اى ام سعيد كسى كه با بصيرت و رغبت و ميل به زيارتش رود براى او يك حج و يك عمره قبول شده منظور مى ‏كنند و فلان و فلان فضيلت برايش مى ‏باشد.

حديث هفتم ترجمه:

(1) محمّد بن جعفر رزّاز از دائى خود محمّد بن الحسين بن ابى الخطّاب، از

محمّد بن اسماعيل، از كسى كه براى او حديث نقل كرده، از على بن ابى حمزه، از حسين بن ابى العلاء و ابى المغرا و عاصم بن حميد حناط جملگى از ابى بصير و او از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند:

نيست شهيدى مگر آنكه دوست دارد كه با حضرت امام حسين عليه السّلام بوده تا در معيّت آن جناب داخل بهشت شوند.[1]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام كتاب: كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى‏ ؛ ص356

نويسنده: ابن قولويه، جعفر بن محمد

تاريخ وفات مؤلف: 368 ق‏

مترجم: ذهنى تهرانى، محمد جواد

 

 


[1] ابن قولويه، جعفر بن محمد، كامل الزيارات / ترجمه ذهنى تهرانى - تهران، چاپ: اول، 1377 ش.

/ 0 نظر / 24 بازدید