در رابطه با امام مهدی علیه السلام



 مفضل بن عمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، و در اتاق مردم دیگرى هم نزدش بودند، که من گمان کردم روى سخنش با دیگرى است، امام فرمود، همانا به خدا که صاحب الامر از میان شما پنهان شود و گمنام گردد، تا آنجا که گویند، او مرد، هلاک شد، در کدام دره افتاد، و شما مانند کشتى گرفتار امواج دریا، متزلزل و واژگون شوید، و نجات نیابید جز کسى که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و او را با روحى از جانب خود تقویت نموده، و همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچیک از دیگرى شناخته نشود (حق از باطل مشخص نگردد)

زراره گوید: من گریه کردم،

امام علیه السلام فرمود: چه تو را به گریه آورد اى اباعبدالله!

عرض کردم: قربانت چگونه نگریم که شما مى ‏فرمائید: دوازده پرچم مشتبه است و هیچیک از دیگرى شناخته نشود، زراره گوید: در مجلس آن حضرت سوراخى بود که از آنجا آفتاب می تابید، حضرت علیه السلام فرمود: این آفتاب آشکار است؟

گفتم: آرى،

فرمود: امر ما از این آفتاب روشنتر است.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

منبع: اصول کافى جلد 2 صفحه 137 روایت 11

/ 0 نظر / 58 بازدید