رویت امام زمان علیه السلام در کودکی


 ضوء بن على از مردى از اهل فارس که نامش را برده نقل، مى‏ کند که:

به سامرا آمدم و به در خانه امام حسن عسکرى علیه السلام چسبیدم، حضرت علیه السلام مرا طلبید، من وارد شدم و سلام کردم.

فرمود: پس دربان ما باش، من همراه خادمان در خانه حضرت بودم، گاهى مى ‏رفتم، هر چه احتیاج داشتند از بازار مى‏ خریدم، و زمانی که در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مى ‏گشتم.

 روزى (بدون اجازه) بر حضرت علیه السلام وارد شدم و او در اتاق مردها بود، ناگاه در اتاق حرکت و صدائى شنیدم، سپس به من فریاد زد: بأیست، حرکت مکن.

من جرأت در آمدن و بیرون رفتن نداشتم، سپس کنیزکى که چیز سرپوشیده ای همراه داشت، از نزد من گذشت: آنگاه مرا صدا زد که درآى، من وارد شدم و کنیز را هم صدا زد، کنیز نزد حضرت بازگشت، حضرت به کنیز فرمود: از آنچه همراه دارى، روپوش بردار، کنیز از روى کودکى سفید و نیکو روى پرده برداشت، و خود حضرت روى شکم کودک را باز کرد، دیدم موى سبزى که به سیاهى آمیخته نبود از زیر گلو تا نافش روئیده است،

پس فرمود: این است صاحب شما و به کنیز امر فرمود که او را ببرد، سپس من آن کودک را ندیدم، تا امام حسن علیه السلام وفات کرد. (شهید شد.)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

منبع:اصول کافى جلد 2 صفحه 119 روایة 6

/ 0 نظر / 80 بازدید