نجواهاى خداى عزیز و جلیل با موسى بن عمران علیه السّلام‏- بخش آخر

21- اى موسى! آنگاه که دیدى توانگرى به تو روى آورده است بگو: گناهى است که بازخواستش شتاب گرفته است و چون دیدى که تهیدستى به تو روى آورده بگو: آفرین بر نشانه درستکاران و گردنکش ستم پیشه نباش و همراه ستم پیشگان نیز نباش.

22- اى موسى! این عمر چه باشد که اگر چه به درازا کشد با نکوهش به سرآید و آنچه از تو مضایقه شود اگر پایانش با ستایش باشد تو را زیانى نرسد.

23- اى موسى! کتاب تورات به روشنى پایان تو را که به آن روى خواهى آورد بیان نموده است، پس چگونه چشم بر هم مى‏ نهى و به خواب مى‏ روى؟ و اگر مردمانى در درازناکى خود فراموشى و دنباله روى شهوت‏ ها نباشند چگونه شیرینى زندگى را دریابند در حالى که راست پیشگان از کمتر از این نیز بى ‏قرارى مى‏ کنند.

24- اى موسى! به بندگانم فرمان ده که در هر جایگاهى هستند، مرا فراخوانند، پس از آنکه اقرار کنند که همانا من رحم آورترین رحم آوران و پاسخ گوى واماندگان هستم، بدى را دور سازم و روزگار را برگردانم و تغییر دهم و آسایش آورم و از کارى اندک سپاسگزارى کنم و بر کار بسیار، پاداش دهم و نادار را دارا سازم و من پاینده گرانقدر توانایم، پس هر که از خطاکاران به تو پناه آورد و پیرو تو شد بگو: به فراخ ‏ترین پیشگاه که از آن پروردگار جهانیان است خوش آمدى، و براى آنان آمرزش جوى و با آنان همانند یکى از ایشان باش و به خاطر برترى و فزونى ‏اى که تو را بخشیدم بر آنان ستم مران و به آنان بگو: از من فزونى و رحمت بخواهند؛ زیرا جز من کسى صاحب آن نباشد و من فضیلت‏مندى بزرگ و پناهگاه خطاکاران و همنشین واماندگان و بخشاینده گناهکارانم.

به درستى که تو در پیشگاه من، منزلتى رضایت‏مند و خوشایند دارى، پس مرا با پاکدلى و راست زبانى فراخوان و آن گونه که فرمان داده ‏ام باش، مرا فرمان ببر و به وسیله آنچه آغازش از آن تو نیست بر بندگانم ستم مران و به من تقرّب جوى که به راستى من نزدیک تو هستم و همانا من تو را به کارى سنگین که بردنش آزارت دهد فرا نخوانم، فقط خواهان آنم که مرا بخوانى تا پاسخت گویم و از من بخواهى تا به تو ارزانى کنم، و به آنچه که تفسیرش را از من ستانده ‏اى و کمال تنزیلش از آن من است تقرب‏ جویى.

25- اى موسى! به زمین بنگر که به زودى گور تو خواهد بود و چشم‏هایت را به آسمان برآور که همانا در فراى تو ملکى بزرگ است و تا آنگاه که در دنیا هستى بر خویشتن شیون کن و از تباهى و مهلکه‏ ها بیمناک باش و تو را آراستگى دنیا و زرق و برق آن نفریبد و به ستم خرسند نباش و خود نیز ستمکار نباش؛ چرا که من در کمین ستمکارم تا آنگاه که داد ستمدیده را از او باز پس گیرم.

26- اى موسى! به راستى، [پاداش‏] نیکى ده برابر شود و از یک گناه هلاکت به بار آید، و براى من شریک قرار مده و تو را روا نباشد که به من شرک‏ ورزى، تقرّب جوى و پابرجا باش، همانند کسى که به آنچه نزد من است دل داده و از آنچه پیش آورده پشیمان است، مرا بخوان، به درستى که سیاهى شب، روز را محو کند، همان گونه که گناه، نیکى را ببرد، و همان گونه که تاریکى شب، بر روشنایى روز چیره آید، گناه نیز بر نیکى چیره آید و آن را سیاه کند.[1]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: تحف العقول / ترجمه حسن زاده‏ ؛ ص 905

نویسنده: ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏

مترجم: حسن زاده، صادق‏


[1] ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول / ترجمه حسن زاده - قم، چاپ: اول، 1382ش.

/ 0 نظر / 93 بازدید