شهادت جانسوز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد

سالروز شهادت رئیس مذهب شیعه ، آقا امام جعفر صادق علیه السلام را به پیشگاه حضرت مهدی موعود صلوات الله  و سلامه علیه  و تمام شیعیان آن امام بزرگوار، تسلیت عرض می کنیم.

 

پر کشید از بین ما قرآن ناطق

جان فدای حضرت امام صادق

شیعه!  هنگام عزاداری رسیده

اشک ها را کن روان بر روی دیده

 

غربت امام‏ صادق‏

261-از عنبسة بن مصعب گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) مى‏ فرمود : به درگاه خدا عز و جل از تنهائى و پریشانى خود میان مردم مدینه شکایت مى‏ برم تا شماها به مدینه بیائید و شماها را ببینم و به شما انس بگیرم کاش این پادشاه سرکش به من اجازه مى ‏داد تا در شهر طائف یک کاخى آماده می کردم و در آن مى‏ نشستم و شماها را هم در آن جا مى ‏دادم و براى او تعهد می کردم که هرگز از طرف ما به او بدى نرسد.[1]

 

نام کتاب: الروضة من الکافی یا گلستان آل محمّد / ترجمه کمره‏ اى‏ ؛ ج‏2 ؛ ص22

نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب‏

تاریخ وفات مؤلف: 329 ق‏

مترجم: کمره اى، محمد باقر

 

13- از داود بن کثیر رقّى روایت شده که گفت: من با امام جعفر صادق علیه السّلام براى حج خارج شدم، اول وقت ظهر شد حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: ما در زمین بى‏ آب و گیاهى وارد شدیم، وقت ظهر فرا رسید، ما را از جاده خارج کن!

از جاده خارج شدیم و در زمینى که آب نداشت وارد گردیدیم، حضرت صادق علیه السلام با پاى خود به زمین اشاره کرد، چشمه آبى که چون یک قطعه برف بود براى ما جارى شد، امام علیه السّلام وضو گرفت من نیز وضو گرفتم و با آن حضرت نماز خواندیم.

وقتى که خواستیم حرکت نمائیم من توجه کردم و یک شاخه خرمائى دیدم حضرت صادق علیه السلام فرمود: آیا دوست دارى که از این شاخه خرما به تو رطبى دهم؟

گفتم: آرى،

آن بزرگوار به دست خود به آن شاخه زد و آن را تکان داد، آن شاخه به شدت به حرکت آمد و خوشه‏ هاى خرما پائین آمدند و آن حضرت از انواع رطب به من داد، آنگاه با دست خود آن درخت خرما را مسح کرد و فرمود: به حال اولیه خود برگرد، آن درخت به حال خود برگردید.[2]

 

16- روایت شده موقعى که امام صادق علیه السلام از پیش منصور خارج شد و به حیره وارد شد ربیع دربان خدمت امام صادق علیه السّلام آمد و گفت:منصور را اجابت کن!

حضرت صادق علیه السلام دوباره به سوى منصور برگشت، در صحراء یک صورت عجیب الخلقه ‏اى پیدا شده بود که کسى نمی دانست آن صورت چیست، آن کسى که آن صورت را یافته بود می گفت من آن را با باران یافتم.

موقعى که امام جعفر صادق علیه السّلام نزد منصور آمد آن خبیث به حضرت صادق علیه السلام گفت: به من خبر ده که آیا در هوا چه چیزى وجود دارد؟

فرمود: آرى، دریائى وجود دارد،

گفت: آیا در آن دریا کسى ساکن است؟

فرمود: آرى،

گفت: چه مخلوقى در آن ساکن است؟

فرمود:خدا بدن هاى آنها را نظیر بدن ماهى و سرهاى آنها را مثل سر پرندگان خلق کرده، و پروبال رنگ‏وارنگى نظیر پروبال پرندگان دارند که از طلا سفیدتر است.

منصور دستور داد تا آن طشت را آوردند، دیدند آن مخلوق در میان طشت است و نشانی هاى آن بدون کم و زیاد همانطور است که امام صادق علیه السّلام فرموده بود. بعد از آن منصور به حضرت صادق علیه السلام اجازه مراجعت داد و آن بزرگوار برگشت.

منصور به ربیع گفت: این مرد محزون که بر خلق و دین من اعتراض می کند عالم‏ترین اهل زمان است.[3]

 

 

شهادت جعفر بن محمد علیهما السّلام‏

1- عمر امام جعفر صادق علیه السّلام (66) سال بود، امام صادق در سنه (148) هجرى شهید شد. ولادت آن بزرگوار در سنه (83) هجرى بوده. حضرت صادق علیه السّلام مدت (13) سال با جد خود حضرت على بن الحسین علیهما السّلام بود، مدت (20) سال با پدر خود و (30) سال هم امامت کرد. امام صادق علیه السلام در قبرستان بقیع در مقبره امام حسن و على بن الحسین و امام باقر علیهم السّلام دفن گردید[4].[5]

 

نام کتاب: ترجمه إثبات الوصیة

نویسنده: مسعودى، على بن حسین‏

مترجم: نجفى، محمد جواد

 

سخنان کوتاه امام‏ (صادق‏) علیه السّلام در تفصیل این معانى‏

(11) امام صلوات اللَّه علیه فرمود: هر که از پیش خود منصفانه به مردم حق دهد مردم راضى باشند که او داور دیگران شود.

(12) و فرمود علیه السّلام: آنگاه که روزگار، زمانه ستم و مردمش اهل نیرنگ باشند اعتماد به هر کسى درماندگى است.[6] (13) و فرمود علیه السّلام: چون بلا بر بلا فزاید (نشانه) رهایى از بلا باشد.

(14) و فرمود علیه السّلام: اگر خواهى بدانى که دوستت در دوستى چه قدر درست است او را به‏ خشم آر، اگر بر دوستى تو استوار ماند برادر (و دوست واقعى) توست و گر نه دوست نیست.

(1) و فرمود علیه السّلام: به دوستى کس اعتماد مکن مگر آن که سه بارش به خشم آورده باشى.

(2) و فرمود علیه السّلام: به دوستت اعتماد مطلق مکن زیرا زمین خوردن و از پاى درآمدن‏[7] بر اثر دلباختگى و اعتماد همه جانبه را درمان و جبرانى نباشد.

(3) و فرمود علیه السّلام: اسلام درجه ‏اى است و ایمان درجه‏ اى است روى اسلام و یقین درجه‏ اى روى ایمان‏[8] و آنچه مردم بدان رسند کمتر از حدّ یقین است.

(4) و فرمود علیه السّلام: برکندن کوه ها آسانتر از برکندن دل ها از جاى خویش است.

(5) و فرمود علیه السّلام: ایمان در دل است و یقین الهامات اشراقى.

(6) و فرمود علیه السّلام: میل به دنیا مایه غم‏[9] و اندوه (بیمرّ) و بى‏ میلى به دنیا مایه آسایش دل و پیکر باشد.

(7) و فرمود علیه السّلام: راحت زندگانى در داشتن خانه ‏اى اجاره‏ اى‏[10] و نانى خریدنى است.[11]

(8) حضرت علیه السّلام به دو مرد که در حضورش با یک دیگر نزاع مى‏ کردند فرمود: هان! به راستى، هر کس به ستم پیروزى‏ اى به دست آرد به خیر نرسد و هر که به مردم بدى کند نباید چون با او بدى کردند بدش آید.

(9) و فرمود علیه السّلام: پیوند برادران به هنگام حضر، دیدار از هم و به گاه سفر، نامه ‏نگارى به یک دیگر است.

(10) و فرمود علیه السّلام مؤمن جز به سه خصلت نیک نشود: فهم در دین، اندازه‏ دارى نیکو در زندگانى و بردبارى بر ناگوارى.

(11) و فرمود علیه السّلام: بر مؤمن، عورتش چیره نگردد و شکمش او را رسوا نسازد.

(12) و فرمود علیه السّلام: همنشینى بیست ساله (به منزله) خویشاوندى است.[12]

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام کتاب: رهاورد خرد / ترجمه تحف العقول‏ ص363

نویسنده: ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏

مترجم: اتابکى، پرویز

جامع الاحادیث


[1] کلینى، محمد بن یعقوب، الروضة من الکافی یا گلستان آل محمّد / ترجمه کمره‏اى - تهران، چاپ: اول، 1382ق.

[2] مسعودى، على بن حسین، ترجمه إثبات الوصیة - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش.

[3] مسعودى، على بن حسین، ترجمه إثبات الوصیة - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش.

[4] ( 1) روز شهادت از ایام هفته: روز یک شنبه، بقولى دوشنبه.

روز شهادت از ایام ماه: بیست و پنجم ماه شوال، بقولى بیست و پنجم ماه رجب ماه شهادت: ماه شوال، بقولى ماه رجب. سال شهادت: سال صد و چهل و هشت هجرى. محل دفن: قبرستان بقیع. مدت عمر: شصت و پنج سال، بقولى شصت و هشت سال. مدت امامت: سى و سه سال، بقولى سى و چهار سال. قاتل: منصور. علت وفات: زهرى که در طعام یا انگور ریخته بودند- مترجم.

[5] مسعودى، على بن حسین، ترجمه إثبات الوصیة - تهران، چاپ: دوم، 1362 ش.

[6] ( 1) در پاره‏ اى نسخه ‏ها به جاى« فالطّمأنینة الى کلّ احد عجز»[ فلا طمأنینة الى کل احد- پس به هر کسى اعتماد نباشد] آمده است.

[7] ( 2) در پاره ‏اى نسخه‏ ها به جاى« صرعة الاشتر سال»،[ سرعة الاسترسال- سرعت دلباختگى را ...] آمده است

[8] ( 3) در متن چنین است و در الکافى آمده‏[ و التقوى على الایمان درجة و الیقین على التقوى درجة- و تقوى یک درجه بالاى ایمان و یقین یک درجه بالاى تقوى است‏]

[9] ( 4) در پاره ‏اى نسخه ‏ها به جاى« تورث الغمّ و الحزن»،[ ... النقم و الحزن- نقمت و اندوه‏] آمده است.

[10] ( 5) زیرا نقل مکان از خانه اجاره ‏اى آسانتر از تعویض خانه ملکى است و مستأجر هر گاه از درنگ در خانه ‏اى به سببى دلزده شود خانه‏ اى دیگر اجاره مى‏ کند. در فرهنگ عامّه نیز آمده است:« اجاره ‏نشین خوش ‏نشین باشد».- م.

[11] ( 6) زیرا تهیه نان خانگى، از دستاس کردن گندم و خمیرگیرى و پختن نان به تنور، کارى سخت دشوار و براى بانوان رنج آور است ولى خرید نان به هیچ یک از این زحمات نیازى ندارد.- م.

[12] ابن شعبه حرانى، حسن بن على، رهاورد خرد / ترجمه تحف العقول - تهران، چاپ: اول، 1376ش.

/ 1 نظر / 12 بازدید
دانلود فیلم

سلام.وبلاگ خوبی دارید فقط اگر میشه فونت هاشو یکم بزرگتر کنید عالی میشه موفق باشید ----------------- ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer yospammer.tk