حكومت مهدى‏ منتظر «علیه السلام» و قسط (عدل)

قرآن‏

1 وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ، وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً، وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏*[1] مى‏ خواهيم در حقّ مستضعفان زمين احسان كنيم، و آنان را پيشوايان (فضيلت و عدل) قرار دهيم، و وارثان (قدرت و مكنت) سازيم*

حديث‏

1 النّبيّ «ص»: أبشّركم بالمهديّ، يبعث في أمّتي، على اختلاف من النّاس و زلازل، فيملأ الأرض عدلا و قسطا، كما ملئت ظلما و جورا![2]

پيامبر «صلی الله علیه و آله» فرمود: شما را به آمدن مهدى بشارت مى ‏دهم كه از ميان امّت من ظهور خواهد كرد، در زمانى كه مردمان در اختلاف و شدايد به سر برند، پس او زمين را از عدل و داد پر مى ‏كند، پس از آنكه از ستم و جور پر شده باشد.

* اين مضمون، از پيامبر اكرم «صلی الله علیه و آله»- به «تواتر معنوى»- در كتاب هاى معتبر حديث شيعه و سنّى ( «صحيح» ها و «مسند» ها) نقل شده است.

2 النّبيّ «ص»- أبو سعيد الخدريّ قال: قال رسول اللَّه «ص»: «أبشّركم بالمهديّ ... يملأ الأرض قسطا و عدلا ...»[3].

پيامبر «صلی الله علیه و آله»- ابو سعيد خدرى مى‏ گويد: پيامبر خدا «صلی الله علیه و آله» فرمود: «شما را به ظهور مهدى مژده مى‏ دهم ... او زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد ...».

3 الإمام الصّادق «ع»: ... أما و اللَّه! ليدخلنّ عليهم عدله، جوف بيوتهم، كما يدخل الحرّ و القرّ.[4]

امام صادق «علیه السلام»: ... هان به خدا سوگند! (مهدى) عدالت خويش را تا درون خانه ‏هاى مردم وارد مى‏ كند، به همان گونه كه هواى گرم و هواى سرد به درون وارد مى‏ شوند.

* پس اسلام دين قسط و عدل است، عدل در همه شئون و امور ...

- و اين كتاب آسمانى اسلام يعنى قرآن است، كه مردمان را به عدل فرمان مى‏ دهد و به قسط دعوت مى‏ كند.

- و اين پيامبر اسلام است كه قسط را بر پا مى‏ دارد و به آن تجسّم مى‏ بخشد، حتى در نگريستن به اصحاب خود، چه «نگاه كردن خود را در ميان اصحاب تقسيم مى‏ كرد، و به اين و آن، به يك اندازه نظر مى‏ انداخت»[5].

- و اين اوصياى پيامبر اسلامند كه هم از لحاظ عملى و هم از لحاظ تعليمى، قسط را بر پا داشتند، و- چنان كه پس از اين خواهد آمد- اين گونه توصيف شدند:

«القوّامون بالقسط

بر پا دارندگان راستين قسط».

- و اين مهدى منتظر اسلام است- يعنى مسيح مسيح ها و نتيجه نتايج- كه براى پركردن زمين از قسط و عدل خواهد آمد،[6] و اموال و امكانات را به شكلى تقسيم خواهد كرد كه ديگر نيازمندى به زكات ديده نخواهد شد ...[7] پس در پرتو اين نگرش روشنى‏ بخش، هر فقه يا حكومت يا جامعه ‏اى كه عملا در برابر اصل قسط سر فرود نياورد، و عدالت را در همه زمينه ‏ها و گروه هاى اجتماعى تحقّق نبخشد، و اشخاص و جريان هاى اقتصاديى كه مانع اجراى قسطند از ميان نبرد، و اقتصادى در جهت تحقّق «قسط» پي ريزى نكند، حق ندارد كه خود را وابسته به اسلام بداند، تا دين جاودانى خدا از بدنامى مصون بماند.

و آن كس كه مى‏ پندارد كه تحقّق بخشيدن به «آيه مستضعفين» و حاكميّت يافتن آنان، تنها با سقوط يك نظام اتّفاق مى ‏افتد، و نيازمند به تغيير وضع معيشت توده ‏ها و سالم سازى روابط اقتصادى و معاملاتى نيست، نيز احتياج به آن ندارد كه مستضعفان واقعى (يعنى توده مردم نه عدّه ‏اى معدود)، حاكميّت را به دست گيرند، و صاحبان قدرت شوند، و حقوق سلب‏ شده ايشان به آنان باز گردد، چنين كسى غرق در پندارها و اوهام است، و از فهم واقعيّت اسلام به دور.

و آن كس كه گمان مى ‏كند، بدون از بين رفتن تكاثر (و اقتصاد آزاد و بى‏ نظارت)، و نابود شدن فقر از عرصه ‏هاى زندگى، قسط تحقّق‏ خواهد يافت، و مردمان به اقامه آن خواهند پرداخت، يا خواب هاى پريشان مى‏ بيند، يا مى‏ خواهد واقعيّت را به صورت ديگرى به توده ‏هاى مردم نمايش دهد، يا خود و كسانش در سلك متكاثران و مترفان در آمده ‏اند، يا دل آن را ندارند كه مردانه در روى ستمكاران اقتصادى بايستند.[8]

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

 

نام كتاب: الحياة / ترجمه احمد آرام‏ ج‏5 ؛ ص264 الی 267

نويسنده: حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على‏

تاريخ وفات مؤلف: زنده در 1432 ق‏

مترجم: آرام، احمد


[1] ( 1).« سوره قصص»( 28): 5.

[2] ( 2).« بحار» 51/ 81، از كتاب« كشف الغمّة»، از احاديثى كه حافظ ابو نعيم اصفهانى( م:

430 ق)، صاحب كتاب« حلية الأولياء»، نقل كرده است.

[3] ( 1).« مسند»- احمد حنبل شيبانى؛« منتخب الأثر»/ 147.

[4] ( 2).« بحار» 52/ 362، از كتاب« الغيبة»( غيبت امام زمان« ع»)- تأليف شاگرد شيخ كلينى، محدّث عظيم القدر، محمّد بن ابراهيم نعمانى.

[5] ( 3).« وسائل» 8/ 499، نيز فصل پيشين،« نگاهى به سراسر فصل».

[6] ( 1). فصل 39، از اين باب،« نگاهى به سراسر فصل»( جلد چهارم/ 621).

[7] ( 2).« بحار» 52/ 390، نيز حديث« 37»، فصل پيش.

[8] حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على، الحياة / ترجمه احمد آرام - تهران، چاپ: اول، 1380ش.

/ 0 نظر / 39 بازدید