فضائل امیر المؤمنین علیه السّلام از لسان امام حسین‏ علیه السّلام‏

حجّ امام حسین علیه السّلام با شیعیان و اهل بیت علیهم السّلام‏

یک سال‏[1] قبل از مرگ معاویه، امام حسین علیه السّلام به همراه عبد اللَّه بن عباس و عبد اللَّه بن جعفر به حجّ رفتند. حضرت مردان و زنان بنى هاشم و دوستان و شیعیانشان را که به حجّ آمده بودند و نیز گروهى از انصار را که حضرت و اهل بیتش آنان را مى‏ شناختند جمع کردند. سپس افرادى را فرستادند و فرمودند: احدى از اصحاب پیامبر صلى اللَّه علیه و آله که معروف به صلاح و عبادت هستند و امسال به حج آمده‏ اند را ترک نکنید و آنها را نزد من جمع نمائید»[2].

اجتماع هزار نفر در مجلس مناشده امام حسین علیه السّلام‏

در منى بیش از هفتصد نفر[3] نزد آن حضرت در خیمه‏ اش جمع شدند که اکثر آنان از تابعین بودند، و حدود دویست نفر از اصحاب پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و دیگران بودند.

کلام امام حسین علیه السّلام در باره جنایات معاویه‏

امام حسین علیه السّلام در مقابل آنان براى خطابه ایستاد و خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود:

______________________________

امّا بعد، این طغیانگر در باره ما و شیعیانمان آنچه دیدید و مى ‏دانید و حاضر بوده ‏اید روا داشت! من مى‏ خواهم از شما مطالبى را سؤال کنم، اگر راست گفتم مرا تصدیق کنید و اگر دروغ گفتم تکذیب کنید.

به حق خداوند بر شما و حق پیامبر و حق قرابتم با پیامبرتان، از شما مى‏ خواهم که وصف این مجلس مرا با خود ببرید و سخنان مرا بازگو کنید[4] و همه شما دعوت کنید قبائلى را که یاران شما هستند، آنان که از آنها در امان هستید و به آنان اطمینان دارید[5].

آنان را به آنچه از حق ما مى‏ دانید دعوت کنید که من مى‏ ترسم این امر ولایت کهنه شود و حق از بین برود و مغلوب گردد[6]، ولى خداوند نور خود را کامل خواهد کرد اگر چه کافران را خوش نیاید.

 

فضائل امیر المؤمنین علیه السّلام از لسان امام حسین‏ علیه السّلام‏

 

...امام حسین علیه السّلام چیزى از آنچه خداوند در باره آنان از قرآن نازل کرده ترک نکرد مگر آنکه تلاوت نمود و تفسیر کرد. و نیز چیزى از آنچه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در باره پدر و برادر و مادرش و خودش و اهل بیتش فرموده بود ترک نکرد مگر آنکه نقل نمود. در همه اینها صحابه مى‏ گفتند: «به خدا قسم آرى شنیده ‏ایم و شهادت مى ‏دهیم»، و تابعین مى‏ گفتند:

«به خدا قسم کسى از صحابه براى ما نقل کرده که او را راستگو مى‏ دانیم و به او اطمینان داریم».

حضرت هم مى ‏فرمود: شما را به خدا قسم مى‏ دهم که آن را براى کسانى که به آنها و به دینشان اعتماد دارید نقل کنید.

1. حدیث مؤاخاة

سلیم مى‏ گوید: از جمله آنچه حضرت آنان را قسم داد و آنان را متذکّر شد این بود که فرمود: شما را به خدا قسم مى‏ دهم، آیا مى ‏دانید که علىّ بن ابى طالب علیه السلام برادر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بود، هنگامى که آن حضرت بین اصحابش برادرى قرار داد، و بین او و خودش برادرى قرار داد و فرمود: «تو برادر من و من برادر تو در دنیا و آخرت هستم»؟ گفتند: آرى به خدا قسم.

2. حدیث سدّ ابواب‏

فرمود: شما را به خدا قسم مى‏ دهم، آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله محل مسجد و منازلش را خرید و آن را بنا کرد، و سپس ده منزل در آن ساخت که نه منزل براى خودش و دهمى را در وسط آنها براى پدرم قرار داد. سپس همه درهایى که به مسجد باز مى ‏شد به جز در خانه على را مسدود کرد. در این باره عدّه ‏اى سخنانى گفتند. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «من در خانه‏ هاى شما را مسدود نکردم و در خانه او را باز نگذاشتم، خداوند دستور بستن در خانه‏ هاى شما و باز گذاردن در خانه او را داد».

سپس پیامبر صلى اللَّه علیه و آله نهى کرد که جز او کسى از مردم در مسجد بخوابد. على علیه السّلام در مسجد جنب مى‏ شد و منزل او در منزل پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بود، و براى او و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در مسجد اولادى به دنیا آمد.

گفتند: آرى به خدا قسم.

فرمود: آیا مى‏ دانید که عمر بن خطاب طمع کرد که شکافى به قدر چشمش از منزلش به مسجد باز کند ولى حضرت مانع شد[7].

سپس پیامبر صلى اللَّه علیه و آله خطبه ‏اى خواند و فرمود: خداوند به موسى امر کرد که مسجد طاهرى بنا کند که کسى جز او و هارون و دو پسرش در آن ساکن نشوند. خداوند به من هم دستور داده که مسجد طاهرى بنا کنم که جز من و برادرم و دو پسرش در آن ساکن نشویم.

گفتند: آرى به خدا قسم.

3. حدیث غدیر

فرمود: شما را به خدا قسم مى ‏دهم، آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در روز غدیر خم او را منصوب کرد و ولایت را براى او اعلام نمود و فرمود: «باید حاضر به غایب خبر دهد»؟

گفتند: آرى به خدا قسم.

4. حدیث منزلت‏

فرمود: شما را به خدا قسم مى ‏دهم، آیا مى ‏دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در جنگ تبوک به او فرمود: «تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى هستى، و تو صاحب اختیار هر مؤمنى بعد از من هستى»؟

گفتند: آرى به خدا قسم.

5. حدیث مباهله‏

فرمود: شما را به خدا قسم مى‏ دهم، آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله وقتى مسیحیان نجران را به مباهله دعوت کرد کسى جز او و همسرش و دو پسرش را نیاورد؟

گفتند: آرى به خدا قسم.

6. حدیث لواى خیبر

فرمود: شما را به خدا قسم مى ‏دهم، آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در روز خیبر علم را به او سپرد و فرمود: «آن را به دست کسى خواهم سپرد که خدا و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد. پشت سر هم حمله مى‏ کند و فرار نمى‏ کند، و خداوند خیبر را به دست او فتح مى‏ کند».

گفتند: آرى به خدا قسم.

7. ابلاغ سوره برائت‏

فرمود: آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله او را براى ابلاغ سوره برائت فرستاد و فرمود: «از جانب من کسى جز خودم یا کسى که از من باشد نباید پیامى ابلاغ کند»[8].

گفتند: آرى به خدا قسم.

8. فداکارى و پیشقدمى امیر المؤمنین علیه السّلام‏

فرمود: آیا مى ‏دانید که هیچ کار مشکلى براى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله پیش نیاید مگر آنکه او را اعتمادى که داشت پیش فرستاد، و هیچ گاه او را به اسمش صدا نزد مگر آنکه مى‏ فرمود:

«اى برادرم» و «برادرم را فراخوانید».

گفتند: آرى به خدا قسم.

9. على علیه السّلام صاحب اختیار هر مؤمن‏

فرمود: آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بین او و جعفر و زید قضاوت کرد[9] و فرمود: «یا على، تو از من و من از توام. و تو صاحب اختیار هر مرد و زن مؤمنى بعد از من هستى».

گفتند: آرى به خدا قسم.

10. سؤال و خلوت پیامبر و امیر المؤمنین علیه السّلام‏

فرمود: آیا مى‏ دانید که او در هر روز با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله خلوتى و در هر شب حضورى داشت، که هر گاه مطلبى مى‏ پرسید پاسخ مى‏ فرمود و هر گاه سکوت مى‏ کرد خود آن حضرت شروع مى‏ فرمود.

گفتند: آرى به خدا قسم.

11. على علیه السّلام بهترین اهل بیت‏

فرمود: آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله او را بر جعفر و حمزه فضیلت داد آن هنگام که به فاطمه علیها السّلام فرمود: «تو را به بهترین اهل بیتم و مقدّم ‏ترین آنان در اسلام و بالاترین آنان در حلم و بیشترین آنها در علم تزویج نمودم»؟

گفتند: آرى به خدا قسم.

12. سیادت پنج تن علیهم السّلام‏

فرمود: آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «من سیّد فرزندان آدم هستم، و برادرم على سیّد عرب، و فاطمه سیّده زنان اهل بهشت، و دو پسرم حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت هستند»؟

گفتند: آرى به خدا قسم.

13.غسل پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به دست علىّ علیه السّلام‏

فرمود: آیا مى ‏دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله او را دستور به غسلش داد و به او خبر داد که جبرئیل او را در غسل کمک مى‏ کند؟

گفتند: آرى به خدا قسم.

14. حدیث ثقلین‏

فرمود: آیا مى‏ دانید که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در آخرین خطابه‏ اى که براى مردم ایراد کرد فرمود: «اى مردم، من در میان شما دو چیز گرانبها باقى گذاشتم: کتاب خدا و اهل بیتم. به این دو تمسّک کنید تا گمراه نشوید».

گفتند: آرى به خدا قسم.

آیات و احادیث مربوط به اهل بیت علیهم السّلام‏

سلیم مى‏ گوید: امام حسین علیه السّلام چیزى از آنچه خداوند به خصوص در باره على بن ابى طالب علیه السّلام و اهل بیتش در قرآن و بر لسان پیامبرش نازل کرده بود ترک نکرد مگر آنکه در آن مورد آنان را قسم داد.

صحابه مى‏ گفتند: «آرى به خدا قسم، شنیده ‏ایم» و تابعى مى ‏گفت: «به خدا قسم کسانى که به او اطمینان دارم- فلانى و فلانى- برایم نقل کرده ‏اند»[10].

حب و بغض نسبت به پیامبر و على علیهما السّلام‏

سپس امام حسین علیه السّلام آنان را در این باره قسم داد که آیا از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیده ‏اند که مى ‏فرمود: «هر کس گمان کند مرا دوست مى‏ دارد و على را مبغوض مى‏ دارد دروغ مى‏ گوید. مرا دوست ندارد در حالى که على را مبغوض بدارد»!

شخصى به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله عرض کرد: یا رسول اللَّه، این مطلب چگونه مى‏ شود؟

فرمود:«چون او از من و من از اویم. هر کس او را دوست بدارد مرا دوست دارد، و هر کس مرا دوست بدارد خدا را دوست دارد. هر کس او را مبغوض بدارد مرا مبغوض داشته، و هر کس مرا مبغوض بدارد خدا را مبغوض داشته است».

گفتند: آرى به خدا قسم، شنیده ‏ایم.

و در اینجا مردم متفرّق شدند[11].

روایت از کتاب سلیم:

1. بحار: ج 33 ص 173 ح 456.

2. بحار: ج 44 ص 128.

3. الدرر النجفیة: ص 281 و 287.

4. الغدیر: ج 2 ص 106.

روایت با سند به سلیم:

1. احتجاج طبرسى: ج 2 ص 15.

2. نزهة الکرام: ص 661.

روایت از غیر سلیم:

1. کشف الغمة، بروایت بحار ج 8 قدیم ص 534.

2. تاریخ یعقوبى: ج 2 ص 223.

3. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 11 ص 44.[12]

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم 

 

نام کتاب: أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم‏ ص463

نویسنده: هلالى، سلیم بن قیس‏

مترجم: انصارى زنجانى خوئینى، اسماعیل‏


[1] ( 32)« الف»: دو سال.

[2] ( 33)« ب»: سپس احدى از اصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و از تابعین که در شهرها معروف به صلاح و عبادت بودند ترک نکرد مگر آنکه آنان را جمع نمود.« ج»: سپس کسى را فرستاد و فرمود: احدى از اصحاب پیامبر صلى اللَّه علیه و آله و نیز از تابعین از فرزندان انصار که معروفند را فراموش مکن».

[3] ( 34) در کتاب احتجاج: هزار نفر.

[4] ( 35)« ج»: سخن مرا کتمان کنید، و در یاران و قبیله‏ هاى خود و مردمى که به آنان اطمینان دارید دعوت کنید.

[5] ( 36)« ب» و« د»: سخن مرا بشنوید و گفتار مرا بنویسید، سپس به شهرها و قبائل خود باز گردید، و هر کس از مردم را که در امان بودید و به او اطمینان کردید دعوت کنید.

[6] ( 37)« ج» و« د»: من مى‏ترسم این حق مندرس گردد یا بمیرد و از بین رود.

[7] ( 38) در این باره به پاورقى 13 از حدیث 11 مراجعه شود.

[8] ( 39) در این باره به پاورقى 14 در حدیث 11 مراجعه نمائید.

[9] ( 40) در این باره به پاورقى 15 از حدیث 11 مراجعه شود.

[10] ( 41) در« ب» این اضافه را دارد: فرمود: شما را بخدا قسم مى‏دهم که براى هر کس که به او اطمینان دارید نقل کنید.

[11] ( 42) در کتاب احتجاج: سپس حضرت از منبر فرود آمد و مردم متفرّق شدند.

[12] هلالى، سلیم بن قیس، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه کتاب سلیم - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق.

 

/ 0 نظر / 64 بازدید